» از دیگر رسانه‌ها » مسولين به دنبال حاكميت بر هنرند
از دیگر رسانه‌ها - انتخاب سردبیر - گفت‌و‌گو

مسولين به دنبال حاكميت بر هنرند

اکتبر 7, 2025 2

ميزگردي با حضور انوشيروان ارجمند، رضا صابري و برزوارجمند پيرامون گذشته و حال تئاتر مشهد

مشهدتئاتر- جواد اشكذري: مدتي پيش بسياري از هنرمندان تئاتر ،سينما و تلويزيزن مانند انوشيروان ارجمند و برزوارجمند براي بازي در تله فيلم ‹طرقه› ميهمان مشهدي ها بودند. حضور آنها در مشهد بهانه اي شد تا با دعودت از استاد رضا صابري نشستي را تدارك ببينيم و گفت وگويي با هم داشته باشيم .آنچه مي خوانيد گفته ها و ناگفته هاي اين هنرمندان ارزنده تئاتر كشور است.

جناب ارجمند در ابتدا می‌خواهیم بدانیم چه عاملی سبب می‌شود یک نفر هنر را انتخاب کند و به این سمت کشش پیدا کند؟

انوشیروان ارجمند: ضمیر ناخودآگاه آدمی همواره به سمتی سوق پیدا می‌کند که آدم‌های زیباپسند به خاطر ظرافت روحی که دارند به سمت زیبایی گرایش پیدا می‌کنند و هنر نهایت این زیبایی‌هاست. از زیبایی‌ها هم می‌باشد. مهم چگونه انتخاب‌کردن است .

 شما چطور در این مسیر پرطمطراق تئاتر قرار گرفتید؟

 انوشیروان ارجمند: من هرچند پدرم نظامی بود اما در یک خانواده ادیب بزرگ شدم. او شعر می‌گفت و مادرم ساز می‌زد. گذشته از آن رغبت و کشش آدمی در سن کودکی به شکلی است که بازتاب آن در سنین نوجوانی و جوانی نمود پیدا می‌کند. من در نوجوانی تمام خطابه‌های ادبی مدرسه را اجرا می‌کردم. در آن زمان معلمی داشتم که از هنرمندان تئاتر بود. وقتی ذوق و استعداد مرا دید، تشویقم کرد تا جایی که توانستم در سال ۱۳۳۵ اولین جایزه بازیگری خودم را در سن ۵۱ سالگی بگیرم. پدرم مخالف سرسخت فعالیت‌های تئاتری‌ام بود. یادم می‌آید اسم مرا در آموزشگاه زبان نوشت که زبان انگلیسی یاد بگیرم اما شهریه آن را از آموزشگاه پس گرفتم و با خودم به اداره هنرهای دراماتیک بردم و سر کلاس دکتر فروغ نشستم. این‌قدر عاشق بودم که هرچه پدرم می‌گفت: «برو مسخره‌گی پیشه کن و مطربی آموز» را به گوش نمی‌گرفتم و سعی داشتم تمام انرژی‌ام را صرف این هنر کنم.

رضا صابری: هر آدمی به شکلی درگیر تئاتر می‌شود و به شکلی هم مشتاق آن. به نظر من کشش هرکسی به سمت این هنر با هم متفاوت است. من در یک خانواده کارگری بزرگ شدم و به دلیل انزوا گوشه‌گیری که از وضعیت فرهنگی خانه داشتم، به سمت یک فضای جمعی یعنی هنر نمایش روی آوردم.

بررزو ارجمند: اصلاً نمی‌خواستم بازیگر شوم. از کودکی می‌خواستم موزیسین شوم ولی وقتی فیلم سینمایی «دندان مار» مسعود کیمیایی را بر پرده سینمای هویزه مشهد دیدم، عاشق بازیگری شدم.

جاذبه‌های بصری سینما دلیل این کشش بود؟

برزو ارجمند: هرچند به خاطر جاذبه‌های سینمایی تصمیم گرفتم بازیگر شوم ولی وقتی برای اولین‌بار بر روی صحنه حرفه‌ای تئاتر رفتم عاشق بازیگری شدم و تا الآن هیچ وقت بازیگری در سینما نتوانسته مرا راضی کند.

 تا چقدر خانواده‌تان در بازیگر‌شدنتان مؤثر بوده است؟

 برزو ارجمند: به طور حتم‌بودن در یک خانواده هنر در بازیگر‌شدنم بسیار مؤثر بوده است. نمی‌دانم چه شد که بازیگر شدم؟ کوچک که بودم، نمی‌دانستم عشق به تئاتر یعنی چه؟ خیلی دوست داشتم بروم اداره تئاتر و دست آقای صابری را گاز بگیرم یا با آدم‌های آنجا فوتبال بازی کنم، من در فضای هنری مشهد در بین بچه‌های اداره تئاتر رشد کردم.

 همنشینی با آدم‌های تئاتر مشهد چقدر در بالا بردن علم و دانش شما مؤثر بوده است؟

برزو ارجمند: آن‌قدر که وقتی به تهران آمدم بی‌سواد نبودم و از شاگردان خوب دانشگاه به حساب می‌آمدم.

 جناب صابری شما از خصوصیت جمع‌گرایی در تئاتر سخن به میان آوردید که از دلایل عمده گرایش شما به سمت تئاتر نیز بوده است. در این باره برایمان بگویید؟

  رضا صابری: اصولاً انسان یک موجود جمع‌گراست و به شدت علاقه‌مند است که در جمع حضور داشته باشد. از تنهای متنفر است و همیشه به سمت جمع گرایش دارد و سعی دارد احساسات، خلاقیت و هرچیزی که در نهادش دارد در جمع نشان دهد. طبیعی است که ما هم به نوعی علاقه‌مند به جمع شویم. به نظر من تئاتر زیباترین جمع هنری و پربارترین جمع فرهنگی جهان است.

چرا؟

برزو ارجمند: به خاطر اینکه تنها هنری است که سوژه و مخاطب هر دو به طور هم‌زمان با هم نفس می‌کشند. این هنر آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند ریتم تنفس و قلب مخاطب را با ریتم خود هماهنگ کند.

 انوشیوران ارجمند: تئاتر مجموع هنرهاست. شما می‌توانید از نقاشی، مجسمه سازی گرفته تا فن بیان و خطابه و فرم‌های آیینی سنتی، بازتاب همه آنها را در تئاتر ببینید. ما وقتی که از تئاتر صحبت می‌کنیم یعنی داریم از مقوله جامعی که بازتاب و آیینه‌ی تمام نمای آن مکان جغرافیایی است، حرف می‌زنیم.

به نوعی می‌توان از تئاتر به عنوان یک هنر کامل و جامعه‌اش باشد، نام برد؟

 برزو ارجمند: ما رفتیم مراکش در فستیوالی شرکت کنیم. وقتی اجرای نمایش‌مان تمام شد، اغلب هنرمندان کشورهای مختلف ما را به عنون یک کشور با فرهنگ نام بردند. این‌قدر تئاتر مهم است. وقتی کشوری می‌خواهد به فرهنگ کشور دیگری پی ببرد تئاتر آن را می‌بیند. باید به اهمیت فرهنگی آن برسیم. هم مسئولان و هم هنرمندان باید بدانند که تئاتر اتفاق مهمی است. با یک تئاتر می‌توان دور دنیا را زد و فرهنگ ایران هم نشان داد.

  بنابراین تئاتر خراسان با توجه به پشتوانه‌غنی فرهنگی که دارد می‌تواند در این مهم مؤثر باشد؟

برزو ارجمند: در گذشته به مشهد مهد تئاتر ایران می‌گفتند. تمام کشور منتظر بود که مشهد اثری را تولید کند تا آنها از او ایده بگیرند و در کارهایشان اجرا بکنند. به نظر من «خانات»، «شکر آخر»، «مظلوم پنجم»، «رامرودیها»، «شناور آتش» اتفاقی نبوده است.من گله دارم که چرا تئاتر «عشیق» که در تهران به روی صحنه رفت در مشهد اجرا نشد.

شاید به خاطر عدم استقبال تماشاگری باشد که کماکان گریبانگیر تئاتر مشهد است.

برزو ارجمند: اشکالی ندارد. یادم می‌آید که یک شب آقای آزادنیا نمایشی را برای یک تماشاگر اجرا کرد. یادم می‌آید که در اداره تئاتر آن زمان آنقدر عرض سالن کم بود که صندلی‌هایش را از سالن خارج می‌کردند تا عرض آن به اندازه‌ای شود که بتوانند میزانسن بدهند. می‌دانید یعنی چی؟ خودشان پوستر چاپ می‌کردند. خودشان دکور می‌زدند. خودشان طراحی لباس می‌کردند. خودشان رانندگی می‌کردند. ما در آن زمان وانتی داشتیم که در اختیار اداره تئاتر بود که با آن دکور جابه‌جا می‌کردیم. چون جایی برای رنگ‌زدن نداشتیم، دکورها را در خانه ما زنگ می‌زدیم. ولی احساس می‌کنم جوانان هنرمند مشهد نه اینکه ندانند ولی متوجه وضعیت کنونی خود نیستند.

انوشیروان ارجمند: یک زمانی صابری از من پرسید که چقدر پول داری. می‌خواهم شمیم بها را به مشهد بیاورم تا شکسپیر درس بدهد. گفتم اگر نداشته باشم از گروه جمع می‌کنیم و هزینه‌اش را فراهم می‌کنیم. همه ما با دل و جان طلبه تئاتر بودیم چون می‌خواستیم در قله قرار گیریم. چون عاشق بودیم و واقعاً می‌خواستیم مرکز آموزش تئاتر خراسان مرکز آموزش تئاتر ایران باشد.آن‌زمان دستمزد ما عشق‌مان بود. مادیات در رده دوم قرار داشت. ما اینطور نگاه می‌کردیم. ما اول کار می‌کردیم بعد توقع‌مان را مطرح می‌کردیم.

رضا صابری: ما در تئاتر این شهر از ۴ سال گذشته تاکنون خیلی خسران دیده‌ایم و در کنارش روزها درخشش و پیروزی هم داشته‌ایم. ما در طول این 30، ۴۰ سال اخیر ایستادگی کرده‌ایم و پایداری بسیاری از خود نشان داده‌ایم. چون به این حرفه‌ علاقه‌مند بودیم و عشق می‌ورزیدیم و به همین دلیل جوانی و زندگی‌مان را خرج تئاتر این شهر کرده‌ایم، اما متأسفیم که برخی فکر می‌کنند هنر بازنشستگی دارد و هنرمند بعد از چند سال تمام می‌شود.

 

  شما فکر می‌کنید متولیان فرهنگی تئاتر این شهر کوتاهی کردند!

 انوشیروان ارجمند: بله، اولویت‌شان تئاتر و سینما نیست. آنها فقط به دنبال حاکمیت پرهیزند.

 رضا صابری: متولیان فرهنگ و هنر وظیفه هدایت و حمایت هنرمند تئاتر را برعهده دارند. نباید فکر کنند که هنر و هنرمند لازمان و لامکان است. هنرمند خلاق، مستعد و معتقد در زمان جریان دارد ولی نمی‌دانم چرا برخی از این مدیران برای هنرمندان پیشکسوت خود هیچ ارج و قربی قائل نیستند. به طور مثال شما نگاهی به بزرگداشت انوشیروان ارجمند و برزو ارجمند که از مخافل خوب چند سال اخیر مشهد به حساب می‌آید، بیندازید. این مراسم دل‌هایمان را به هم نزدیک کرد و نشان داد که دور از همدیگر نیستیم، هرچند کم لطفی و بی‌توجهی هم دیدیم. این بی‌توجهی ما باعث نمی‌شود که از راهی که انتخاب کردیم، جدا شویم. ما نزدیک به ۴۰ است که می‌نویسیم، کارگردانی می‌کنیم، دکور رنگ می‌زنیم و هزار کار دیگر اما مصمم و معتقدانه پا جرفه‌مان ایستاده‌ایم. سرسختانه پای باورهایمان ایستاده‌ایم و چه حمایت بشویم و چه نشویم کار خود را ادامه می‌دهیم و سعی می‌کنیم مردم دار و مردم‌مدار و جامعه‌گرا باشیم و برای مملکت خدمت بکنیم. برخی فکر می‌کنند که هنرمندان تئاتر مشهد به مرگ سمبولیک دچار شده‌اند. این چنین نیست. متأسفانه حتی دوستان جوانی که روزی دغدغه‌هایمان را بین آنها تقسیم می‌کردیم و الان در تئاتر مشهد مسئولیتی دارند و الان حمایت و هدایت بخشی از تئاتر را بر عهده دارند هم به نوعی به ما بی‌حرمتی می‌کنند. حتی متأسفم این بی‌حرمتی‌ها و بی‌محبتی‌ها در شهر مشهد دارد به اوج خودش می‌رسد. خیلی زشت است که در مشهد به عنوان یک کلان‌شهر مذهبی با این فرهنگ غنی و با این همه هنرمند فرهیخته، آنها نتوانند زیر یک سقف همدیگر را تحمل کنند. ما باید یاد بگیریم با هم باشیم.هنرمندی که در این شهر مانده و با همه سختی‌ها و با اندک دستمزد ایستاده و تحمل کرده و از تمام امکاناتی که در تهران متمرکز است، چشم پوشیده، درست نیست بی‌حرمتی و بی‌توجهی ببیند.

  بروزو ارجمند: در این بیست و چند روزی که در مشهد بودم متوجه شدم که شما از هنرمندان زبده‌ای که در سطح کشور، شماره یک هستند به بدی استفاده می‌کنید. شما هیچ‌وقت شوق و علاقه در این هنرمندان به‌وجود نمی‌آورید. ولی می‌توانستم این کار را با آقای صابری انجام بدهم. آن‌قدر که بتوانم پنج‌تا از نمایشنامه‌هایش را با هم بخوانیم و به نتیجه‌ای هم رسیدیم که کارهایی با هم انجام دهیم. ما در تهران وقتی می‌دیدیم که استادی حرفی برای گفتن دارد، رهایش نمی‌کردیم اما نمی‌دانم چرا در مشهد قدر این هنرمندان بزرگ دانسته نمی‌شود.من در این چند روزی که با صابری بودم به اندازه دوران دانشگاهم درباره تئاتر مشهد، بازیگری و نویسندگی یاد گرفتم. من چیزی نداشته و ندارم که به او بدهم و او هم از اینکه به من چیزی یاد می‌داد لذت می‌برد. اگر هنرمندان جوان هم این کار را بدهند به طور حتم این هنرمندان دچار پیری زودرس نمی‌شوند.وقتی رفتم تهران فهمیدم پدرم کیست، رضا صابری کیست؟ خیلی‌ها افتخار جشنواره‌شان این است که کاری از صابری در بخش ویژه داشته باشند اما نمی‌دانم چرا در شهر خود مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند.نمی‌توان همه تقصیرها را به گردن مسئولان انداخت. شما مطبوعاتی‌ها هم مقصرید.

 ظاهراً شما از سریال صاحبدلان تاکنون با مطبوعات قهر کردید و از آنان دلخورید؟

 برزو ارجمند: تا این زمانی که در مشهد هستم. ۶ خبرنگار با من مصاحبه کردند و تمام آنها از من سئوالاتی پرسیدند که به راحتی در اینترنت می‌توان پیدا کرد. این موضوع نشان می‌دهد که شما دارید دور باطل می‌زنید. چرا دنبال یک سری سئوالاتی نمی‌روید که مخاطب وقتی آنها را می‌خواند لذت ببرد.

ولی در تهران هم این مشکل وجود دارد؟

 برزو ارجمند: بله، در تهران هم این وضعیت را می‌بینیم اما با این تفاوت که اگر در آنجا ۱۰ مصاحبه گر بد سئوال بپرسند، حداقل یک نفر پیدا می‌شود که درست کارش را انجام دهد. چون تلاش می‌کند مثل دیگران نباشد، اما این اتفاق نمی‌افتد.من از نشریه شما می‌پرسم شما چقدر مصاحبه با صابری و امثال او داشته‌اید و از او پرسیده‌اید که از تئاتر مشهد بگوید. من در هفته‌نامه شما عکس‌هایی از ۸۰ سال پیش خیابان چهار طبقه دیدم و سریع ذهنم به سمت خاطرات آن زمان رفت. آیا از هنرمندان خواسته‌اید که برایتان از گذشته تئاتر این شهر بگویید شما چگونه شروع شد. این مطالب می‌تواند به شهرآرا اعتبار هنری بدهد که برای اولین بار تاریخ تئاتر این شهر را که خیلی پرافتخار هم بوده، ثبت کرده است.

 انوشیروان ارجمند: شما در نشریه‌تان می‌توانید هنرمندان جوان و پیشکسوت را دعوت بکنید تا در نشستی کنار هم بنشینند و به هم نزدیک شوند.

 حرف آخر را از استاد ارجمند می‌پرسیم که آیا با اینکه چند دهه است که به تهران مهاجرت کرده‌اند، هنوز دغده مشهد و تئاتر آن را در درون خود احساس می‌کنند؟

انوشیروان ارجمند: بله، با اینکه از مشهد دورم ولی دغدغه‌ام خراسان است. برزو هم همین‌طور. دختر من وقتی برای فیلم طرقه انتخاب شده، گفت، می‌روم برای شهرم بازی می‌کنم. برزو گفت برای زادگاهم بازی می‌کنم. ببینید آنها چقدر تأثیرگذار کار کرده‌اند که برزو تمام پیشنهادهایش را رد می‌کند تا در شهرش بازی کند. آنها وقتی اسم مشهد می‌آید بی‌تاب می‌شوند. این حاصل زحماتی است که هنرمندان نمایش مشهد برای آنها کشیده‌اند. ما هرجای دنیا باشیم باز هم خراسانی هستیم. این برچسب بر روی ماست و کنده هم نمی‌شود و از این بابت خدا را شکر می‌کنم.دغدغه من در تمام عمرم این است که تجربیاتم را به جوانان منتقل کنم. جوانی نشده که زنگ خانه مرا فشار دهد و یا تماسی بگیرد و من از پاسخ به او سرباز زنم. چون آنچه که بر دوش من است اگر با خود به گور ببرم کاری نکرده‌ام.

منتشر شده در هفته نامه شهرآرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×