» گفت‌و‌گو » پيرامون آموزش و ارتباط آن با امكانات تئاتر عروسكي با علی پاکدست
گفت‌و‌گو

پيرامون آموزش و ارتباط آن با امكانات تئاتر عروسكي با علی پاکدست

نوامبر 10, 2025 0

پيرامون آموزش و ارتباط آن با امكانات تئاتر عروسكي با علی پاکدست

مشهدتئاتر- جواد اشکذری: علي پاكدست متولد 1350 در همدان است. او عضو هيأت مديره يونيما (مبارك)، عضو هيأت مديره انجمن نمايشگران عروسكي و مسئول كانون تئاتر عروسكي مركز هنرهاي نمايشي كشور مي‌باشد.

در كارنامه پاكدست نمايش‌هاي عروسكي«از آدم تا آدم»، «يك تجربه تازه»، «خيمه‌شب‌بازي به شيوه قاجار»،  «خانه عروسكي»، «جنگ سوم»، «ضحاك»، «مرد فرزانه، پير ديوانه»، «اپراي رستم و سهراب» و نمايش‌هاي تلويزيوني «آلوده و پاكيزه»، «لي‌لي لي‌لي حوضك»، «بستني‌ها»، «افسونگران»، «در به درها»، «اپرای رستم و سهراب»، «اپرای عاشورا»، «سومین کرانه‌ی رود» و «اپرای مولوی» مي‌باشد.

فعالیت گسترده این هنرمند در عرصه‌های تولید، اجرا و تدریس بهانه‌ای شد تا پیرامون «آموزش»، «امكانات» و «تماشاگر» در تئاتر عروسکی هم‌كلام شويم.

 

تاثيرگذارترين عنصر در رشد هنر تئاتر عروسكي اين است كه اصحاب آن از علم و آگاهي بسياري برخوردار باشند. نگاه شما به مقوله‌ی آموزش چگونه است؟

چون در دانشگاه تحصيل و اتفاقاً تدريس هم كردم، به‌درستي مي‌دانم كه آموزش نمايش عروسكي در چه مسيري قرار دارد. ما بايد در دانشگاه يك دوره چهار ساله يا حتي شش ساله به عنوان فوق ليسانس داشته باشيم. شما ببينيد كساني كه در رشته تئاتر قبول مي‌شوند دو سال به صورت مشترك و دو سال بعد را هم در گرايش خود تحصيل مي‌كنند و در نهايت از ميان آنها تعدادي، تئاتر عروسكي را به‌عنوان رشته هنري خود انتخاب مي‌كنند و در اين رشته مشغول به كار مي‌شوند و به نظر من هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد چون مي‌دانيم آنها چه واحدهايي را مي‌گذرانند. دروسي كه آن‌ها مي‌گذرانند به كار و زمان بيشتري نياز دارد و دو سال اصلاً كفايت نمي‌كند. چون تئاتر عروسكي از اركان مهمي مانند نمايشنامه‌نويسي، طراحي، كارگرداني و ساخت عروسك، ساخت دكور و عروسك‌گردانی تشكيل شده است. حالا فكر كنيد درطي چند سال چه درسي را مي‌توان به دانشجو ارائه كرد.

مشکل کجاست؟

مشکل اینجاست که بسیاری از واحدهايي كه در دانشگاه ارائه می‌شود، نيازي نیست و برخی از دروسی که بایستی در دانشگاه تدریس شود، متاسفانه ارائه نمي‌شود و سيستم دانشگاهي براي نمايش عروسكي آن درس را طراحي نكرده است و كارگاه‌هايي هم كه در دانشگاه وجود دارد، اغلب خيلي سطحي شكل مي‌گیرد و كارگاه‌هاي كارگرداني و يا ساخت عروسك هم به شكل اصولي تشكيل نمي‌شود. باور كنيد فارغ‌التحصيلي داشتيم كه در روز پايان‌نامه‌اش رنگ آبي نداشت و رنگ‌هاي قهوه‌اي و زرد را مي‌خواست با هم مخلوط كند. خب معلوم است كه اين آدم رنگ‌ها را نمي‌شناسد و اصلاً نمي‌داند كه 3 رنگ اصلي آبي ، قرمز و زرد است. آموزش چقدر بايد ضعيف باشد كه دانشجو نتوانسته كوچكترين قوانين هنر را بياموزد.

در حال حاضر آموزش تئاتر عروسكي فقط در دانشگاه‌هاي هنر خلاصه مي‌شود؟

بله، آموزش تئاتر عروسكي فقط محدود به دانشگاه است ولي ما مي‌توانيم در گروه خودمان نيز آموزش داشته باشيم. هنرمنداني كه در برخی از نمایش‌ها مانند اپراي «رستم و سهراب» حضور داشتند، همه در همان گروه آموزش ديدند و به عنوان عروسك‌گردان به خصوص در زمينه عروسك نخي هم بسیارخوب كار كردند.

بالاخره آموزش، آن هم چند ماه، در يك گروه، هزينه و امكاناتي را در بر خواهد گرفت كه شايد از عهده هر كسي و گروهي برنيايد؟

شما فكر مي‌كنيد در نمایش‌هایی مانند «رستم و سهراب» كه آموزش آن شش ماه طول كشيد، بچه‌هاي گروه، تمام اين مدت را دست‌مزد گرفتند؟ نه به اين شكل نبوده است. آنها به خاطر عشق و علاقه‌اي كه به اين هنر داشتند تمام سختي‌ها را تحمل كردند و كار را به اتمام رساندند.

منظور من اين است كه درتوليد يك نمايش عروسكي يك بخش تئوري و دانشگاهي وجود دارد و يك بخش هم امكاناتي است كه بايد باشد و اين دو موضوع هيچ مغايرتي با هم ندارند. اگر اين مراحل درست طي بشود، اگر كساني كه وارد توليد تآتر عروسكي مي‌شوند دغدغه آن را داشته باشند، حتم بدانيد كه محصول كار يعني توليد، اثر جذابي خواهد شد. من به جرات مي‌گويم پشت صحنه تئاتر عروسكي «رستم و سهراب» و بسیاری از نمایش‌های دکتر بهروز غریب‌پور خودش به تنهايي يك دانشگاه است. به خاطر اينكه شما در دانشگاه امكانات حداقلي، از جمله چند عروسك نخي را نمي‌بينيد. من تعجب مي‌كنم كه در دانشگاه رشته‌اي را تدريس مي‌كنند كه ابزار آن يعني عروسك وجود ندارد. من نمي‌دانم استاد چه چيزي را مي‌خواهد تدريس كند؟

با توجه به تحصيلات‌تان در دانشگاه، شما امكانات آموزشي را در چه حدي ديده‌ايد؟

ما در دانشگاه اتاق پنج در پنجي داشتيم كه در آنجا هم كار ساخت عروسك را انجام مي‌داديم و هم از آن به عنوان پلاتوي تمرين استفاده مي‌كرديم. به نظر من آموزش نمايش عروسكي بايد در صحنه كلاسيك نمايش انجام گيرد. صحنه‌ي آماده‌اي كه براي تمرينات خاص هر شيوه نمايش عروسكي مناسب باشد. شيوه عروسكي دستكشي، سالن و صحنه خاص خودش را مي‌خواهد، شيوه نخي هم به همين صورت. اينها امكاناتي است كه بايد در اختيار دانشجويان باشد. در دانشگاه از زماني كه من درس مي‌خواندم تا امروز، هر چه زمان مي‌گذرد، امكانات هم كمتر مي‌شود. همه اين عوامل سبب مي‌شود كه نمايش عروسكي روز به روز در واقع در مسير سقوط بيفتد و دچار مشكلات عديده شود.

اين مشكلات عديده كه شما مي‌گوييد در تمام گونه‌هاي نمايشي وجود دارد.

بله، ولي توليد نمايش عروسكي پروسه پيچيده‌‌تري نسبت به توليد گونه‌هاي ديگر تئاتر دارد. متأسفانه امكاناتي كه الآن در دانشگاه‌هاي ما وجود دارد، امكانات فيزيكي نيست. شما فكر كنيد بايد كارگاهي براي ساخت عروسك وجود داشته باشد و حالا آن كارگاه مجهز به چه ابزاري بايد باشد، اين‌ها خودش قابل بحث است. يك كارگاه، چند ميز كار مي‌خواهد و دانشجو براي كار روي آن ميز چه ابزاري را نياز دارد. اما امكانات ديگري كه وجودش ضرورت دارد، امكانات علمي است. يعني بايد برخورد علمي كرد با تئاتر عروسكي، يعني دانشجوي تئاتر عروسكي بايد درام بلد باشد، بايد طراحي ياد داشته باشد، بايد داراي علم مجسمه‌سازي باشد. اما الآن درانتخاب دانشجو چه معيارهايي وجود دارد؟ انتخاب يك دانشجو بر چه اساسي مي‌باشد؟ آيا او با ادبيات آشناست؟ طراحي را مي‌شناسد؟ از تاريخ هنر چيزي مي‌داند؟ اينها فاكتورهاي مهمي هستند.

بهرحال وقتي از تئاتر عروسكي مي‌خواهيم سخن بگوييم بايد به خيلي از مقوله‌هاي ديگر هم وارد بشويم. ما كه فقط مقوله ساخت عروسك را نداريم، با مقوله‌هاي ديگري هم مانند بازي‌دهندگي، نمايشنامه‌نويسي و كارگرداني هم مواجه هستيم. اگر شما تنها عروسك داشته باشيد، باز هم نياز آموزش نمايش عروسكي مرتفع نمي‌شود. بايد صحنه‌اي منطبق بر اين گونة نمايشي وجود داشته باشد كه شما بتوانيد آن عروسك را بازي بدهيد. حتي عروسك‌هاي نخي به يك شكل نيستند و براي خود دنياي گسترده‌اي دارند. ما عروسك‌هاي دستكشي را هم داريم كه هر كدام در جاي خودشان علم وسيعي را دارند. عروسك‌هاي دستكشي فقط اين نيست كه شما فقط در دستتان كنيد و آن را تكان دهيد، هر عروسك دستكشي مي‌تواند با هم تفاوت داشته باشد، هم به لحاظ ساخت و هم به لحاظ كاربردش روي صحنه و تمام گونه‌هاي مختلف نمايش عروسكي به امكانات نياز دارد. يعني كارگاه‌هايي كه به شما امكانات ساخت عروسك براي تمام شيوه‌ها را بدهد.

نمايش عروسكي بسيار گسترده است. متاسفانه در ايران برخي فكر مي‌كنند اين هنر خيلي ارزان و سهل‌الوصول است. در صورتي كه اين ذهنيت كاملاً اشتباه است. نمايش عروسكي هم از لحاظ هزينه‌اي كه دارد و هم به لحاظ نياز به زمان بيشتر براي توليد، به آن نمي‌شود سهل‌الوصول و ارزان نگاه كرد.

به‌نوعی نمایش عروسکی هنر پرهزینه‌ای است که به طور حتم اگر هر نمایشی از آن هزینه‌ها بزندبه کیفیت اثرش لطمه خواهد خورد.

بله، تئاتر عروسكي، از گونه‌های نمایشی پر هزينه است، اما اين موضوع به معني اشرافي بودن نمايش عروسكي نيست. ببينيد عروسك‌های برخی از نمایش‌ها يك گنجينه ملي است و اين گنجينه سال‌هاي طولاني مي‌تواند براي تئاتر مملكت ما وجود داشته باشد و تا زماني كه اين گروه و اين نمايش پابرجا باشد مي‌تواند پذيراي آدم‌هاي مختلفي باشد كه آموزش ببينند و سال‌هاي سال همراه اين گروه به اجراي آن بپردازند. اين مسئله گران بودن يا اشرافي بودن‌ آن نيست و به همان اندازه‌اي كه تئاتر عروسكي گسترده است، آموزش آن هم بايد گسترده‌تر باشد و همين طور امكانات آن.

از سخنان شما مي‌توان اينگونه استنباط كرد كه «آموزش» و «امكانات» رابطه مستقيمي با هم دارند و به نوعي با همديگر كامل مي‌شوند؟

بله درست است. آموزش و امكانات رابطه تنگاتنگي با يكديگر دارند. همانطور كه گفتيم اين امكانات يا فيزيكي است يا علمي كه يك بخشي از آن را اصلاً نمي‌توان به چشم ديد. به طور مثال كساني كه تدريس ساخت عروسك نخي مي‌كنند، بعيد مي‌دانم كه يك بار عروسك نخي ساخته باشند و در آخر ترم هم عروسك‌هايي كه ساخته مي‌شوند را مي‌بينيم كه نه كاربرد درستي روي صحنه دارند و نه زيبايي. شما قضاوت كنيد كه اينگونه آموزش براي توليد عروسك به عنوان عنصر مهم نمايش عروسكي چه ضربه‌اي مي‌زند.

آيا برخورد علمي كه انتخاب استاد قوي و مسلط هم يكي از آنهاست، مي‌تواند از مشكلات تئاتر عروسكي بكاهد؟

متاسفانه استاداني كه الآن در دانشگاه تدريس مي‌كنند، همان دانشجويان چند سال گذشته همان دانشگاه‌اند. در واقع نزول آموزش علمي در دانشگاه‌ها را مي‌بينيد كه چقدر است. به نظر من به كارگيري آن‌ها درست است اما نه به عنوان استاد دانشگاه. به هر حال دانشجو وقتي فارغ‌التحصيل مي‌شود براي كسب كردن شايستگي و توانايي خود بايد مراحلي را طي كند كه حتي پنج يا شش سال هم كافي نيست.

به نظر من تشكيلاتي كه اين اساتيد را انتخاب مي‌كند به نظر من خيلي بسته عمل مي‌كند و نگاه حرفه‌اي و نيز دلسوزانه به اين موضوع ندارد و من براي آموزش تئاتر عروسكي در دانشگاه متاسفم.

من فكر مي‌كنم كمبود امكانات و نبود اعتبار كافي سبب به كارگيري هنرجويان در مسند استادي دانشگاه باشد. شما براي آموزش صحيح و اصولي چه معيارهايي را براي انتخاب استاد پيشنهاد مي‌كنيد؟

استاد بايد بر چند اساس انتخاب شود. رتبه علمي اين استاد بايد خيلي مهم باشد و علاوه بر آن خودش بايد هنرمند اين كار باشد و يا شناخت خيلي بالايي در اين زمينه داشته باشد و داراي علم و اطلاعات جديد و به روز باشد كه متاسفانه اين معيارها در انتخاب استاد رعايت نمي‌شود.

فكر مي‌كنيد نگاه مديران برنامه‌ريز و اهميت دادن آنها مي‌تواند به رشد تئاتر عروسكي كمك كند؟

بله، اهميت دادن به نمايش عروسكي مي‌تواند امكانات را هم به‌وجود آورد.

اين اهميت الان وجود ندارد؟

به طور گسترده نه، وجود ندارد.

چرا، علت كجاست؟

شايد دليل اصلي‌اش اين باشد كه خبرگان نمايش عروسكي وقتي امكانات مي‌گيرند، تماشاگر هم مي‌توانند جذب كنند، اما اگر اين كارشناسي كه از دانشگاه بيرون مي‌آيد نتواند امكانات به دست بياورد، شايد دليلش ضعفي است كه در خود دارد.

از يك طرف كمبود امكانات سبب عدم آموزش صحيح مي‌شود و از طرفي ديگر آموزش يافته‌ها هم در گرداب كمبود امكانات مسير نادرستي را طي مي‌كنند. به نظر شما دو ضلع مهم آموزش و امكانات به‌روي ضلع سوم مثلث ما يعني تماشاگر تاثير نمي‌گذارد؟

به نظر من امكانات، آموزش صحيح و خلاقيت هنرمند اگر در كنار همديگر قرار گيرند، مي‌توانند جلوه زيادي داشته باشند. ما براي تئاتر عروسكي نمي‌توانيم بگوييم كه امكانات فوق‌العاده زيادي نيازمند است. چون اين موضوع بيشتر به توجه كارگزاران اين برنامه برمي‌گردد. حالا يك وقت يك نمايش عروسكي با يك ميليون هزينه مخاطبان بسياري را مي‌تواند جذب كند و گاهي هم نمايش با صد ميليون تومان اين كار را انجام مي‌دهد. اين موضوع بستگي به ساختار آن اثر دارد ولي ميان امكانات و آموزش رابطه مستقيمي وجود دارد.

…و در نتيجه تماشاگر تئاتر عروسكي؟

ما هم اكنون تماشاگر تئاتر عروسكي به صورت حرفه‌اي نداريم. مقطعي است. يك وقت تئاتري كار مي‌شود و يك عده مي‌آيند مي‌بينند و مي‌روند و چند سال بعد تئاتر ديگري و تماشاگري ديگر. ببينيد نمايش عروسكي ما بايد تماشاگر خاص خود را داشته باشد. همين‌طور كه در اروپا هرگونه نمايش تماشاگر خاص خود را دارد.

اين تماشاگري كه شما آن را حرفه‌اي مي‌ناميد را چه كسي يا كساني به وجود مي‌آورند؟

همان كساني كه اثر خوبي را توليد مي‌كنند. وقتي توليد وجود داشه باشد تماشاگر حرفه‌اي هم به وجود خواهد آمد. من معتقدم كه تماشاگر با خودش تماشاگر مي‌آورد و همديگر را به نوعي پشتيباني مي‌كنند كه بيايند تا تئاتر عروسكي ببينند.

به نظر من در جامعه نياز است كه يك نگاه مثبتي به نمايش عروسكي ايجاد شود، وقتي سياستگذاران فرهنگي جامعه به اين نياز پي ببرند، نگاه آنها تغيير مي‌كند و وقتي اين نگاه تغيير كند در واقع تماشاگر نمايش عروسكي هم زياد مي‌شود و پشت آن هم تعليم و تربيت تماشاگر پيش مي‌آيد. منظورم از تربيت اين است كه تماشاگر اثري كه مي‌بيند، بتواند آن را خوب نقد كند و فقط نگويد خوب است يا بد، اين كافي نيست. تماشاگر بايد تشخيص دهد كه اين تئاتر اگر جذاب است به چه دليل مي‌باشد.

آقاي پاكدست به نظر شما علت اين‌كه برخي از نمايش‌هاي عروسكي مخاطبي ندارند، چيست؟ آيا اين موضوع به نگاه هنرمند برنمي‌گردد؟

به نظر من مخاطب‌شناسي ما خيلي ضعيف است. با توجه به شرايط فرهنگي و نيز شناختي كه نسبت به كشور خود دارم، فكر مي‌كنم خيلي حرف براي گفتن داريم چه در ادبيات كلاسيك و چه در ادبيات مدرن. ما مي‌توانيم از اين‌ها خيلي خوب استفاده بكنيم.

ببينيد اگر شما نمايش‌هايي را مي‌بينيد كه بسيار ضعيف است و هيچ بار هنري ندارد، بايد تقصير را گردن كساني انداخت كه اجازه‌ي اجراي چنين نمايش‌هايي را به آنها مي‌دهند. ما اگر بتوانيم هنرمندان با استعداد را در جريان توليد قرار دهيم، آنها مي‌توانند بهترين نمايشگر نمايش عروسكي باشند. ما الآن مشكلمان چه در تهران و چه در شهرستان‌ها توليد تئاتر عروسكي است. نبايد تئاتر عروسكي ما متكي به يك يا دو هنرمند فرهيخته باشد، بايد چندين هنرمند اين چنين داشته باشيم. ما توليد تئاترعروسكي نداريم و آنچه هم توليد مي‌شوند، بيشتر اهدافي چون شركت در جشنواره را دارند. اگر در سال 20 تئاتر عروسكي قوي توليد شود، حتم بدانيد كه استعدادهاي فراواني در عرصه تئاتر عروسكي كشف مي‌شوند.

شما فكر كنيد در مشهد اگر 2 كارگردان كار تئاتر عروسكي كنند و به آنها اطمينان داشته باشيم كه موفق خواهند شد و به ذوق و استعداد و نيز مديريت آنها هم اعتماد كنيم، به طور حتم در گروه خودشان مي‌توانند حداقل هر كدام 20 نفر آدم را به كار گيرند و زماني مي‌بينيم كه در تئاتر عروسكي مشهد 40 نفر در سال مشغول به فعاليت هستند و در جريان توليد قرار گرفته‌اند و اين خود يك آموزش محسوب مي‌شود، چون هنرمندي كه هم به لحاظ هنري و هم به لحاظ مديريت قوي باشد، اثري مي‌تواند خلق كند كه تئاتر عروسكي و تماشاگر را با هم آشتي دهد.

در تهران هم همين‌طور. اگر 10 كارگردان انتخاب شوند و به توليد بپردازند، هر كارگردان مي‌تواند، ده‌ها كارگردان، عروسك‌گردان، عروسك‌ساز و ديگر هنرمندان را فعال كنند و آن زمان مي‌توانيد ببينيد در سال 150 نفر به صورت حرفه‌اي دارند فعاليت مي‌كنند كه هم مخاطب را مي‌شناسند و هم ادبيات را مي‌شناسند وهم در حين توليد كار، آموزش مي‌دهند و به شدت نيازمنديم كه در سراسر كشور گروه‌هاي تئاتر عروسكي به وجود بيايد.

ما در نهايت مي‌توانيم اين گونه نتيجه بگيريم كه امكانات مي‌تواند سطح آموزش را بالا ببرد و گروه‌هايي را به وجود آورد كه به صورت علمي آثار بسيار با كيفيتي توليد مي‌كنند و در نتيجه در جذب تماشاگر هم موفق باشند.

بله، اين نكته‌اي كه شما گفتيد، مصداق عيني‌اش مي‌تواند اپراي عروسكي «رستم و سهراب» باشد. حدود هشت ماه فقط براي تمرين عروسك‌گرداني زمان صرف شد و بيش از آن حدود يك سال طراحي عروسك‌ها به طول انجاميد و بعد طراحي لباس انجام گرفت تا به مرحله ساخت رسيد و بالاخره زمان بسيار طولاني طي شد تا اين نمايش به مرحله توليد رسيد كه امروز شما آن را روي صحنه مي‌بينيد كه عروسك‌ها از لحاظ حركتي و ظاهري چقدر كامل و حرفه‌اي هستند و هيچ ايرادي نمي‌شود به آنها گرفت، به خاطر اينكه پروژه مسير درست را پشت سر گذاشته است. پروژه تمرينات ما هم همين طور بود. ما در ابتداي دوره دو ماه آموزش در خصوص به كارگيري سبك عروسك نخي درخارج از كشور ديديم و بعد به ايران برگشتيم و دوره چند ماهه‌اي براي آموزش گروه برگزار كرديم و بعد از آن پروژه تمرينات كار اپراي «رستم و سهراب» را شروع كرديم كه اين هم در واقع يك پروژه حرفه‌اي درست بوده كه امروز نتيجه آن را شما مي‌بينيد. به هر حال مسير منطقي و حساب شده پروژه توليد نمايش به نظر من محصولش يك اثر موفق مي‌باشد و اين موضوع نشان مي‌دهد كه مهم است كه نمايش عروسكي چگونه روي صحنه برود. ما بسياري از كارهاي ديگري را هم مي‌بينيم كه يك يا دو روزه توليد مي‌شوند اما ديگر كارهاي به ياد ماندني نيستند و تماشاگر را نمي‌توانند به سالن بياورند، چون مراحل توليدشان را درست پشت سر نگذاشته‌اند و در واقع پشت توليد نمايش فكر كارشناسي نبوده و اين موضوع نشان مي‌دهد كه هر كسي مي‌تواند به خودش اجازه دهد كه كار عروسكي بكند و اين درست نيست.

بي‌كيفيتي نمايش‌هاي عروسكي و در نتيجه از دست دادن تماشاگر شايد محصول نگاه نادرست سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان اين عرصه باشد.

اين نكته‌اي كه شما مي‌گوييد درست است. نگاه سياست‌گذاران نمايش عروسكي درست نيست و اگر آنان اشتباه نمي‌كردند، مسير اين هنر جذاب به اين سمت نمي‌رفت.

فكر مي‌كنيد هم‌اكنون در توليد اثر، كيفيت جايگاه ندارد؟

الآن براي شما از تلويزيون كه با برنامه‌هايش آشنا هستيد، مثالي مي‌زنم. شما توليدات نمايش عروسكي 15 سال گذشته تلويزيون را با آثار فعلي آن مقايسه كنيد. در واقع مي‌بينيد كه تلويزيون در اين باره سير نزولي را طي كرده‌است و توليدات نشان مي‌دهد كه سياست‌گذاري غير منطقي به خطا مي‌رود و نتيجه آن را هم تاكنون ديده‌ايم. به طور حتم تئاتر صحنه‌اي هم حال خوشي بهتر از آن ندارد و متأسفانه اين نگاهي كه شما مي‌گوييد وجود دارد. يعني توليد بالا با هزينه كمتر، با هدف ارائه آمار، بدون توجه به كيفيت آن.

براي جمع‌بندي این مباحث اگر حرف، پيشنهاد و يا انتقادي داريد بفرماييد؟

پيشنهادي كه در واقع انتقاد ما نيزهست: من به عنوان مسئول تئاتر عروسكي اگر بخواهم برنامه‌اي ارائه بدهم كه اجرا بشود، خيلي از مشكلات حل خواهد شد كه بخش اساسي اين ماجرا توليد است. در بخش توليد مي‌تواند هم آموزش اتفاق بيافتد و هم امكانات پيش بيايد و نيز تماشاگراني هم پرورش پيدا كنند. ببينيد در بحث پزشكي يك دانشجوي پزشكي وقتي وارد دانشگاه مي‌شود و درس‌هاي تئوري خود را مي‌گيرد و براي گذراندن بخش عملي وارد بيمارستان‌ها مي‌شود و دوره عملي را شروع مي‌كند، يعني آن چيزهايي را كه به شكل تئوري فرا گرفته حالا مي‌خواهد عملي بكند و بعد وقتي به آن تجربه كافي رسيد، مطبش را مي‌زند و مريضان خود را درمان مي‌كند يا به هر حال شروع مي‌كند به كار حرفه‌اي كردن.‌ نمايش عروسكي هم بايد كارش به اين صورت باشد. يعني كساني كه مي‌خواهند كار تئوري بكنند، به شكل تئوري بايد آموزش ببينند و امكان تجربه داشته باشند. لذا هنرجوي نمايش عروسكي نياز دارد به سالن برود و بتواند تمام شيوه‌هاي كلاسيك نمايش عروسكي را تجربه بكند و بعد برسند به آنجايي كه خود كار توليد كنند. اين اتفاق اگر بيفتد، تمامي مشكلات حل مي‌شود.

دنياي تئاتر عروسكي به قدري گسترده و وسيع مي‌باشد كه حتي خود ما هم كه در واقع فارغ‌التحصيل اين رشته هنري هستيم و به صورت حرفه‌اي فعاليت مي‌كنيم، نياز مبرم به آموزش دوباره داريم. نمايش عروسكي هنري است كه از نظر فرهنگي و نيز از نظر تربيتي در واقع آنقدر قدرتمند است كه مي‌تواند در تمام اين حيطه‌ها نقش خودش را داشته باشد و اين ممكن است در جامعه ما از نظر سياستگذران فرهنگي اين هنر ناشناخته باشد كه اگر اين عدم شناخت حل شود، در جامعه خيلي از مشكلات حل خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×