» تئاتر ایران » يك مثلث؛ آموزش + امكانات = تماشاگر
تئاتر ایران - گفت‌و‌گو

يك مثلث؛ آموزش + امكانات = تماشاگر

نوامبر 10, 2025 0

مشهدتئاتر- سيدجواد اشكذري: عروسك همزاد انسان است. همراه وهمدم روح و روان اوست و همين نكته ابعاد وجودش را تا تمامي مفاهيم اجتماعي، فرهنگي و حتي عرصه صنعت جهاني توسعه مي‌دهد و حتي قادر است فراتر از انسان عمل كند و بهتر از او به مفاهيم فكري‌اش معنا و مفهوم دهد. اما اين هنر كه مي‌تواند بهترين وسيله جهت ترويج رفتار واخلاق انساني باشد، دستخوش آموزش نادرست و كمبود امكانات شده كه تاثيرش را به روشني بر كيفيت نمايشهاي عروسكي و نتيجه‌اش را كه سبب دوري تماشاگر از اين هنر جذاب شده است را مي‌بينيم. اين مشكلات را در نشستي با دو هنرمند و دانش‌آموخته دانشگاه هنرهاي زيبا بازگو كرديم.

علي پاكدست متولد 1350 در همدان است. او عضو هيأت مديره يونيما (مبارك)، عضو هيأت مديره انجمن نمايشگران عروسكي و مسئول كانون تآتر عروسكي مركز هنرهاي نمايشي كشور مي‌باشد.

در كارنامه پاكدست نمايش‌هاي عروسكي «خانه عروسكي»، «از آدم تا آدم»، «يك تجربه تازه»، «خيمه‌شب‌بازي به شيوه قاجار»، «جنگ سوم»، «ضحاك»، «مرد فرزانه، پير ديوانه»، «اپراي عروسكي رستم و سهراب» و نمايش‌هاي تلويزيوني «آلوده و پاكيزه»، «لي‌لي لي‌لي حوضك»، «بستني‌ها»، «افسونگران»، «در به درها» مي‌باشد و همسر ايشان، مريم اقبالي، از سال 72 وارد كار نمايش عروسكي شده است و آثار بسياري را به عنوان عروسك‌گردان در روي صحنه و تلويزيون داشته كه از جمله مي‌توان به «آدم تا آدم»، «خانه عروسكي»، «خيمه‌شب بازي به شيوه قاجار» و «اپراي عروسكي رستم و سهراب» اشاره كرد.

اجراي اپراي عروسكي رستم و سهراب در مشهد، فرصت غنيمتي را بر ايمان به وجود آورد تا با اين زوج هنرمند درباره يك مثلت «آموزش، امكانات و تماشاگر» همكلام شويم.

 

  • تاثيرگذارترين عنصر در رشد هنر تآتر عروسكي اين است كه اصحاب آن از علم و آگاهي بسياري برخوردار باشند. نگاه شما به مقوله آموزش چگونه است؟

پاكدست: چون در دانشگاه تحصيل و اتفاقاً تدريس هم كردم به درستي مي‌دانم كه آموزش نمايش عروسكي در چه مسيري قرار دارد. ما بايد در دانشگاه يك دوره چهار ساله يا حتي شش ساله به عنوان فوق ليسانس داشته باشيم. شما ببينيد كساني كه در رشته تآتر قبول مي‌شوند دو سال به صورت مشترك و دو سال بعد را هم در گرايش خود تحصيل مي‌كنند و در نهايت از ميان آنها تعدادي، تآتر عروسكي را به عنوان رشته هنري خود انتخاب مي‌كنند و در اين رشته مشغول به كار مي‌شوند و به نظر من هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد چون مي‌دانيم آنها چه واحدهايي را مي‌گذرانند. دروسي كه آنها مي‌گذرانند به كار و زمان بيشتري نياز دارد و دو سال اصلاً كفايت نمي‌كند. چون تآتر عروسكي از اركان مهمي مانند نمايشنامه‌نويسي، طراحي، كارگرداني و ساخت عروسك، ساخت دكور و بازي دهندگي عروسك تشكيل شده است. حالا فكر كنيد درطي چند سال چه درسي را مي‌توان به دانشجو ارائه كرد.

اقبالي: من هم چون در دانشكده هنرهاي زيبا درس مي‌خواندم به خوبي به كم و كاستي‌هاي آن واقف هستم و مي‌دانم حتي به خيلي از واحدهايي كه به ما ارائه شد، نيازي نبوده است و بعد از دو سال تحصيل متوجه شديم كه واحدهاي نمايش عروسكي در دانشگاه ارائه نمي‌شود و سيستم دانشگاهي براي نمايش عروسكي درس طراحي نكرده است و كارگاههايي هم كه در دانشگاه داشتيم اغلب خيلي سطحي شكل مي‌گرفت و كارگاه‌هاي كارگرداني و يا ساخت عروسك هم به شكل اصولي تشكيل نمي‌شد.

پاكدست: باور كنيد فارغ‌التحصيلي داشتيم كه در روز پايان‌نامه‌اش رنگ آبي نداشت و رنگ‌هاي قهوه‌اي و زرد را مي‌خواست با هم مخلوط كند. خب معلوم است كه اين آدم رنگ‌ها را نمي‌شناسد و اصلاً نمي‌داند كه 3 رنگ اصلي آبي ، قرمز و زرد است. بحث من آموزش است. يعني بينيد كه آموزش چقدر بايد ضعيف باشد كه دانشجو نتوانسته كوچكترين قوانين هنر را بياموزد.

  • در حال حاضر آموزش تآتر عروسكي فقط در دانشگاه‌هاي هنر خلاصه مي‌شود؟

پاكدست: بله، آموزش تآتر عروسكي فقط محدود به دانشگاه است ولي ما مي‌توانيم در گروه خودمان نيز آموزش داشته باشيم. الان هنرمنداني كه در اپراي رستم و سهراب حضور دارند همه در همين گروه آموزش ديده‌اند و به عنوان عروسك‌گردان به خصوص در زمينه عروسك نخي خيلي خوب كار مي‌كنند.

  • بالاخره آموزش، آن هم چند ماه، در يك گروه هزينه و امكاناتي را در بر خواهد گرفت كه شايد از عهده هر كسي و گروهي برنيايد؟

اقبالي: شما فكر مي‌كنيد در اپراي عروسكي رستم و سهراب كه آموزش آن به مدت شش ماه طول كشيد، بچه‌هاي گروه، تمام اين مدت را دست‌مزد گرفتند؟ نه به اين شكل نبوده است. آنها به خاطر عشق و علاقه‌اي كه به اين هنر داشتند تمام سختي‌ها را تحمل كردند و كار را به اتمام رساندند.

منظور من اين است كه درتوليد يك نمايش عروسكي يك بخش تئوري و دانشگاهي وجود دارد و يك بخش هم امكاناتي است كه بايد باشد و اين دو موضوع هيچ مغايرتي با هم ندارند. اگر اين مراحل درست طي بشود، اگر كساني كه وارد توليد تآتر عروسكي مي‌شوند دغدغه آن را داشته باشند، حتم بدانيد كه محصول كار يعني توليد، اثر جذابي خواهد شد.

پاكدست: من به جرات مي‌گويم پشت صحنه تآتر عروسكي رستم و سهراب خودش به تنهايي يك دانشگاه است. به خاطر اينكه شما در دانشگاه امكانات حداقلي، از جمله چند عروسك نخي را نمي‌بينيد. من تعجب مي‌كنم كه در دانشگاه رشته‌اي را تدريس مي‌كنند كه ابزار آن يعني عروسك وجود ندارد. من نمي‌دانم استاد چه چيزي را مي‌خواهد تدريس كند.

  • خانم اقبالي با توجه به تحصيلات‌تان در دانشگاه، شما امكانات آموزشي را در چه حدي ديده‌ايد؟

اقبالي: ما در دانشگاه اتاق پنج در پنجي داشتيم كه در آنجا هم كار ساخت عروسك را انجام مي‌داديم و هم از آن به عنوان پلاتوي تمرين استفاده مي‌كرديم. به نظر من آموزش نمايش عروسكي بايد در صحنه كلاسيك نمايش انجام گيرد. صحنه‌ي آماده‌اي كه براي تمرينات خاص هر شيوه نمايش عروسكي مناسب باشد. شيوه عروسكي دستكشي، سالن و صحنه خاص خودش را مي‌خواهد، شيوه نخي هم به همين صورت. اينها امكاناتي است كه بايد در اختيار دانشجويان باشد. در دانشگاه از زماني كه من درس مي‌خواندم تا امروز، هر چه زمان مي‌گذرد، امكانات هم كمتر مي‌شود. همه اين عوامل سبب مي‌شود كه نمايش عروسكي روز به روز در واقع در مسير سقوط بيفتد و دچار مشكلات عديده شود.

  • اين مشكلات عديده كه شما مي‌گوييد در تمام گونه‌هاي نمايشي وجود دارد.

اقبالي: بله، ولي توليد نمايش عروسكي پروسه پيچيده‌‌تري نسبت به توليد گونه‌هاي ديگر تآتر دارد. براي اينكه در نمايش عروسكي، ساخت عروسك‌ها را داريم كه مشكل پروژه توليد را بيشتر مي‌كند و مستلزم هزينه و امكانات و در نهايت زمان بيشتري مي‌باشد.

پاكدست: متأسفانه امكاناتي كه الان در دانشگاه‌هاي ما وجود دارد، امكانات فيزيكي نيست. شما فكر كنيد بايد كارگاهي براي ساخت عروسك وجود داشته باشد و حالا آن كارگاه مجهز به چه ابزاري بايد باشد. اينها خودش قابل بحث است كه يك كارگاه، چند ميز كار مي‌خواهد و دانشجو براي كار روي آن ميز چه ابزاري را نياز دارد. اما امكانات ديگري كه وجودش ضرورت دارد، امكانات علمي است. يعني بايد برخورد علمي كرد با تآتر عروسكي، يعني دانشجوي تآتر عروسكي بايد درام بلد باشد، بايد طراحي ياد داشته باشد، بايد داراي علم مجسمه‌سازي باشد. اما الان درانتخاب دانشجو چه معيارهايي وجود دارد؟ انتخاب يك دانشجو بر چه اساسي مي‌باشد؟ آيا او با ادبيات آشناست؟ طراحي را مي‌شناسد؟ از تاريخ هنر چيزي مي‌داند؟ اينها فاكتورهاي مهمي هستند.

اقبالي: ما وقتي از تآتر عروسكي مي‌خواهيم سخن بگوييم بايد به خيلي از مقوله‌هاي ديگر هم وارد بشويم. ما كه فقط مقوله ساخت عروسك را نداريم، با مقوله‌هاي ديگري هم مانند بازي‌دهندگي، نمايشنامه‌نويسي و كارگرداني هم مواجه هستيم. اگر شما تنها عروسك داشته باشيد، باز هم نياز آموزش نمايش عروسكي مرتفع نمي‌شود. بايد صحنه‌اي منطبق بر اين گونة نمايشي وجود داشته باشد كه شما بتوانيد آن عروسك را بازي بدهيد. حتي عروسك‌هاي نخي به يك شكل نيستند و براي خود دنياي گسترده‌اي دارند. ما عروسك‌هاي دستكشي را هم داريم كه هر كدام در جاي خودشان علم وسيعي را دارند. عروسك‌هاي دستكشي فقط اين نيست كه شما فقط در دستتان كنيد و آن را تكان دهيد، هر عروسك دستكشي مي‌تواند با هم تفاوت داشته باشد، هم به لحاظ ساخت و هم به لحاظ كاربردش روي صحنه و تمام گونه‌هاي مختلف نمايش عروسكي به امكانات نياز دارد. يعني كارگاههايي كه به شما امكانات ساخت عروسك براي تمام شيوه‌ها را بدهد.

نمايش عروسكي بسيار گسترده است. متاسفانه در ايران برخي فكر مي‌كنند اين هنر خيلي ارزان و سهل‌الوصول است. در صورتي كه اين ذهنيت كاملاً اشتباه است. نمايش عروسكي هم از لحاظ هزينه‌اي كه دارد و هم به لحاظ نياز به زمان بيشتر براي توليد، به آن نمي‌شود سهل‌الوصول و ارزان نگاه كرد.

پاكدست: همانطور كه خانم اقبالي گفتند تآتر عروسكي نياز به هزينه دارد، اما اين موضوع به معني اشرافي بودن نمايش عروسكي نيست. ببينيد عروسك‌هاي اپراي رستم و سهراب يك گنجينه ملي است و اين گنجينه سالهاي طولاني مي‌تواند براي تآتر مملكت ما وجود داشته باشد و تا زماني كه اين گروه و اين نمايش پابرجا باشد مي‌تواند پذيراي آدم‌هاي مختلفي باشد كه آموزش ببينند و سال‌هاي سال همراه اين گروه به اجراي آن بپردازند. اين مسئله گران بودن يا اشرافي بودن‌ آن نيست و به همان اندازه‌اي كه تآتر عروسكي گسترده است، آموزش آن هم بايد گسترده‌تر باشد و همين طور امكانات آن.

  • از سخنان شما مي‌توان اينگونه استنباط كرد كه آموزش و امكانات رابطه مستقيمي با هم دارند و به نوعي با همديگر كامل مي‌شوند؟

پاكدست: بله درست است. آموزش و امكانات رابطه تنگاتنگي با يكديگر دارند. همانطور كه گفتيم اين امكانات يا فيزيكي است يا علمي كه يك بخشي از آن را اصلاً نمي‌توان به چشم ديد. به طور مثال كساني كه تدريس ساخت عروسك نخي مي‌كنند، بعيد مي‌دانم كه يك بار عروسك نخي ساخته باشند و در آخر ترم هم عروسك‌هايي كه ساخته مي‌شوند را مي‌بينيم كه نه كاربرد درستي روي صحنه دارند و نه زيبايي. شما قضاوت كنيد كه اينگونه آموزش براي توليد عروسك به عنوان عنصر مهم نمايش عروسكي چه ضربه‌اي مي‌زند.

  • آيا برخورد علمي كه انتخاب استاد قوي و مسلط هم يكي از آنهاست، مي‌تواند از مشكلات تآتر عروسكي بكاهد؟

اقبالي: متاسفانه استاداني كه الآن در دانشگاه تدريس مي‌كنند، همان دانشجويان چند سال گذشته همان دانشگاه‌اند. در واقع نزول آموزش علمي در دانشگاه‌ها را مي‌بينيد كه چقدر است. به نظر من به كارگيري آنها درست است اما نه به عنوان استاد دانشگاه. به هر حال دانشجو وقتي فارغ‌التحصيل مي‌شود براي كسب كردن شايستگي و توانايي خود بايد مراحلي را طي كند كه حتي پنج يا شش سال هم كافي نيست.

پاكدست: به نظر من تشكيلاتي كه اين اساتيد را انتخاب مي‌كند به نظر من خيلي بسته عمل مي‌كند و نگاه حرفه‌اي و نيز دلسوزانه به اين موضوع ندارد و من براي آموزش تآتر عروسكي در دانشگاه متاسفم.

  • من فكر مي‌كنم كمبود امكانات و نبود اعتبار كافي سبب به كارگيري هنرجويان در مسند استادي دانشگاه باشد. شما براي آموزش صحيح و اصولي چه معيارهايي را براي انتخاب استاد پيشنهاد مي‌كنيد.

پاكدست: استاد بايد بر چند اساس انتخاب شود. رتبه علمي اين استاد بايد خيلي مهم باشد و علاوه بر آن خودش بايد هنرمند اين كار باشد و يا شناخت خيلي بالايي در اين زمينه داشته باشد و داراي علم و اطلاعات جديد و به روز باشد كه متاسفانه اين معيارها در انتخاب استاد رعايت نمي‌شود.

اقبالي: به نظر من براي توليد يك كار ماندگار بايد عوامل گروه تحت كارگرداني يك آدم حرفه‌اي و كار كرده و باتجربه فعاليت كنند. در پروژه رستم و سهراب حضور آقاي غريب‌پور به عنوان كسي كه سالها تجربه وتحصيلات آكادميك اين حرفه را دارد، خيلي موثر بود. ممكن است من نوعي تحصيلات نمايش عروسكي هم داشته باشم ولي بايد باز هم كسي مرا درست هدايت كند. پس مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت كه چگونه يك اثر موفق مي‌شود و برخي از گروه‌هاي  نمايشي علي‌رغم تمام بودجه و زماني كه در اختيار دارند، محصول ماندگاري را ارائه نمي‌دهند.

  • فكر مي‌كنيد نگاه مديران برنامه‌ريز و اهميت دادن آنها مي‌تواند به رشد تآتر عروسكي كمك كند؟

پاكدست: بله، اهميت دادن به نمايش عروسكي مي‌تواند امكانات را هم به وجود آورد.

  • اين اهميت الان وجود ندارد؟

اقبالي: به طور گسترده نه، وجود ندارد.

  • چرا، علت كجاست؟

پاكدست: شايد دليل اصلي‌اش اين باشد كه خبرگان نمايش عروسكي وقتي امكانات مي‌گيرند، تماشاگر هم مي‌توانند جذب كنند، اما اگر اين كارشناسي كه از دانشگاه بيرون مي‌آيد نتواند امكانات به دست بياورد، شايد دليلش ضعفي است كه در خود دارد.

  • از يك طرف كمبود امكانات سبب عدم آموزش صحيح مي‌شود و از طرفي ديگر آموزش يافته‌ها هم در گرداب كمبود امكانات مسير نادرستي را طي مي‌كنند. به نظر شما دو ضلع مهم آموزش و امكانات به‌روي ضلع سوم مثلث ما يعني تماشاگر تاثير نمي‌گذارد؟

پاكدست: به نظر من امكانات، آموزش صحيح و خلاقيت و ذوق هنرمند اگر در كنار همديگر قرار گيرند، مي‌توانند جلوه زيادي داشته باشند. ما براي تآتر عروسكي نمي‌توانيم بگوييم كه امكانات فوق‌العاده زيادي نيازمند است. چون اين موضوع بيشتر به توجه كارگزاران اين برنامه برمي‌گردد. حالا يك وقت يك نمايش عروسكي با يك ميليون هزينه مخاطبان بسياري را مي‌تواند جذب كند و گاهي هم نمايش با صد ميليون تومان اين كار را انجام مي‌دهد.

اين موضوع بستگي به ساختار آن اثر دارد ولي ميان امكانات و آموزش رابطه مستقيمي وجود دارد.

  • و در نتيجه تماشاگر تآتر عروسكي؟

پاكدست: ما هم اكنون تماشاگر تآتر عروسكي به صورت حرفه‌اي نداريم. مقطعي است. يك وقت تآتري كار مي‌شود و يك عده مي‌آيند مي‌بينند و مي‌روند و چند سال بعد تآتر ديگري و تماشاگري ديگر. ببينيد نمايش عروسكي ما بايد تماشاگر خاص خود را داشته باشد همين‌طور كه در اروپا هرگونه نمايش تماشاگر خاص خود را دارد.

اين تماشاگري كه شما آن را حرفه‌اي مي‌ناميد را چه كسي يا كساني به وجود مي‌آورند؟

پاكدست: همان كساني كه اثر خوبي را توليد مي‌كنند. وقتي توليد وجود داشه باشد تماشاگر حرفه‌اي هم به وجود خواهد آمد. من معتقدم كه تماشاگر با خودش تماشاگر مي‌آورد و همديگر را به نوعي پشتيباني مي‌كنند كه بيايند تا تآتر عروسكي ببينند.

اقبالي: به نظر من در جامعه نياز است كه يك نگاه مثبتي به نمايش عروسكي ايجاد شود، وقتي سياستگذاران فرهنگي جامعه به اين نياز پي ببرند، نگاه آنها تغيير مي‌كند و وقتي اين نگاه تغيير كند در واقع تماشاگر نمايش عروسكي هم زياد مي‌شود و پشت آن هم تعليم و تربيت تماشاگر پيش مي‌آيد.

به طور مثال برخي از تماشاگران اپراي عروسكي رستم و سهراب كه خود در مجتمع شهيد هاشمي‌نژاد تمرين تآتر مي‌كردند، متأسفانه نگاهشان به اپرا، صداي جيغ‌جيغ بود. اين نشان مي‌دهد كه اين تماشاگر علي‌رغم اينكه خودش تمرين تآتر مي‌كند، اما اصلاً نمي‌داند كه اپرا چيست و يا نمايش عروسكي چيست و يا نمي‌داند نمايش عروسكي نخي يعني چه. اينها نتيجه عدم تربيت تماشاگر است.

منظورم از عدم تربيت اين است كه تماشاگر اثري كه مي‌بيند، بتواند آن را خوب نقد كند و فقط نگويد خوب است يا بد، اين كافي نيست. تماشاگر بايد تشخيص دهد كه اين تآتر اگر جذاب است به چه دليل مي‌باشد.

ما در همين مشهد تماشاگراني داشتيم كه پشت صحنه آمدند و از ما درباره عروسك‌ها و صحنه سوالاتي پرسيدند و اين موضوع نشان مي‌دهد كه اين تماشاگر دوست دارد تربيت شود و علاقه‌مند است كه ياد بگيرد. به قول آثاي پاكدست وقتي دوباره آن نمايش را مي‌بيند خيلي مشتاق‌تر مي‌شود و همراه خودش تماشاگري هم مي‌آورد. براي اينكه دارد تجربه و اطلاعات بيشتري كسب مي‌كند. همه اين موضوعات به نظر من نيازمند توليد است. توليد نمايش عروسكي و سپردن اين توليد به دست آدم‌هاي شايسته.

  • آقاي پاكدست به نظر شما علت اينكه برخي از نمايش‌هاي عروسكي مخاطبي ندارند، چيست. آيا اين موضوع به نگاه هنرمند برنمي‌گردد؟

پاكدست: به نظر من مخاطب‌شناسي ما خيلي ضعيف است. با توجه به شرايط فرهنگي و نيز شناختي كه نسبت به كشور خود دارم، فكر مي‌كنم خيلي حرف براي گفتن داريم چه در ادبيات كلاسيك و چه در ادبيات مدرن. ما مي‌توانيم از اينها خيلي خوب استفاده بكنيم.

ببينيد اگر شما نمايش‌هايي را مي‌بينيد كه بسيار ضعيف است و هيچ بار هنري ندارد، بايد تقصير را گردن كساني انداخت كه اجازه‌ي اجراي چنين نمايش‌هايي را به آنها مي‌دهند. ما اگر بتوانيم هنرمندان با استعداد را در جريان توليد قرار دهيم، آنها مي‌توانند بهترين نمايشگر نمايش عروسكي باشند. ما الان مشكلمان چه در تهران و چه در شهرستانها توليد تآتر عروسكي است. نبايد تآتر عروسكي ما متكي به يك يا دو هنرمند فرهيخته باشد، بايد چندين هنرمند اين چنين داشته باشيم. ما توليد تآترعروسكي نداريم و آنچه هم توليد مي‌شوند، بيشتر اهدافي چون شركت در جشنواره را دارند. اگر در سال 20 تآتر عروسكي قوي توليد شود، حتم بدانيد كه استعدادهاي فراواني در عرصه تآتر عروسكي كشف مي‌شوند.

شما فكر كنيد در مشهد اگر 2 كارگردان كار تآتر عروسكي كنند و به آنها اطمينان داشته باشيم كه موفق خواهند شد و به ذوق و استعداد و نيز مديريت آنها هم اعتماد كنيم، به طور حتم در گروه خودشان مي‌توانند حداقل هر كدام 20 نفر آدم را به كار گيرند و زماني مي‌بينيم كه در تآتر عروسكي مشهد 40 نفر در سال مشغول به فعاليت هستند و در جريان توليد قرار گرفته‌اند و اين خود يك آموزش محسوب مي‌شود، چون هنرمندي كه هم به لحاظ هنري و هم به لحاظ مديريت قوي باشد، اثري مي‌تواند خلق كند كه تآتر عروسكي و تماشاگر را با هم آشتي دهد.

در تهران هم همين‌طور. اگر 10 كارگردان انتخاب شوند و به توليد بپردازند، هر كارگردان مي‌تواند، ده‌ها كارگردان، عروسك‌گردان، عروسك‌ساز و ديگر هنرمندان را فعال كنند و آن زمان مي‌توانيد ببينيد در سال 150 نفر به صورت حرفه‌اي دارند فعاليت مي‌كنند كه هم مخاطب را مي‌شناسند و هم ادبيات را مي‌شناسند وهم در حين توليد كار، آموزش مي‌دهند و به شدت نيازمنديم كه در سراسر كشور گروه‌هاي تآتر عروسكي به وجود بيايد.

  • ما در نهايت مي‌توانيم اين گونه نتيجه بگيريم كه امكانات مي‌تواند سطح آموزش را بالا ببرد و گروه‌هايي را به وجود آورد كه به صورت علمي آثار بسيار با كيفيتي توليد مي‌كنند و در نتيجه در جذب تماشاگر هم موفق باشند.

اقبالي: بله، اين نكته‌اي كه شما گفتيد، مصداق عيني‌اش مي‌تواند اپراي عروسكي رستم و سهراب باشد. حدود هشت ماه فقط براي تمرين عروسك‌گرداني زمان صرف شد و بيش از آن حدود يك سال طراحي عروسك‌ها به طول انجاميد و بعد طراحي لباس انجام گرفت تا به مرحله ساخت رسيد و بالاخره زمان بسيار طولاني طي شد تا اين نمايش به مرحله توليد رسيد كه امروز شما آن را روي صحنه مي‌بينيد كه عروسك‌ها از لحاظ حركتي و ظاهري چقدر كامل و حرفه‌اي هستند و هيچ ايرادي نمي‌شود به آنها گرفت، به خاطر اينكه پروژه مسير درست را پشت سر گذاشته است. پروژه تمرينات ما هم همين طور بود. ما در ابتداي دوره دو ماه آموزش در خصوص به كارگيري سبك عروسك نخي درخارج از كشور ديديم و بعد به ايران برگشتيم و دوره سه ماهه‌اي براي آموزش گروه برگزار كرديم و بعد از آن پروژه تمرينات كار اپراي رستم و سهراب را شروع كرديم كه اين هم در واقع يك پروژه حرفه‌اي درست بوده كه امروز نتيجه آن را شما مي‌بينيد. به هر حال مسير منطقي و حساب شده پروژه توليد نمايش به نظر من محصولش يك اثر موفق مي‌باشد و اين موضوع نشان مي‌دهد كه مهم است كه نمايش عروسكي چگونه روي صحنه برود. ما بسياري از كارهاي ديگري را هم مي‌بينيم كه يك يا دو روزه توليد مي‌شوند اما ديگر كارهاي به ياد ماندني نيستند و تماشاگر را نمي‌توانند به سالن بياورند، چون مراحل توليدشان را درست پشت سر نگذاشته‌اند و در واقع پشت توليد نمايش فكر كارشناسي نبوده و اين موضوع نشان مي‌دهد كه هر كسي مي‌تواند به خودش اجازه دهد كه كار عروسكي بكند و اين درست نيست.

پاكدست: هنرمندان تآتر عروسكي بايد بدانند كه تآتر مختص به تمام سنين است و محدود به كودكان و يا فقط بزرگان نمي‌شود و لازمه جامعه ماست كه نگاه جامع‌تري به اين هنر داشته باشيم. الان شما مي‌بينيد در مشهد تماشاگران فوق‌العاده خوبي داريم نه به لحاظ كثرت بلكه به لحاظ نوع برخورد آنها و نيز به لحاظ تحليل و يا استدلالي كه مي‌كنند و اين موضوع نشان مي‌دهد كه مردم تآتر عروسكي را مي‌خواهند و ما به خاطر اينكه تآتر عروسكي داشته باشيم، بايد آموزش را سرلوحه فعاليت‌هايمان قرار دهيم و بعد از آموزش كامل و صحيح به توليد بپردازيم.

اقبالي: به نظر من اين هنر اگر درست توليد شود، مي‌تواند هم دلها را تسخير كند و هم فرهنگ كشورمان را به درستي تعريف كند و به نوعي با آدمها ارتباط خوبي برقرار كند. الان حركت ما از تهران به مشهد، انتقال و نيز ترويج فرهنگ است. شما تصور كنيد ما اگر اپراي عروسكي رستم و سهراب را به كشورهاي ديگر ببريم، مي‌توانيم فرهنگ اپرايي را ترويج كنيم. در اين زمينه نمايش عروسكي خيلي گسترده‌تر مي‌تواند عمل كند.

  • بي‌كيفيتي نمايش‌هاي عروسكي و در نتيجه از دست دادن تماشاگر شايد محصول نگاه نادرست سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان اين عرصه باشد.

اقبالي: اين نكته‌اي كه شما مي‌گوييد درست است. نگاه سياست‌گذاران نمايش عروسكي درست نيست و اگر آنان اشتباه نمي‌كردند، مسير اين هنر جذاب به اين سمت نمي‌رفت.

  • فكر مي‌كنيد هم‌اكنون در توليد اثر، كيفيت جايگاه ندارد؟

اقبالي: الان براي شما از تلويزيون كه با برنامه‌هايش آشنا هستيد، مثالي مي‌زنم. شما توليدات نمايش عروسكي 15 سال گذشته تلويزيون را با آثار فعلي آن مقايسه كنيد. در واقع مي‌بينيد كه تلويزيون در اين باره سير نزولي را طي كرده‌است و توليدات نشان مي‌دهد كه سياست‌گذاري غير منطقي به خطا مي‌رود و نتيجه آن را هم تاكنون ديده‌ايم. به طور حتم تآتر صحنه‌اي هم حال خوشي بهتر از آن ندارد و متأسفانه اين نگاهي كه شما مي‌گوييد وجود دارد. يعني توليد بالا با هزينه كمتر، با هدف ارائه آمار، بدون توجه به كيفيت آن.

  • براي جمع‌بندي مبحثمان اگر حرف، پيشنهاد و يا انتقادي داريد بفرماييد؟

پاكدست: پيشنهادي كه در واقع انتقاد ما نيزهست: من به عنوان مسئول تآتر عروسكي اگر بخواهم برنامه‌اي ارائه بدهم كه اجرا بشود خيلي از مشكلات حل خواهد شد كه بخش اساسي اين ماجرا توليد است. در بخش توليد مي‌تواند هم آموزش اتفاق بيافتد و هم امكانات پيش بيايد و نيز تماشاگراني هم پرورش پيدا كنند. ببينيد در بحث پزشكي يك دانشجوي پزشكي وقتي وارد دانشگاه مي‌شود و درس‌هاي تئوري خود را مي‌گيرد و براي گذراندن بخش عملي وارد بيمارستان‌ها مي‌شود و دوره عملي را شروع مي‌كند، يعني آن چيزهايي را كه به شكل تئوري گرفته حالا مي‌خواهد عملي بكند و بعد وقتي به آن تجربه كافي رسيد، مطبش را مي‌زند و مريضان خود را درمان مي‌كند يا به هر حال شروع مي‌كند به كار حرفه‌اي كردن.‌ نمايش عروسكي هم بايد كارش به اين صورت باشد. يعني كساني كه مي‌خواهند كار تئوري بكنند، به شكل تئوري بايد آموزش ببينند و امكان تجربه داشته باشند. لذا هنرجوي نمايش عروسكي نياز دارد به سالن برود و بتواند تمام شيوه‌هاي كلاسيك نمايش عروسكي را تجربه بكند و بعد برسند به آنجايي كه خود كار توليد كنند. اين اتفاق اگر بيفتد، تمامي مشكلات حل مي‌شود.

اقبالي: دنياي تآتر عروسكي به قدري گسترده و وسيع مي‌باشد كه حتي خود ما هم كه در واقع فارغ‌التحصيل اين رشته هنري هستيم و به صورت حرفه‌اي فعاليت مي‌كنيم، نياز مبرم به آموزش دوباره داريم.

ما حتي گاهي آدم‌هاي با تجربه‌اي را مي‌بينيم كه اثري را توليد مي‌كنند اما باز هم كيفيت لازم را ندارد چون علم آنها جديد و به روز نيست. من پيشنهاد مي‌كنم تمام كارها در مراحل اوليه تحت نظارت قرار گيرد. نظارت يك يا دو نفر منظورم نيست. نظارت را يك هيأت با تجربه كارشناس بايد برعهده بگيرند و اين گروه از لحاظ كيفيت، آثار را ارزيابي كنند كه آيا اين كار ارزش دارد كه به روي صحنه برود و آيا مي‌تواند مخاطب خودش را جذب كند و يا اينكه دارد ضد نمايش عروسكي عمل مي‌كند. من فكر مي‌كنم اين نظارت ضرورت دارد و اين نظارت نيازمند سياست و برنامه‌ريزي است. به نظر من به اين شكل مي‌توان اميدوار بود كه هر كاري روي صحنه نرود و تماشاگر توقع‌اش را از تماشاي نمايش‌هاي عروسكي بالا ببرد و نياز به اين نوع نمايش در جامعه حفظ شود. اين موضوع يعني ارزش قائل شدن براي اين هنر، هنري كه قدمتش از زماني است كه انسان خودش را شناخت.

نمايش عروسكي هنري است كه از نظر فرهنگي و نيز از نظر تربيتي در واقع آنقدر قدرتمند است كه مي‌تواند در تمام اين حيطه‌ها نقش خودش را داشته باشد و اين ممكن است در جامعه ما از نظر سياستگذران فرهنگي اين هنر ناشناخته باشد كه اگر اين عدم شناخت حل شود، در جامعه خيلي از مشكلات حل خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×