مشهد عكاسان خلاقی در تئاتر دارد
مشهدتئاتر- جواد اشكذري: رضا معطریان عکاس روزنامههای شرق، هممیهن و مجلههای شهروند امروز، ایراندخت و مهرنامه از سال 68 کار عکاسی را در حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی شروع کرده است. معطریان در گفتوگوي اختصاصي با روزنامه شهرآرا به بررسی تأثیر عکس تئاتر پرداخته است. با هم میخوانیم.
در گفت و گویی با رضا معطریان عکاس با سابقه ایرانی و داور بخش عکس جشنواره تئاتر فجر این معضل را بررسی کرده ایم.
در ابتدا، ميخواهيم به اين نكته برسيم كه چه اتفاقي افتاد تا رضا معطريان عكاس تئاتر شد؟
من قبل از اينكه عكاس بشوم بازيگر تئاتر بودم و ارتباطم با مقوله فرهنگ و هنر از طريق بازيگري تئاتر بود. وقتي سنم وقتي خيلي كم بود در دوران راهنمايي جز كساني بودم كه در فعاليتهاي فرهنگي شركت مي كردم و نلي نميدونستم چيكار كنم فقط ميدونستم بايد باشم. هم بازيگري ميكردم و هم سرود مي خواندم و يا تقليد صدا ميكردم و سعي ميكردم در فضاي فرهنگي هنري در آن دوره باشم. آشنايي من با تئاتر به سالهاي 63 – 64 بر ميگردد كه قرار ميشود. براي تئاتري كه يك بازيگر نوجوان لازم داشتند و نقش پررنگي بود و من از طريق آشنايي كه با همسايهمان داشتم براي اين كار انتخاب شدم و رفتم بازي كردم و اتفاقا از منظر آنها چقدر راحت بازي كردم و مورد اقبال عمومي هم قرار گرفتم. راحت بازي كردم و حتي با اين گروه اجراي حرفه اي هم داشتيم. چند ماه در تالارهاي تهران. ولي در ان سال ها كه ما كار تئاتر ميكرديم يك كار يك سال طول ميكشيد و به يك پول بسيار محدود مثل هفت و هشت هزتار تومان پول مي دادند. واين مبالغي نبود كه من بخواهم با ان زندگي كنم. هميشه تئاتر در گروه يك سري آدم ديگري بودند كه ان ها در اختيار من نبودند. يك ساعتي تمرين ميكرديم و يا در يك ساعتي بايد اجرا ميكرديم كه من دلم ميخواست چيزي ديگري ميبود. در واقع ميخواستم فرديت خودم را حفظ بكنم. براي همينكه به عكاسي روي آوردم و شروع كردم به عكاسي كردن. عكاسي كه انجام مي دادم هميشه تئاتر برايم مهم بود. به دليل علاقه شخصي كه داشتم به تئاتر داشتم عكاسي تئاتر هم دنبال كردم. از آن سالها به شكل پراكنده از چيز حدود 7- 8 سال پيش به شكل منسجم تري دارم عكاسي تئاتر را دنبال ميكنم ولي چيزي حدود 15 – 16 سال آرشيو تئاتر دارم. و از تئاتر هاي خيلي خوبي كه در ايران اجرا شد و از هنرمندان بسيار مطرحي كه ديگلر پيش ما نيستند و هميشه تئاتر دغدغه ذهني كمن بوده است. در حوزه عكاسي تئاتر به خاطرم نيست كه هيچ عنواني گرفتم چون هيچ وقت شركت نكردم شايد يك مورد و يا تقدير شدم و هيچ و قت بحث جايزه نبوده است. اعتقاد دارم كه ملاك شركت در اين چيزها نيست و ملاك اين است كه تو بتوانيد كارت را بتواني خوب عرضه كنيد و من رسانههاي ديگري داشتم مانند روزنامه و مجله. سايت و كارهايم را توانستم از آن طريق ارائه بدهم. داوري كردن جشنوارههاي مختلف در حوزه عكاسي تئاتر و بيشتر داور بودم تا شركت كننده.
شما تئاتر را ميشناختيد و بعد عكاس شديد. به نظر ميرسد عكاساني كه فعاليت تئاتري داشتند و آشنايي كامل با اين هنر داشتهاند در عكاسي تئاتر موفق تر بودند. به نظر شما تا چقدر كمك ميكند كه يك عكاس قبل از عكاس شدن از اجراهاي تئاتر، هنرمند تئاتر باشد؟
نه در مورد عكاسي تئاتر بلكه در هر زمينه اگر شما شناختي از ان داشته باشيد، به شما كمك ميكند. شاما اگر در هر دو هنر «عكاسي» و «تئاتر» شناخت داشته باشيد، طبيعتا نوع فعاليت او كه مانند برخي كه فقط از يك حوزه شناخت دارد و تسلط دارد جلوتر است. اين شناخت خيلي كمك ميكند و اين شناخت باعث ميشود به فضاي كار كارگردان احترام بگذارم. من اولين بحثي كه به برخي از عكاسان تئاتر ميكنم گفتم چرا اسم كارگردانان را نزديد. اين عكس تئاتر است. چون كارگردان هم در اين عكس سهم دارد. چون ان كمپزيسيون و آن لحظه مربوط به كارگردان هم هست. شما زحمت كشيديد ثبت كرديد اما اين مربوط به كارگردان هم است. اين يعني همان شناخت كه من ميدانم كه من بايد در خدمت يك رسانهاي باشم به عنوان يك رسانه مستقل ولي در خدمت يك رسانه فرهنگي ديگري. اين آدمها جمع نشدند كه من فقط عكس بگيرم. من هم بخشي از كار اين دوستان هستم. طبيعتا موقع كار مزاحمتي برايشان ايجاد نكنم. براي كسي كه پول داده و بليط خريده مزاحمتي ايجاد نكنم و متوجه بشوم همه اين اتمسفر براي كار من جمع نشده است. من هم بخشي از اين كار هستم و قرار است به اين كار كمك كنم. اين را شما زماني متوجه ميشويد كه كارا بازي كريد كه تا چه حدي ميتواند رفتار يك عكاس در سالن به تمركز تماشاگر و تمركز بازيگر را بهم بزند. اين ها فقط از اين شناخت ميآيد كه اگر شما در تئاتر فعاليت كرده باشيد و خاك صحنه خورده باشيد، كارگردان را بشناسيد، لحظات را بشناسيد در عكست ميتواند بهت كمك بكند. حالا شما رسانهاي هم داريد به نام عكس كه در ان هم تسلط داريد و بعد ان اتفاقي كه ميآفتد اين است كه شايد عكسهايتان بتواند متمايزتر بشود. البته اين نظر من نيست و مخاطب بايد اين نظر را بدهد.
يعني به نوعي به نوع نگاه عكاسي كه بازيگري كرده است تاثير دارد؟
بله خيلي موثر است. چون همه چيز را دقيقا ميداند. چون او اغلب لحظات نمايشي را ميتواند حدس بزند. چون شما در واقع نمايش را ميشناسيد. لحظه را ميشناسيد. كمپزيسون را ميشناسيد. چون شما حركات صحنه را ميتوانيد پيشبيني بكنيد. و حتي ميدانيد اين سكوت چقدر ميتواند ادامه داشته باشد كه در سكوت عكاسي نكنيد. تا صداي شما خيلي برجسته بشود.
برخي كه تئاتر را خيلي خوب ميشناسند و عكاساني كه خيلي باسابقهاند در تئاتر، باز هم يكبار عكاسيشان را انجام ميدهند و ميروند. چون تمام لحظات نمايشي را ميشناسند. چون چند لحظه قبل ان را حس ميكنند و به خوبي هم ثبت ميكنند. اما برخي هم مشخص هست كه يك بار نمايش را از ابتدا تا انتها ميبينند و ياداشتهايي را هم بر ميدارند و بعد عكسهاي خودشان را براساس همان ديدهها و نوشتههايشان بر ميدارند.
به نظر من هر دو روش درست است.
حتي در عكاسان حرفهاي اين دو روش ديده ميشود.
ببينيد ما هرچيزي كه در ايران داريم يك شبه است. به دليل شرايط خاصي كه در جامعه ما هست، هر چيزي هر پديده، هر تكنولوژيي، هنري كه وارد جامعه ما ميشود، شكل ايراني پيدا ميكند.من مثال ميزنم در سينما ما داريم به مردم دروغ ميگوييم و مردم دروغ ما را باور ميكنند. دروغ ما چگونه است كه وقتي شما نگاه ميكنيد زن خانه و مرد خانه از تخت خواب كه بيدار ميشوند روسري سرشان است ولي در واقعيت زندگي ما اين گونه نيست ولي ما اين را باور ميكنيم. اين موضوع در هيچ جاي دنيا باورپذير نيست. چون با عرف ما يكي است. اين اتفاق كه افتاده در واقع ما از هر چيزي بايد يك تعريف ايرانياش را بكنيم. عكاسي تئاتر در ايران به نظر من هم ايراني شده است. در هيچ جاي دنيا در يك اجراي زنده تئاتر اجازه عكاسي نميدهند مگر درمورد فستيوالها و يا تك اجراها و آن هم عكاس خاص. و يك تجهيزات خاص. و با برنامه ريزي وارد سالن ميشود و عكسش را ميگيرد بدون هيچ مزاحمتي.
معمولا پرفورمنس، پر از صداست. پر از نور است كه عكاسي بخشي از آن ميشود ولي در اجراهاي عمومي كه در سفري كه كردم و ميخواستم عكاسي كنم اين اجازه را به شما نميدادند. ميگفتند شما يك روزي وقت بگذاريد و تشريف بياوريد و تازه با گرفتن رضايت كارگردان. چون كارگردان معتقد است كه اين اثر من است و اين كار يك تهيه كننده دارد و همه چيز ش شامل مباحث مالي ميشود و شما نميتوانيد به عنوان يك آدم مستقل بياييد و عكسي بگيريد و برويد و قرار نيست اين اتفاق بيافتد و شما يك وقت كار رسانهاي ميكنيد و براي شما يك زمان محدودي قائل ميشوند. مثلا شما يك پرده از نمايش را انتخاب ميكنيد. مثلا پرده چهار را عكاسي ميكنيد و بيرون ميآييد. ان هم در يك شرايط خاص و اين گونه نيست . الان ما اين گونه نيست. من به عنوان يك عكاس وارد سالن ميشوم. با شناختي كه به كارگردان و عوامل سالن دارم عكسم را ميگيرم و هرجا كه بخواهم ان ها را چاپ ميكنم و در واقع شامل كپي رايت نميشود. اينها همان اتفاقات است كه در آن بخش از بحث كه از سوالاتتان دور نشويم دو مقوله است. يك زمان است كه من به عنوان يك عكاس حرفه اي و به شكل حرفهاي دارم اين كار را انجام ميدهم و وقتي هم ندارم كه چند بار يك نمايش را عكاسي بكنم و در يك مرحله تمام نمايش را عكس ميگيرم. يك بخشهاي از صحنه را بر اساس تجربياتم ميگيرم و اتفاقاتي كه ميافتد روي عادت و روي تكرار و تمرين و خيلي از صحنهها را هم از دست ميدهم ولي يك وقت است كه بنده بعنوان يك عكاس موظفم كه طبق قراردادي كه با كارگردان دارم از يك نمايش عكس بگيرم. من وارد گروه ميشوم و طبيعتا در جريان تمرين به تمام صحنهها و لحظات نمايشي خوب ان تئاتر دسترسي پيدا ميكني و عكاس هم ميداند كه هر صحنهاي را از چه زاويهاي بگيرد. بنابراين در روزهاي متعدد صحنهها را از زواياي مختلف ميگيرم. به نظر من هر دو روش خوب است و هيچ مشكلي ندارد ولي من به تجربه ديدم كه عكاساني كه استخون خورد كردن در اين كار وقتي ان تئاتري را ميبينند كه از لحاظ قاب دوربين كار خوبي است يك روز ديگر هم حتما عكاسي ميكنند. و يك بار ديگر از آن صحنههايي كه ميدانند چه اتفاقاتي ميافتد را با استفاده از لنز درست و لحظه درست سعي ميكند آن لحظه ها را ثبتش كنند.
يك تئاتر براي عكاسي چه ويژگيهايي بايد داشته باشد؟
يك تئاتر ايمژ. يعني تصوير داشته باشد. ما بسياري از نمايش ها را ديالوگ محور است و هيچ تصويري ندارد. بسياري از نمايشهاي مان است كه تصوير دارند و شايد محتوا هم نداشته باشد ولي او براي عكاسي مناسب است. يعني شايد مخاطب از نمايش چيزي متوجه نشود ولي براي عكاس كلي تصوير دارد. ما در واقع تئاتري كه در آن پر از تصوير است. پر از رنگ است. پر از بازي است. استفاده ميكنيم كه عكس بهتري را بگيريم.
حتي به نظر ميآيد كه تئاترهايي كه داستان محور نيستند، تصاوير بهتري را ميتوانند براي عكاس به ارمغان بياورند.
بعضي از تئاترهاي داستان محور مانند تئاتر «شكار روباه» كه دكتر علي رفيعي لحظه به لحظه اش عكس است. چون خود او طراح لباس و نيز طراح صحنه بينظيري است. عكس تئاتر شامل خيلي چيزها ميشود. ما ميگوييم عكس تئاتر. عكس تئاتر يعني چي؟ يعني بازي. نور، كمپزيسيونف گريم، طراحي صحنه همه اينها در كنار هم ديگر در حين حال تسلط عكاس به اين مقوله و اينكه بتواند اينها را در كنار هم بچيند و يك فرم در بين اين همه اتفاق جدا كردند ميشود عكس تئاتر. يعني بعد از ثبت عكس عكاس متوجه ميشود كه كدام عكسش عكس تئاتر است.
عكس تئاتر است؟
يعني اتفاقات تئاتر بر ان شكل ميگيرد. حالا كسي مانند دكتر علي رفيعي در كارهايش اينقدر جزئيات را دقيق انتخاب شده براي من عكاس كلي اتفاق است و كلي در قاب من كلي عناصر جذاب ميتواند شكل بگيرد ولي كارگرداني است در نهايت بيسليقگي. كه نه در اثرش كمپزيزيون درستي ايجاد ميكند و نه بازي خوبي از بازيگرانش گرفته است و نه داراي طراحي نوري است. داستان محور هم است كه فقط ديالوگ است و ما هيچ چيزي نميبينيم جز اينكه بازيگران هراز گاهي جايشان را عوض ميكنند و ديالوگهايشان را ميگويند براي عكاسي خيلي جذاب نيست و ما فقط شايد تا اين حد كه از اين نمايش عكسي گرفته باشيم مشاركت ميكنيم در اين كار و كار را همان يك بار گرفتيم. تئاترهايي مانند شكار روباه من 3 بار اين نمايش را عكاسي كردم. حتي يك لحظه نمايشي را وقتي از چپ ميگيريد و وقتي جاي بازيگران عوض ميشوند در تصوير يك تصوير جديدتري بدس مي ايد. مثلا دكتر مي نشيتد روي صحنه جاي تمام تماشاگران و سعي ميكند تصوير خلق بكند.. اينقد او دقيق است و درست است. من با بچههايش صحبت ميكردم اين ادم ادم نكته بيني است. يعني در حد كوچكترين چيزها در صحنه اتفاق ميافتد برايش مهم است. يعني قرار است يك ظرافتي در لباس بازيگرش باشد كه قرار است بر روي ان يك گل طراحي بشود كه حتي از رديف دوم هم هيچ كس نمي بيند اما براي دكتر مهم است كه اين گل درست و در جاي خودش طراحي شود. طبيعتا وقتي ان را ظريف ميبيند نتيجه كار خوب ميشود. طبيعي است چنين تئاتري كه خوب كار شده براي من زمينه كار بهتري دارد.
بنابراين طراحي صحنه و يا عناصري چون طراحي نور چقدر بستگي به بالا بردن كيفيت بالاي يك عكس تئاتر دارد.
اصلا وابسته است. شما وقتي ميگوييد عكاسي تئاتر يعني ابتدا بايد تئاتر خوبي باشد تا عكس خوبي شكل بگيرد.
براي همين است كه اغلب عكسهاي تئاترمان در شهرستانها خيلي از كيفيت خوبي برخوردار نيست؟
اره شايد ولي در برخي از شهرستانها مانند مشهد فكر نميكرد كه عكس هاي تئاترش اينقدر خوب باشد. ايستادن بازيگران درست است. نورر درست است. انمتخاب لحظات نمايشي درست است. كمپزيزيون ها دقيق بوده است و احساس ميكنيم با كارهاي خيلي جدي روبرو بوديم.
دوربين ديجيتال هم به عكاسي تئاتر كمك ميكند؟
ولي باز هم من فكر نميكنم كه اينقدر نميتواند در اصل داستان اينقدر تاثيرات عجيب و غريبي داشته باشد. مثلا شما به نمونه هايي برگريد مانند تئاتر هاي قدم خودمان برگرديم شما به شيوههايي از عكاسي دست پيدا نميكنيد. خيلي از عكسها ساده هستند و اين امكاني كه در اين نمايشگاه بوجود امده كه كارها تغيير كرده و براي عكاس زمينه عكاسي مهيا شده است و بر صحنه تسلط شده و عكسش را گرفته است.
عكس محكمي كه در ويژگيها يعني چي؟ برخورد با بازيگر عناصر مختلف صحنه چگونه برخورد كند ه يك عكس عكسي محكم باشد؟
عكاسي تئاتر چون يك برش از مجموعه است. اين برش بايد برش دقيقي باشد. چون يك بخشهايي از تئاتر را ثبت ميكنيد و ان اتفاقات از ان بخشهايي كه درآمده باز يكي از آنرا در ميآوريد. در نمايشگاههايي كه در مشهد هم برگزار شده ديده ميشود كه از 100 عكسي كه از يك نمايش گرفته شده. 20 تا از آن انتخاب شده. اين 20 كنار هم امده و 10 تا از ان جدا شده و رفته روي ديوار. (شايد يكي يا دو عكس از آن به نمايش گذاشته ميشود.) اين برش ها بايد خيلي دقيق انجام گيرد. شما بايد دقيق ان ها رال برداريم. عكسي كه محكم است كه همه اينها را داشته باشد و اصطلاحا لق نزند. ميخواهم بگويم يك سري اصلاحات كه بعد از سالها بهش ميرسيد. تا تعريف علمي نتوانيم از ان داشته باشيم ولي به طور حتم تعريف علمي دارد. به نظر من عكسي محكم است كه احساس بكنيد هيچي از آنرا نميتوانيد برداريد و هيچي را نميخواهد به آن اضافه كنيد. خيلي وقتها هست در عكس و صحنه و يا يك كار گرافيكي احساس ميكنيم كه اگر آن گوشهاش را سياه ميكرد بهتر بود. اين عكس يعني هنوز جاي حرف دارد. ولي بعضي لاز عكس ها ادم احساس ميكند كه تمام شد و عكاس كاري كه مي خواستهشكل بگيرد شده است. از اين بهتر چيز ديگري ميشود ولي ر فلان صحنه عكسش گرفته شده است كه به اصطلاح ميگويند عكس اين تئاتر در آمد. در سينما هم هست. در سينما در طول چند ماه فيلمبرداري نگاه ميكنيد 4 عكس از يك فيلم است كه خيلي بولد ميشود. فيلمي مانند باشو غريبه كوچك شما سوسن تسليمي كه پارچه سفيد را از دو طرف گرفته نشان ميدهد كه اين عكس ان فيلم است و اون ديگر تمام شد. چون ان فيلم با اين عكس تمام است. ديگر ما لازم نيست دنبال چيز ديگري باشيم. يعني شما وقتي ميگوييد باشو غريبه كموچك تآن تصوير از سوسن تسليمي در ذهن تان خطور مي كند. در تئاتر هم همينطور است كه ميگوييد اين همان عكسي است كه بايد از اين نمايش گرفته ميشد. اين عكس قوي به لحاظ بصوي است. و لحظه نمايشي خيلي خوبي دارد و داراي حركت، نور، دارد و همه چيز را در كنار همديگر دارد و عكاس ان لحظه را در اورده است و آن را چاپ كرده و به نمايشگاه به نمايش گذاشته شده است و اين عكس تبديل به سند اين نمايش شده است. يعني شما خيلي چيزها را در ذهنتان مرور كنيد مثلا عكس رژه رفتن محمد فرنود تا بحث اعزام ميشود شما ياد ان عكشس ميافتيد كه يك عده در حال رژه هستند و بارها در كشور چاپ شده است و يا نقاشي شده بر روي ديوار و نيز تمبر هم شده است.
حالا يك وقت است كه اين اتفاق براي تئاتر هم امكان دارد بيافتد. كما اين كه افتاده است در مورد برخي از تئاترها افتاده است. مثلا به فكر منفياش «هدا گابلر» كه جلوي اجرايش را هم گرفتند تا ميگفتيم «هدا گابلر» آن عكس به ياد همه ميافتد. اين به شكل سوء استفادهاش است و اما به شكل مثبتش چطوري ميتواند باشد؟ ميشود «شكار روباه. كه كار دكتر علي رفيعي است. اين اتفاق بايد بيافتد. خيلي وقتها هست كه شما فيلم «هامون» را با آن اسلحهاي كه در دست زندهياد خسرو شكيبايي است و سر را به اسلحه تكيه داده يادتان بي افتد در تئاتر بايد ان اتفاق بيافتد. به نظر من در اين نمايشگاه چند عكس اين گونه داشت كه حجت را تمام كرده و همه چيز در ان عكس است.
شما نمونههايي را كه از سينما و تئاتر كشور اشاره ميكنيد از شاهكارهاي هنر هستند كه ما فقط چقدر از اين نمونهها داريم؟
الا مثلا يك نمايشي بود به نام هملت كه دو تا بازيگر و امسال در جشنواره فجر هركسي عكسي فرستاده بود از همين نمايش بود. ان سالي كه دكتر رفيعي كاري به روي صحنه برد ما از هر عكاسي عكسي خواستيم از اين كا بود كه اين مي شود نشانه آن سال.
خوب است يابد؟
وقتي كه تمام عوامل كنار همديگر جمع ميشود عكاسان ترغيب ميشود و بعد شروع ميكند و در لحظه نمايش دكتر رفيعي كه انگشت ميكند و دارد چشم بازيگر مقابلش را در مي اورد و بازيگر از پشت گرفتند اين صحنه بي نظير است به لحاظ صحنه نمايش و همه از اين صحنه فرستاده بودند.
ما در برخي از عكسها، عكس خوب نمب بينيم تئاتر خوبي ميبينيم. يعني تمام بار كيفي عكس از جذابيتهاي بصري آن تئاتر است. اين موضوع را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ اگر 10 عكس گرفته ميشود ولي دو تا از انها خوب هستند؟
ما هم همان دو عكس را انتخاب مي كنيم كه حجت را تمام كرده اند انتخاب ميكنيم. شابيد برخي از عكس ها به لحاظ ساختاري شبيه بهم باشد اما به لحاظ ظرلفتي كه به لحاظ انتخاب رنگ، انتخاب گكمپزيزسيون، استفاده اور هد، تكنيك هايي كه در عكاسي رايج است استفاده كرده و نتايج بهتري را بدست اورده است. يعني كمك كرده به ان لحظه نمايشي. تئاتر خوب تاثير دارد ولي مسائل عكاسي هم مهم بود. ما در داوري كه انتخاب ميكرديم كارهاي شهرستان ها وقتي ميامد در كنار كار تهران نا خودگاه امتيازي نمياورد. بخاطر اينكه نمايش ها ضعيف بود. مثلا ايستادن بازيگر بر روي صحنه اشتباه است. فرم ايستادنش خوب نيست. معلوم است كه آماتور است.بعضي از عكس تلاش ميكنند با استفاده از نور ،عکس جذابتري و شاخصتري نشان دهد و به نوعي كمبودهايي كه در تئاترها وجود دارد به شكلي با نورها پوشش دهند.
نور چقدر ميتواند موثر باشد در زيبا و جذاب بودن عكس تئاتر؟
شما هرچقدر تجربهتان بالاتر مي شود هرچقدر دقتان بيشتر ميشود. اصالت كارتان بيشتر ميشود و در واقع از هيجانات كاسته ميشود. اتفاقي كه در سينماي كيارستمي ميافتد. كيارستمي الآن در مرحلهاي رسيده است كه ميآيد قصه را ميگذارد كنار و فن را ميگذارد كنار و دوربين را به شكل شاهد جاهايي مي چرخاند و بر روي ميز مونتاژ فيلمي را توليد ميكند و بازيگران مينشينند روبرو و گريه ميكنند و شما زجر كشيدن يك سري زن را ميتوانيد ببينيد. نميتوانيد خيلي تحملش كنيد اما اين ميشود سينماي كيارستمي. يك جور ديگر نگلاه ميكند. در عكاسي تئاتر هم همين اتفاق ميافتد. در روزهايي اولي كه شروع ميكنيد، شروع ميكنيد انجام يك سري كارهاي هيجانانگيز كردن و يك جور ذوقزدگي داري و هرچقدر بگذرد اينها ميريزد. مانند رودخانهاي كه دارد گل و لاي را با خودش ميبرد و در اين مسير دارد هي زلال ميشود و در يك جاي ميرسد كه ايستاده ولي شفاف است. اين شفافيت از يك حركت امده نه اينكه از ابتدا ايستاده باشيد. شما حركت خودت را كردهاي و ايستادهاي. يعني شما حركت را كردهاي و بعد ايستادهاي و نفر بعدي ميايد و دوباره آنرا به جريان مياندازد. در عكاسي تئاتر هم همينطور است. ابتدا ساكن نور و يك سري چيزها براي عكاس مهم است. من در ابتدا وقتي رضا كيانيان را در تئاتري ميديدم كلوزاپ ميگرفتم ولي به مرور يافتم كه كيانيان يك بخش از آن تئاتر است. نه اينكه عكاس به خاطر ذوقزدگي داريد و براي اولين بار او را ميبينيد عكسهاي چهره از آن با لنز تله ميگيريد و ديگر آن عكس تئاتر نيست عكس كيانيان است. شما تئاتر را با اتمسفرش ببينيد . تئاتر يعني يك سري چيزها در كنار همديگر به علاوه بازي. به علاوه بر حضور عكاس. يعني لحظه نمايشي. اين مي شود عكس تئاتر. اين اتفاق مي افتد. در مورد من اين اتفاق افتاده است. شايد براي من هم روزهاي اول نور خيلي مهم بوده است. به محض اينكه يك دودي به روي صحنه ميآمد منم يك عكسي ميگرفتم. ولي الان شايد اين كار را نكنم و اجازه بدهم نور برود و بعد اين كار را بكنم. احساس ميكنم كه اين نه ديگر كار من نيست و بايد خلاصه تر بشود اين لحظه نمايشي ناب نيست. اين اتفاق ميافتد.
يكي از معظلات عكاسي تئاتر بعد اديت شدن ان هاست و بعد برش مي خورد. يا انتخاب درستي نيست و اين گونه عكس ها را در مطبوعات و رسانه هاي ديگر ديده مي شود كه چگونه ميتواند يك عكس با يك رتوش و اديت بيسار خوب تاثير گذار تر باشد. نقش ان چيست؟
زماني كه ما نگاتيو كار مِ كرديم مي گفتند؟ عكاسي 20 درصد است و لابراتوار 80 درصد. اين سهم را در دوره ديجيتال اگر نگوييم مثلا به اين نسبت است ولي قطعا 50 50 هست.. يعني خيلي وقت ها هست كه شما عكسي را مي گيريد ولي اينكه بعد از اينكه عكس ها را گرفتيد چون شما از لحظه بعدي خبر نداريد گاهي اتفاق افتاده كه لحظه اي را يم گيريد وبعد متوجه مي شويد لحظه بعدي ان بهتر است. ولي شما چهار فرم عكس گرفته ايد. حالا توي انتخاب شما بايد فرم چهخارم تان را در بياوريد. اين فرم چهارم در مي ايد و بايد پالايش بشود. پالايش يعني چي؟ من عكس را براي چاپ در مجله اي ميخواهم استفاده كنم. در مجله سياه وقتي مي رود چاپ بشود بور چاپ ميشود. شايد لازم باشد من دو تا به ان مشكي بدهم و رنگش را تا حدودي تغيير بدهم. اين كار مي شود پالايش و اين از اموزش مي ايد. ما بحث هاي اموزشي را بايد تقويت بكنيم. يعني عكاس نبايد برود عكس بگيرد. بعد از اين مدتي اين تبديل به يك تكنسين ميشود. او بلد است يك عكس از تئاتر بگيرد . ولي بلد هستيم عكس تئاتري بگيريم كه با زاويه نگاه خودتان و هر كسي باز اويه نگاه خودش.اين معضلي شده كه عكاسي از تئاتر است امروزه تا عكس تئاتر. عكاسي تئاتر درست است يا عكس در تئاتر.
آيا حالا ما ميتوانيم بگوييم عكاسي در تئاتر داريم.
عكاسي در ايران پديده شده و در هيچ جاي دنيا ما به اين اندازه عكاس تئاتر نداريم. به شدت علاقمند دارد. من در يك مجموعه خواندم كه 500 نفر از نمايش «حضرت والا» كار حسين پاكدل عكاسي كردند. اين تعداد عكاس خيلي زياد است.
ما اينقدر كارگردان نداريم.
همه اين ها ابزار خوب دارند. ابزار حرفه اي دارند. عكاسي الان يك جور تشخص شده است. خيلي از بازيگران و ستاره هاي سينما عكاسي ميكنند و نمايشگاه عكس ميگذارند. عكاسي از ان حالتهاي گذشته در آمده كه عكاس هميشه رتبه دوم داشته است. الان خيلي عكاسان هستند كه خاطره يك روزنامه هستند. خاطره يك مجله هستند. خاطره يك جريان هستند. مثلا شما نميتوانيد سعيد صادقي را از جنگ ايران حذف بكنيد به خاطر عكسهايش. اين عكاسان از يك جايي گذشتهاند. حالا در تئاتر اين به يك پديده تبديل شده است. يعني در هيچ جاي دنيا ما اين تعداد عكاس تئاتر نداريم. ما مثالي ميزنم كه خدا كند امر به خود ستايي نشود. اين چاپ شده در بولتن جشنواره تئاتر عروسكي چند سال پيش. خبرنگار از رئيس مارك يونيما ميپرسد بنياد جهاني تئاتر عروسكي (يونيما) ميپرسد. كه نظرتان را درباره تئاترهايي كه ديديد چيست؟ ميگويد تئاترها بگذريم عكاسانتان كيهستند. اين عكسها را كي ميگيرد. يعني عكس تئاتر برايش مهم است. چون اين عكسها استانداردهاي جهاني دارند.
يعني به نوعي عكاسي تئاتر ما از تئاتر ما جلوتر است؟
يك جايي بله خيلي جلوتر است.
كجا عقبتر است؟
جايي كه عقب است در پريزنتكردن است. شما سالي10متن نمايشي چاپ ميشود ولي 10تا كتاب عكاسي تئاتر چاپ نميشود. در انجاست كه به لحاظ شخصي وقتي ما وارد سالن نمايش ميشويم عكاسي كه وارد آنجا شده از خود كارگردان بزرگتر است. وقتي سيامك زمردي مطلق وارد سالن ميشود كارگردان مي گويد باعث خوشحالي اش كه ان عكاس از كارش عكس ميگيرد. پرزندت ميكند. يعني او يك جاهايي از كارگردانان تئاتر جلوتر است و او در كار خودش به يك جاهايي رسيده كه
حالا اشكالش چيست؟
ما از اين عكاس تئاتر به عنوان يك رسانه مستقل يك چيزهايي ببينيم كه نمي بينيم. اين اتفاق الان عقب تر است. ما فقط نبايد تمام فعاليت ها عكس تئاتر خلاصه بشود در برگزاري نمايشگاه عكسي تئاتر. ما الان عكسهاي او را در قالب كتاب چاپ بكنيم. نظرياتش درباره عكاسي. نقدش در اين زمينه را چاپ بكنيم.
عكسهاي خبري كه خيلي چاپ ميشود چرا عكاسي تئاتر در اين زمينه عقب هست در نشر كتاب؟
شايد مخاطب كمتري دارد. شما وقتي كه در مشهد اجراي عمومي كه بليط بفروشيد نداريد كي حاضر است پول بدهد و برود كتاب عكسهاي آن تئاترها را بخرد؟ اين مسائل ميرود در زمينه بخشهاي دولتي كه از اين نوع كتابها حمايت بكند. مثلا فلان جشنوارهاي كه 1 ميليارد تومان بودجه دارد و 100 ميليون هم براي عكاسي تئاتر هزينه ميكند. اين جريان مستلزم نيازمند حمايتهاي دولتي است. ما بايد به سمتي ميرويم كه اتفاق هم افتاده ولي خيلي كم. اقاي زمردي در حراج آثار هنري دو عكس تئاتر خوب به قيمت مثلا 12 هزار دولار همين چند ماه پيش و همين اتفاق افتاده است. اين خيلي خوب است. و اين پول وقتي اگر بيايد من به عنوان يك عكاس كه زمينه اقتصادي خوبي در كارم باشد رشد مي كنم و برايش تلاش ميكنم.
كه مي شود عكاس حرفهاي تئاتر؟
بله مي شود عكاس حرفهاي. حالا در ايران اين قضيه خيلي اتفاقا بولد شده. الان عكاسي تئاتر در كشورما يك جايي جلوتر از تئاتر است. به طور مثال از تمرين نمايش « منهاي دو» در سايت ايران تئاتر 15 هزار و 800 تا بازديدكننده داشته ولي اين نمايش فكر نميكنم 16 هزار نفر ديده باشند. اين مثال نشان ميدهد كه اين عكس تئاتر تاثيرگذارتر است. يك نفر در مشهد امكان ديدن ان نمايش را ندارد ولي راحت ميتواند با عكس هاي ان تئاتر دسترسي داشته باشد.
رشد عكاسي تئاتر -به عنوان يك عامل تبليغاتي براي اين هنر- به نوعي سبب شده كه تماشاگران ما هم افزايش پيدا بكنند. يك عكس خوب تماشاگر به سمت سالن تئاتر ميكشاند.
بله اين اتفاق بارها افتاده است. از قديم اين عكسها را ميگرفتند و ميگذاشتند در ويترين تئاتر و سينما و ميگفتند. ولي الان روش انها عوض شده است. كه ببينيد اين صحنه هاي اين نمايش است. الان او ن حذف شده است.
الآن ما ويترين ندایرم ولي الان چيزي است به نام اينترنت داریم. چرا الان بخش تصويري ايران تئاتر با بيشترين بازديد را دارد؟ اگر خبر 100 بازديد كننده دارد عكسش 1500 بازديدكننده دارد. چون مردم علاقمند هستند كه ستاره محبوبشان را در صحنه تئاتر ببينند.
در نهايت وضعيت عكاسي تئاتر را چگونه ميبينيد و ميتوان اميدوار بود كه ما عكس را به عنوان يك ابزار تبلغاتي و يك عامل مهم در يك گروه نمايشي بدانيم و مانند همه عواملي كه نميتوان در يك گروه حذف كرد با عكاس گروه برخورد كرد. آيا ميتوان قبل از تشكيل يك گروه عكاس ان انتخاب شود. چون رمز موفقيت ماندگاري ان نمايش در نهايت همان تصاوير مانده از ان اتفاق نمايشي است.
اين موضوع كه باعث اميدواري است كه اين اتفاق بيافتد كه البته در كنار اين مسائل اتفاقات مثبت و خوب ديگري هم دارد ميافتد. تشكيل انجمن عكاسان تئاتر در دل خانه تئاتر كه نشان ميدهد كه عكاسي تئاتر را به رسميت ميشناسند. و اين انجمن در تصميم گيري در اين زمينه برنامهريزي ميكنند. كلاسهاي آموزشي دارند. نمايشگاه دارند و خيلي خوب دارند كار ميكنند. و اين نشان مي دهد كه اين ضرفيت است. براي اولين بار در تاريخ تئاتر كشور پوستر و بروشوري كه در مياد سومين عنواني كه نوشته شده عكاس تئاتر است. يعني اين به يك تشخصي رسيده است و كارگردان تئاتر معتقد است كه نام ان عكاس ميتواند مشتري و مخاطب برايم بياورد. و بهم كمك كند. اين اتفاق افتاده است. ما سرعتش را بايد ببينيم كه چه شكلي است. اين سرعت بر ميگردد به بكرانتها. بكرانتها بايد تقويت بشود. من خيلي اميدوارم به آينده عكاسي خيلي اميدوارم.
آيا شده است به عنوان يك عكاس لحظهاي را كشف كنيد كه حتي كارگردان آنرا نديده باشد؟
براي من زياد اين اتفاق افتاده است كه وقتي كارگردانان عكسهايم را ميبينند، خيلي برايشان جالب است كه از زاويه ديگري هم ميتوان برخي از لحظات نمايش را ديد. من وقتي از نمايش «كلفتها» اثر دكتر علي رفيعي عكس ميگرفتم خيلي برايم جالب بود. هميشه دكتر در جلوي صحنه و وسط سالن مينشست و كارگرداني ميكرد و من چون در تمرينات حضور داشتم، برايم خيلي جذاب بود كه از همان زاويه نمايش را ببينم. وقتي نمايش به روي صحنه رفت، چندبار از زواياي مختلف از اين نمايش عكس گرفتم. برايم جالب بود كه استاد رفيعي زوايايي انتخاب كرده بود كه بازيگران –به كمك آيينههايي كه در صحنه وجود داشت- در موقعيتهايي قرار ميگرفتند كه در هيچجاي ديگر نمايش قرار نميگرفتند. معلوم بود كارگردان آن ميزانسنها را در جايي كه مينشست، طراحي كرده بود و من در تمرينات به كشف آن نقطه از صحنه رسيدم و از آن زاويه عكس گرفتم. وقتي دكتر عكسها را ديد خيلي ذوق كرد و گفت: چه خوب كه آنها را ديدي. انتظار داشت كه همه آن لحظات را نبينند. چون وقتي اين صحنهها به عكس تبديل ميشوند، همه ميتوانند لحظات ناب نمايش را ببينند. عكسها موقعيتها و پرسپكتيو پرسوناژها را در موقعيتهاي مختلف نمايشي نشان ميدهد.
به نظر ميرسد كه همه نمايشها داراي لحظاتي براي كشف عكاس هستند و عكاسي موفق است كه بتواند آنها را كشف كند.
دقيقا. حتي برخي كارگردانان خواهان ديدهشدن لحظات آثارشان هستند و برخي از آنان متوجه نيستند كه از اين زاويه به غير از آن چيزي كه خودشان ميبينند، چه اتفاقي ميافتد. من در نمايشي از بالا عكس گرفتم و كارگردان وقتي تصاوير مرا ديد خيلي برايش جالب بود كه اگر از بالا صحنه را ببيند، چه اتفاقاتي در نمايش خواهد افتاد.
قبول داريد عكاسي تئاتر خيلي به فضاهاي بصري خود تئاتر وابسته است، حتي اگر آن تئاتر اثر با كيفيتي هم نباشد؟
بله. برخي از نمايشها جذاب نيستند ولي وقتي عكسهايشان را ميبينيد، از لحظات نابي كه در آنها وجود دارد لذت ميبريد. حتي براي برخي شايد اين تصور پيش ميآيد كه چقدر كار خوبي بوده است.
بهنوعي فرمهاي زيبا در تئاتر بيشتر به درد عكاس تئاتر ميخورد تا محتوا و مفهوم نمايش.
بله. اصلا فرم ميزانسنها و فرم چيدمان بازيگران و طراحي لباس و صحنه، به عكاس براي ثبت يك عكس خوب خيلي كمك ميكند.
به نظر ميرسد عكسها درمقايسه با گذشته كه خيلي درگير پيچيدگيهاي فرم نمايش ميشدند، الآن خيلي ساده شدهاند و البته جذابتر.
بله دقيقا همينطور است. به نظر من يك شكل ديگر از عكاسي تئاتر ظهور كرده است. مدتي پيش كه داشتم روي كتاب تاريخ مصور تئاتر كار ميكردم، ديدم تا پيش از دهه70، عكسها بيشتر شبيه عكسهاي يادگاري هستند تا تئاتر. اما هر چه جلوتر ميآييم عكسها خيلي فرماليستيتر ميشوند. در سالهاي اخير، حالتهاي ديگري وارد عكسها شدهاند. حتي بعضي مواقع عكسها به يكسري نقاشيهايي تبديل شدهاند كه با نور شكل گرفتهاند. شايد بتوان گفت كه ويژگي يا نگاه جديدي به عكس تئاتر اضافه شده است. به نظر من عكسهاي تئاتر خيلي جذاب شدهاند.
اين نگاه جديدي كه شما عنوان كرديد بيشتر به عكاسي تئاتر در پايتخت ختم ميشود و در تمام شهرستانها فراگير نيست.
به خاطر اينكه شهرستانها تئاتر ندارند يا اينكه كمتر تئاتري روي صحنه ميرود.
شهري مانند مشهد كه تئاتر دارد.
اجراهايش درمقايسه با تهران خيلي كمتر است. سالن و همچنين اجراهاي تئاتر مشكل ديگري است. متاسفانه در بيشتر شهرستانهاي كشور براي امكانات تئاتري مانند نورپردازي، طراحي گريم، لباس و دكور كمتر ارزش قائل هستند. بهنوعي فضاي نمايشها در تئاتر شهرستان خالي است و كمتر از نورهاي استاندارد تئاتر استفاده ميشود.
به نظر شما چون تئاتر مشهد، از لحاظ امكانات تئاتري فقير است، نبايد به مقوله عكاسي تئاتر بپردازد؟
به هيچوجه. عكاسان تئاتر در همه شهرستانها بايد با جديت فعاليت كنند. برگزاري جشنوارههايي مانند راه روشن كه در مشهد برگزار شد، به همين منظور است كه درحقيقت اينها رشد پيدا بكنند.
… و سخن آخر؛ عكاسي تئاتر در مشهد!
به نظر من در مشهد، هنرمندان خلاقي وجود دارند كه عكس تئاتر خوب ميگيرند و ميتوانند اين هنر را ادامه دهند. به شرطي كه شرايطي براي استمرار فعاليت آنها فراهم شود. اگر از آنان حمايت شود، بهطورحتم سبب رشد عكاسي تئاتر در مشهد هم خواهند شد. ما در انجمن عكاسان خانه تئاتر منتظريم تا خانه تئاتر در شهرها تكثير شود تا ما هم با رونقدادن به انجمن عكاسان تئاتر در مشهد، بتوانيم عكاسان اين عرصه را ساماندهي و در ادامه حمايت كنيم. به نظر من اگر شرايطي مهيا شود كه تئاتر در مشهد رشد كند، بهطورحتم عكاسي تئاتر هم به رشد خواهد رسيد و عكاسان هم جاي خود را در تئاتر اين شهر باز خواهند كرد.
