در جست وجوی هویت
مشهدتئاتر: جواداشکذری: تیمور قهرمان از هنرمندان فرهیخته استانمان مي باشدکه سال ها در عرصه ی نمایش سختکوش است و پایدار.او که در عرصه های بازیگری در تلویزیون و تئاتر استادی بلا منازع به شمار می آید ، عمر گرانقدر خود را وقف کودکان و نوجوانان کرده و نمایشنامه های فراوانی را نگاشته و آثار بسیاری را برای آنها کارگردانی کرده است. پرونده تئاتر کودک فرصت غنیمتی را برایمان ایجاد کرد تا پای صحبت های این معلم مهربان تئاتر خراسان بنشینیم.
اولين سوال را به يك معرفي مختصر از خودتان اختصاص مي دهيم.
متولد 1318 در روستاي جنتآباد مهولات از توابع تربت حيدريه هستم. در سال 36 تحصيلات مقدماتي مشهد قبول شده و در سال 38 فارغالتحصيل شدم و از آن زمان تا سال 78 به مدت 40 سال معلم بودم. از همان سال 38 با هنر تئاتر آشنا شدم و كارم را در اين زمينه شروع كردم و چون بيشتر با بچهها ي دانش آموزسروكار داشتم، به تئاتر كودك گرايش پيدا كردم.
درباره اولين كار و يا كارهايتان برايمان بگوييد؟
اولين كارها كه نمايشهاي مدرسهاي بوددر تربت حيدريه .همان جا هم مسئول واحد نمايش آموزش و پرورش بودم و در حدود 12 سال،تا سال 49، نمايشهايي مانند«ديروز،امروز، فردا»، «پسر ماندانا»، «شب ديوانگان»، «تاخير» را در تربت حيدريه كار كردم كه اغلب آنهابا نگاه آموزشي – تربيتي براي مدارس و در سطح شهر اجرا ميشد. اولين نمايشي كه كار كردم در سال تحصيلي 39-38 بود .در همان مدرسهاي كه معلمي مي كردم.يادم ميآيد كه در يكي از اتاقها بزرگتر مدرسه سكو زديم وآنرابراي اولياي بچهها اجرا كرديم. بعد از آن هم در طبقهي بالاي ادارهي آموزش و پرورش آنجا، كه ظرفيت 100 تا 150 صندلي را داشت، براي مردم سطح شهر تئاتر اجرا كرديم.
از نمايشنامههايي كه در تربت حيدريه،در طي 12 سال كار كرديد، بگوييد كه از چه كساني بوده و در چه سطحي قرار داشته اند ؟
حوزه نمايشنامه نويسي ونمايشنامهنويسان مانند امروز گسترده نبود اما در نوع خودش در سطح قابل قبولي قرار داشت.در آن زمان«تاخير» را كه ازنوشتههاي خودم بود، كار كردم امااز متون هنرمندان ديگري مانند مصطفي هنرور ونيزرضا رضاپور كه درآن زمان در سپاه دانش آنجا بود،استفاده ميكردم.
نمايشنامهنوشتن شمابهصورت حرفهاي از همان دوران فعاليتتان در تربت حيدريه برميگردد؟
نه . من نوشتن براي كودكان را به طور جدي از اوايل دهه 50 و در مشهد آغاز كردم.
اولين متن حرفهاي شما چه بود؟
«روباه مكار، گرگ طمعكار»
…و اين آغازي بود كه شما را در اين حوزه بشناسند و متونتان را هم كاركنند؟
بله. بعد از مدتي كه چند متن نوشتم ،خيلي ها به سراغ متون من آمدند و برخي از آنها راهم بهروي صحنه بردند.مانند علي اكبرحليمي ويا محمد برومند كه بارها نمايشنامههايم را كاركردند. حتي برخي ازنوشتهايم در بسياري ازشهرهاواستانهايي مانندتهران، آذربايجان و مازندران اجرا شدند.
درآن زمان، خودم هم بيكار نبودم وباگروهي كه از بعضي از هنرمندان تئاتر مشهد مانند علي آزادنيا، محسن كريمي،عليرضا سوزنچي، احمدريحانه ومحمدالهي تشكيل دادم، برخي ازنمايشنامه هايم را به روي صحنه ميبردم.
درآن زمان،تئاتركودك درچه وضيعتي قرارداشت؟
از لحاظ كيفي كارهای آنچناني انجام نميشد وشايد اولين نمايشهادرزمينهي كودك و نوجوان را به صورت جدي من به روي صحنه بردم كه ازآنجمله نمايشهاي «بچهها و سنگها» ،«زاغ، گرگ و شغال» و «روباه مكار، گرگ طمعكار» بودندكه درتلويزيون مشهد هم ضبط و پخش شدكه با استقبال مردم هم روبرو شد.
حدود چه سالهايي بود؟
سالهاي 53-54 .
يعني به غير از گروه شما،گروه ديگري نبودكه نمايش كودك انجام دهد؟
خير.
در مدارس چطور؟
در مدارس همهمينطور.ببينيدتئاتركودك مسائل خاص خودش را دارد وآدمهاي خودش را ميخواهد.چون هر كسي به اين سمت روي نميآورد. بزرگترين نعمتي كه در آن زمان من داشتم، شغل معلمي و محشور بودن با بچهها بود.
به مشهد كه آمديد چطور.آیا تئاتر دانش آموزی را ادامه دادید؟
در مدارس مشهددو درس انشا و هنر را به عهدهداشتم.انشاء را به روش خاصي كار ميكردم كه ازتمام استعدادهای بچهها استفاده شود وهرکودکی موظف بوددرطول سال تحصيلي 3 كتاب را آورده وارائه كند. كتابي كه مربوط به سن و سالش است. یعنی كلاس انشاء رابا مخلوطي از نمايش، سخنراني، گويندگي و نوشتن ارائه می کردم.
در تئاتر حرفه ای چطور؟
می معتقدم كار هنري بهطور كلي چیزی نیست که جوهره اش در انسان بوجودبیاید.چون بايد در ذات آدم باشد. از تربت حيدريه به مشهد آمدم به خاطر وجود تلويزيون و فعاليتهاي تئاتري مركز استان که بهخصوص دردهههاي 40 و 50 ازرونق خوبي تر خوردار بود.
برگزاري جشنوارههای متعددتئاتر كودك بعد از انقلاب تاثیری هم دز زشد نمایش کودک و نوجوان داشت؟
بله.بعد از انقلاب با برگزاري مسابقات مدارس، عرصههاي رقابتي بهوجود آمد و تئاتر كودك جان گرفت.به این نوع تئاتر بيشتر تئاتر مدارس و دانشآموزي ميگفتند.
تفاوت این دو چیست؟
من تئاتر دانشآموزي را به عنوان تئاتركودك، تئاتر كاملي نديدم. چون در هر مدرسه يك مربي پرورشي بود كه تئاتري نبودند و بيشتر فعاليتهاي تربيتي، داشتند و بیشتر به کار تربیتی می پرداختندو هیچ گاه ذات و روح تئاتري نداشتند. در سطح مدارس مشهد شايدتئاتری آگاه كم باشند و به تعداد انگشتان يك دست هم نرسند. حتي در تهران هم كه تماس ميگرفتند و مجوز اجراي كارهايم را ميخواستند، اهداف خاصي داشتند يا براي درآمدزايي و يا براي شروع كارخوددر تئاتر به اين سمت آمده بودند. در كل به تئاتر كودك آنطور كه بايد بها داده شود، از همان زمان گذشته بها داده نميشد. حتي اداره فرهگ وارشاداسلامي خراسان كه متولي اين كار است، تشكيلات خاص و توجه خاصي به اين كار ندارد. من در انجمن تئاتر مشهد بارها گفتهام که توجه شما بیشتر به تئاتر بزرگسال است. چيزي به اسم تئاتركودك در اداره فرهنگ وارشادوجود ندارد.
اغلب تئاتركودك از لحاظ کیفی ویژگی خاص خودرا هم ندارد؟
بله ندارد، در انجمن نمايش بايد سه چهار هنر خاص كه مختص تئاتركودك است حضور داشته باشند. كارشناس شعر و كارشناس موسيقي باشند. عناصر تئاتركودك را بشناسند. به این كار، آگاهي داشته باشند.
اغلب کسانی که به این هنر روی می آورند. مبتدی هستندوبا تئاتر کودک می خواهمد کارشان را شروع کنند.
اشارهي قشنگي است. من 12 سال كار كودك كردم. نميخواهم به كسي اهانتي بكنم اما در اين زمينه گلهمندم. كه نويسندگان و کاردانان توانايي در تئاتركودك داريم امانمی دانم چرا مار به دست نابلدان قرار گرفته است. من،رضا صابري و انوشيروان ارجمند در يك جشنوارهي شهرستاني تئاتر مدرسهاي داور بوديم. فردي در پنج جا مكث را با صاد نوشته بود. بعد همين فرد 2 سال بعد در مشهد تئاتر براي كودك نمایشنامه ای نوشت و براي کودکان هم اجراکرد.يعني كسي اين كار را ميكردكه يك نامه درخواست اداري هم نميتوانست بنويسد.
دربارهي مهدكودكها نظرتان چيست؟به نظر می رسد که براي آماردهي كار خود و اينكه برنامههايشان را پركنند از تئاتر كودكاستفاده ميكنند و هزينهي آن را هم از والدين ميگيرند و هنرمندان هم استقبال ميكنند. اغلب تئاترهای كودك دغدغهورسالتي حس نمی شود.
درست ميگویيد. یکی از دلائلي كه این معظل رابوجود آورده،عدم نظارت متوليان كار است.آنها به جاي اينكه نظارت داشته باشند، ميخواهند کودک را سرگرم كنند.هنرمندان ما دو، سه مشكل دارند. يكي عدم آگاهي است كه هر كس از هر جا ميرسد شروع به كار ميكند. شايد هم كمبود متون خوب و كارشناسي شده باشد. هر كس دوبار روي صحنه رفته، مينويسد و كارگرداني ميكند. مذاكره ميكند و با انجمن تئاتر صحبت ميكند. آمار درست ميكند كه چند شب تئاتر داشتهاند. اما چه تئاتري بوده و كدام نقد و بررسي صورت گرفته است؟ به همين دليل است كه ميبينيد بايد سالها بگذرد تا كسي بيضايي یا بیژن مفیدشود!چون سال طول كشيد تااوبيضايي شود.
شمااشاره بيژن مفيد کردیدکه سال ها تئاتر کودک انجام داده است و به نوعی کارهای اوبا سبک نوشتاری شما هم نزدیک است. ازاوبرایمان بگویید.
ويژگي بيژن مفيد در تازگی،و خلاقیت های او بود.نمایش های او هیچ وقت كهنه نميشود وهمیشه ماندگار است.
كار های اورا در چه زماني می دیدید؟
دههي چهل.
بهترين خاطره از كارهاي او دارید؟
بهترين خاطره تأثيري بود كه روي من داشت و مهمترین ویژگی کارهای او منظوم بودن نمایشنامه های او بود.
از شعر سخن به میان آوردید.شعر به خصوص شعر كودك عنصر غيرقابل تفكيك و يك ويژگي در نمايشهاي شما شده كه حتي آثار مكتوب شما رابا نمايشنامه هاي ديگراستان وكشورمتمايز كرده است. جوهرهي شاعرانهي شما سبب نگارش نمايشنامه های منظوم تان شد؟
علاقه من به تئاتر و شعرآنقدر شديدبود كه من نتوانستم اين دو را از هم جدا كنم. شعر اين ويژگي را دارد كه راحت حفظ مي شود و در حين حال به جذابيت اثر ميافزايد.من در دههي 50 صفحهاي در روزنامهي خراسان داشتم به نام «خراسان جوان»، كه شعر و مطلب مينوشتم. با كيهان، آفتاب شرق و نشريات ديگري هم همكاري داشته ام. همزمان در اين دوران هم عاشقانه كار تئانر ميكردم.اين دوهنر هيچگاه از من جدا نبودند.
جناب قهرمان به طورکلی ازجایگاه شعردرنمايشنامهي كودك برایمان بگویید؟
شعربالاترين جايگاه را درجذب مفاهیم بکر فرهنگی و اجتماعی برای کودکان و نوجوانان دارد. در هركار نمايشي، پايهي اصلي، متن نمايش است. وقتي متن منظوم باشد، ويژگي ديگري به آن ميدهد. تئاتر كودك به دليل شرايط سني مخاطبش، بايدازاهميت خاصي برخوردار باشد. اولين بازي مادر با بچهاش با شعر ولالايي شروع ميشود.«اتل متل» ميخواند و شعرهايي كه هنوز در ذهن ماست. بازي بچهها توأم با حركت و با صداي آهنگين است که نشان ميدهد علاقه آنها به شعرو موسيقي بسیاراست.
شعر می توانداحساس پنهان کودکانه را درنمایش به وجود آورد.
شعر كودكانه هر چندباردراماتيك نداردامااحساسات ماندگاری را در کودک توجود می آورد که یعد از30 سال هم مثل «اتل متل» درباورهای او وجود دارد. ريتم شعر و موسيقي شعر بيشتر عنصر احساسبخش است. چون کودکان شايد در آن سنين معني شعر را نفهمند، اما كلام آهنگين تأثير بيشتري تر آنها می گذارد.
استادجدا از حرفهي معلميتان كه با كودكان ارتباط داشتهايد، آيا دغدغهاي هم بود كه شما را به سمت تئاتر كودك سوق دهد؟
بر اين نظرم كه اگر تئاتر ميخواهد در هر جامعهاي ريشه بگيرد، بايد اين كار را از تئاتر كودك شروع كرد و آنرابهرشد رساندبهطور مثال،. همانند ورزش اگر براي ورزش در سطح مدارس برنامهريزي كنيم و با استفاده از افراد مجرب و امكانات مناسب اين كار را انجام دهيم، در سطح مدارس ملي هم ميتوانيم ورزشكاراني داشته باشيم. تئاتر هم چنين وضعيتي دارد با اين تفاوت كه در تئاتر، تئاتريها دنبال نان كه نيستند هيچ، دنبال نام هم نيستند. افرادي كه تئاتر كار ميكنند آن هم تئاتركودك، واقعاً بايد عاشق باشند و جز اين، راه به جايي نميبرند.
به نظر اغلب كارشناسان تئاتر،كودكشناسي و يا روانشناسي كودك از عناصر جدايي ناپذير تئاتر كودك ميباشد.چقدركودكي فرزندانتان بر رشد كيفي آثارتان كه در زمينهي كودكان و نوجوانانتان داشتهايد ،داشته است؟
تأثيري اگر بوده ناخودآگاه صورت گرفته است. زمان اوج فعاليتهاي تئاتريما با امروز خيلي متفاوت است. ولي بهر حال بيتاثيرهم نبوده است،چون حداقل ياد ميگرفتيم كه چه گونه با اين گروه سني ارتباط برقرار كنيم.
دلدادگي شما با تئاتر كودك از زمان كودكي و نوجوانيتان بوده است. آيا دلتان براي آن دوران خودتنگ ميشود؟
من از آدمهاي هستم كه با خاطرات كودكي ام بزرگ شدم و تا كنون با آنها زندگي مي كنم و الآْن بهخوبي ميدانم كه به عنوان مثال اتفاقي را كه در 3 سالگي برايم افتاده ،چه بوده است وحتي ميتوانم بگويم در كجا رخ داده است! به همين دليل است كه معتقدم براي كودك بايد نمايشهاي جذاب و با كيفيت ارائه داد ،چون هميشه به يادش ميماند.
سخن آخر ؟
تشكر ميكنم به خاطر اقدام خيرخواهانهي شما، و اينكه به مسئلهي خطيري مثل تئاتركودك ميپردازيد. تئاتر كودك، تعهد و مسئوليت و توجه ميخواهد، و شما روي موضع درد انگشت گذاشتهايد. بايد به دنبال پيدا كردن علت اين درد برويد كه چرا تئاتر كودك در مشهد آن طور كه بايد پيشرفت نداشته است.
منتشر شده در هفته نامه «تاک توس»
