» انتخاب سردبیر » او با نمایش زندگی کرد
انتخاب سردبیر - برگزیده - مقاله و یادداشت - نوستالژی

او با نمایش زندگی کرد

نوامبر 30, 2025 0

یاداشت محمد اسدی نژاد، هنرمند تئاتر درباره زنده یاد ماشاالله وحیدی به مناسبت سالروز درگذشت او

مشهدتئاتر- نهم آذرماه، روزی است که در آن به یاد مرحوم استاد ماشاالله وحیدی می‌افتیم. این روزها بیشتر از همیشه یاد غمی که با درگذشت این استاد بزرگ تجدید می‌شود.

وحیدی، کمدینی که در سایه فروتنی و فرهنگ اندیشه‌اش، چون گلی زیبا، می‌خندید اما در سایه تاریخ، نور به او نرسید. قریب به سه دهه از مرگ او می گذرد… و با گذشت حدود هفت سال، تلاشم برای آشکار کردن شخصیت و زندگی او، همچون کوهنوردی دشوار است. گرچه با عشق، با موانع می‌جنگم، اما باید بپذیرم که این مسیر سخت است. از آن‌جایی که اطلاعاتی در دسترس نیست و هم‌نسلان او جان دیگر ندارند، خود استاد را دعوت می‌کنم تا به من بپیوندد، در آسمان خوابمان شعله ور کند، و من با این امید و ایمان به سوی خواب می‌روم…

در جستجوی عشق و هدفی پر از راز

در تاریکی شب های بی پا کجا راز؟

تو که پرچم عشق امید و روشنایی

بر دامن باد بگو کجاست رهنمایی؟

در خیال تو جهان پیداست فریاد

آیا خواب یا خود تو بخشایش آرای؟

انتظار پر از شوق و نگرانیم

بیا که گم شده ایم در لابه‌های خیال‌هایم

 *****************

او با نمایش زندگی کرد

ماشاا… وحیدی در سال1300 در یکی از محله‌های قدیمی مشهد به دنیا می‌آید. او در سن 18 سالگی سر از تماشاخانه ملی مشهد درمی‌آورد و خیلی زود به یکی از چهره‌های کمدی مشهد تبدیل می‌شود. سال‌1328 در تماشاخانه ملی مشهد برای همیشه بسته می‌شود، تماشاخانه‌ای که وحیدی سال‌ها در آن پیش‌پرده‌خوانی می‌کرد. چهارسال بعد از تعطیلی این تماشاخانه، وقتی که ماشاا… وحیدی نه راه پس می‌بیند و نه راه پیش، باروبنه را جمع می‌کند و راهی اصفهان می‌شود. دوره‌گردی می‌کند. مثل مهاجری که تمام زندگی‌اش را با جابه‌جایی گذرانده، از این شهر راهی آن شهر می‌شود و سر از همدان، رشت، ساری، آبادان، لاهیجان، شیراز و باز اصفهان درمی‌آورد. در تمام این روزها، یک نفر شانه‌به‌شانه او همراهی‌اش می‌کند. اسماعیل اسدی‌نژاد، گاهی به‌عنوان بازیگر و خطاط و گاهی هم به‌عنوان نقاش و نوازنده ویولن در کنار اوست. در این دوره، نمایش‌هایی، «چون غروب بت‌پرستان»، «حوریان حرم‌سرا»، «باقر و بی‌قر»، «دام‌دام و جیم‌جیم»، «هفت‌رنگ‌ها»، «حسن جنی شده»، «دزدان دریایی»، «مسلم جوجی»، «آمیرزا جوجی»، «نسل فاسد» و «انقلاب اداری» را می‌نویسد و اجرا می‌کند. وقتی هم در سال1353 تماشاخانه اصفهان برچیده می‌شود، باز راهی تهران می‌شود. پنج سال بعد، انقلاب، چراغ همه تماشاخانه‌ها را خاموش می‌کند و این‌بار ماشاا… ناچار به خانه برمی‌گردد.

ماشاا… وحیدی در دهه‌های بعد، با تکیه بر همان ریشه‌های روحوضی، هم نمایش‌های شاد و عامه‌پسند تخت‌حوضی را برای مردم مشهد روی صحنه برد و هم به سراغ درام‌های تاریخی و حماسی رفت، تا جایی که هم‌نسلانش او و نسلش را از پایه‌گذاران جدی تئاتر خراسان دانستند. او فقط بازیگر نبود و نمایشنامه هم می‌نوشت و کارگردانی می‌کرد؛ از جمله در سال۱۳۵۹ نمایشی چون «بالاتر از هیتلر» را در تالار هلال‌احمر مشهد روی صحنه برد و در کنار دیگر کارهای طنز و سیاه‌بازی، رد پایش را در بروشورها، عکس‌ها و اسنادی گذاشت که بعدها به آرشیو نمایش‌های آیینی و سنتی و مجموعه‌های شخصی علاقه‌مندان راه پیدا کرد. او اواخر عمر با حضور در سریال‌های شبکه استانی خراسان و در کنار بازیگرانی چون مرحوم رضا رضا‌پور کارنامه هنری‌اش را پربارتر کرد. پس از درگذشتش، هر بار که در مشهد از استادان فقید تئاتر یاد شد، نام وحیدی هم تکرار شد. او با نمایش زندگی کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×