نیازمند تشویق و حمایت
نگاهی به نمایش «دو بر یک به نفع بارسلونا»
مشهدتئاتر- مهدی نصیری: اگرچه بخشهای بینالملل، چشمانداز و نسلنو در جشنواره تئاتر فجر در مرکز توجه قرار دارند. اما تجربه سه دهه برگزاری جشنواره تئاتر فجر نشان داده که (به ویژه در سالهای دهه شصت و اوایل دهه هفتاد) خیلی اوقات استعدادهای نو تئاتر ما و ایدههای متفاوت تازه در میان آثار غیر تهرانی کشف میشوند. برای همین بسیاری از علاقهمندان تئاتر کنجکاو هستند که آثار متفاوت و یا نمایشهایی که کمتر دارای حاشیه تبلیغاتی اما بیادعا و مطلوب انتظارشان را در میان غیر تهرانیها جستجو کنند.
جشنواره سیودوم تئاتر فجر البته همچون چند دوره گذشته در این بخش موفق به کشف گروهها و هنرمندان زیادی نشده است اما در میان همین به قولی شهرستانیها هستند کارگردان، نویسنده، بازیگران و طراحانی که آرام، بیحاشیه و سرصدا و البته بدون ادعا کار کردهاند.
یکی از این نمایشها که در یازدهمین روز جشنواره و در کارگاه کوچک نمایش تئاتر شهر به روی صحنه رفت، «دو بر یک به نفع بارسلونا» نوشته و کار مهسا غفوریان است. اجرای موفق این گروه جوان نه تنها چیزی کمتر از خیلی از نمایشهای حرفهای تئاتر شهر ندارد بلکه به لحاظ کیفیت و ارزش هنری از خیلی از آثار حرفهای تهران بهتر هم نشان میدهد.
نمایشنامه غفوریان با ساختاری یکدست و کامل درامی اجتماعی را روایت میکند که قواعد و اصول دراماتیک به درستی در آن رعایت شده است. قصهای که یک خانواده محور پیشبرد رویدادهای آن هستند و خانوادهای که رویکرد اجتماعی اعضای آن را تعریف میکند، در این نمایشنامه با رعایت جزئیات واقعگرایانه و با لحنی جذاب و باور گذیر روایت میشود.
گفتگوها واقعی هستند و تحلیل درستی از ترتیب و توالی علت و معلولی زبان وجود دارد. رویدادها در پی هم نمیآیند، بلکه به علت هم اتفاق میافتند. همین ویژگی ها در بازی بازیگران و طراحی صحنه ساده و کاربردی نمایش هم با رعایت اصول زیبایی شناسانه وجود دارد. تقریبا هیچ بینظمی، شلوغی، ادا و اطوار و جذابیت کاذب و اضافهای در نمایش وجود ندارد.
چهار بازیگر جوان و بازیگر خردسال در اتاقهای یک آپارتمان قصهای را روایت میکنند که در آن احساس، عاطفه، اندیشه، لذت کشف و … تحریک و به فعالیت واداشته میشود.
مهسا غفوریان نمایشنامه نویس، کارگردان و بازگر موفقی است. هر چند نمایش او بینقص هم نیست و در چند زمینه از جمله حذف زوایای متن که ضرباهنگ را در بخشهایی دچار اشکال میکند، اصلاح منطق در مورد چند رویداد فرعی و اصلاح برخی جزئیات در بازی دو بازیگر میبایست تجدید نظرهایی در مورد آن انجام شود.
«دو بر یک به نفع بارسلونا» یک نمایش بیادعا، ساده و تقریبا کامل است که در نسبت و مقایسه با آنچه از تئاتر حرفهای در تهران تعریف میشود میتواند با نمایشهای خوب و موفق رقابت داشته باشد. بنابراین شاید اگر شعار حمایت از تئاتر غیر تهرانی و ارادهای برای تشویق هنرمندان دیگر شهرها وجود داشته باشد، میتوان از اجرای عمومی آن در تهران استقبال کرد.
به همان اندازه که توقع میرود این نمایش و این گروه جوان در ویترین جشنواره مورد توجه قرار بگیرند و حمایت و تشویق شوند، این انتظار هم وجود دارد که غفوریان و همکارانش بدون توجه به عناوین و جایزهها و بدون حاشیه و به همین سادگی و با این اندازه از دقت و توجه به اصول، قواعد و البته جزئیات در تئاتر به کارشان ادامه بدهند.
