» گفت‌و‌گو » بومی‌نویسی در نمایشنامه، ضرورتی فرهنگی است
گفت‌و‌گو

بومی‌نویسی در نمایشنامه، ضرورتی فرهنگی است

نوامبر 9, 2025 0

مشهدتئاتر- سید جواد اشکذری: دکتر سعید اسدی از هنرمندان برجسته تئاتر کشور است که در دانشگاه‌های هنرهای دراماتیک دانشگاه‌های تهران تدریس می‌کند و به‌عنوان یکی از صاحب‌نظران و مدرسان نمایشنامه‌نویسی کشور مطرح است. او هم‌اکنون مدیر تالار تئاتر مولوی تهران است که امسال هم به‌عنوان بازخوان و داور جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر حضور داشت.
با دکتر اسدی که به بهانه شکل‌گیری شورای نمایشنامه‌نویسی مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس مدتی میهمان و استاد راهنمای درام‌نویسان مطرح تئاتر مشهد بود، گفتگویی درباره نمایشنامه‌نویسی بومی و رضوی داشته‌ایم که می‌خوانید:
ابتدا گفتگویمان را به بحث بومی‌نویسی در جهان کنونی اختصاص می‌دهیم.
هر آدمی جهانی دارد و هر نمایشنامه‌ای به جهان آدم‌ها می‌پردازد. اگر تئاتر بخواهد به‌جای مطرح‌کردن وجه انتزاعی‌ هر اندیشه‌ای، به آن عینیت بخشد، ناگزیر است به جهان آدم‌ها رجوع کند. بخشی از این جهان ذهنیت آدم‌هاست و بخشی دیگر از آن هم عینیت زندگی‌شان.
مانند؟
مانند فرهنگ که یک ویژگی معنوی دارد و یک ویژگی مادی. هر نویسنده‌ای در هر جای دنیا بنویسد، قاعدتا درباره نوع بشر می‌نویسد، ولی او قرار نیست نسخه‌ای برای نوع بشر ارائه دهد. در این کره خاکی، تمام ملل و قومیت‌های مختلف بشر پراکنده شده‌اند، ولی هر نویسنده‌ای در هر جای دنیا باشد، درباره انسان می‌نویسد. درباره محله‌اش. درباره آن چیزی می‌نویسد که تجربه‌اش کرده یا حتی می‌تواند مبنا و مبدأ، تخیلش باشد.
بنابراین بومی‌نویسی در پازل بزرگ جهانی دنیای نویسنده یک ضرورت به شمار می‌آید.
بله، بومی‌نویسی نه تنها یک ضرورت فرهنگی است، بلکه یک اقتضا و ضرورت درام‌نویسی است. هر نمایشنامه‌نویسی برای نوشتن، ناگزیر به شکل‌دادن جهان کاراکترهایش است و برای شکل‌گیری جهان زندگی‌اش در درام، ناگزیر است به آن جهان برگردد.
آیا می‌توان در انحصار جغرافیایی جهان نمایشنامه، به تفکر بومی معتقد بود؟
شاید در برهه‌ای از زمان، تفاوت آدم‌ها و جهان پیرامونشان بیشتر احساس می‌شد و تا حدودی جاهای دست‌نخورده زیاد پیدا می‌شد، اما در دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، یک‌شکلی و یک‌دستی اتفاق افتاده است. در جهان جدید آدم‌ها خیلی شبیه همدیگر شده‌اند. به‌طورمثال وقتی کسی وارد مشهد می‌شود، از لحاظ معماری یا دیگر ویژگی‌های فرهنگی، آن احساس را ندارد که از تهران یا هر شهر دیگری خارج شده است.
اما همواره روحیاتی وجود دارد که ویژگی بومی را نشان می‌دهد. این نکته را نباید فراموش کنیم که ما وقتی نمایشنامه می‌نویسیم، درحال بازنمایی کردن هستیم و این شیوه‌های بازنمایی است که می‌تواند نشان دهد که به این خصلت‌های بومی چقدر می‌توانیم نزدیک باشیم و چقدر از آن‌ها فاصله بگیریم. لزوما نمایشنامه‌نویس برای «مشهد نوشتن» یا «مشهدی نوشتن» نیازی به برجسته‌کردن لهجه این شهر ندارد. بلکه او از «مشهدی‌بودن» می‌تواند به‌عنوان یک عنصر مهم بهره ببرد. باید در نظر بگیریم که در اینجا استراتژی نمایشنامه‌نویس خیلی اهمیت دارد. اینکه او باید چیزی بنویسد که مشهدی‌بودن را برای مخاطب القا کند تا جغرافیا و ویژگی‌های فرهنگی آن برجسته شوند. ولی گاهی هم نویسنده، با داشتن نگاه جهانی که در مشهد دارد، به وضعیت بشری نگاه می‌کند و الزاما دیگر «مشهدی‌بودن» نمی‌تواند هدف نمایشنامه او باشد. در واقع مشهدی‌بودن می‌تواند متریالی را در اختیار نویسنده قرار بدهد که با آن محصول نهایی بتواند به هدف و غایتش
برسد.
جنبه‌های مذهبی پایتخت معنوی کشور می‌تواند در ایجاد ظرفیت موضوعی نمایشنامه‌نویسان مؤثر باشد؟
ویژگی مذهبی‌بودن مشهد، به‌جای اینکه آن‌را خاص کند، ایرانی‌جهانی کرده است. در این شهر به‌دلیل رفت وآمد بسیار آدم‌های مختلف با فرهنگ‌های متفاوت، جهان چند فرهنگی شکل گرفته است. مانند بسیاری از شهرهای جهانی که زیارتگاه دارند، اما با این تفاوت که جنبه‌های مذهبی شهر مشهد به باورهای اعتقادی مردم آن گره خورده است. به‌طورحتم قطب مذهبی شیعی که در مشهد قرار گرفته، جاذبه‌های بسیاری برای نمایشنامه‌نویسان به‌وجود آورده است.
مشهد برای نمایشنامه‌نویسانش می‌تواند شهر باظرفیتی باشد تا در این وادی به کشف برسد که چقدر ویژگی‌های بومی مشهدی‌ها به ویژگی‌های فرهنگی زائران گره خورده است و آن‌ها چقدر در مقایسه با مسافران شهرها و کشورهای دیگر، مشهدی‌بودن خود را برجسته می‌کنند؟ این موضوع می‌تواند یک ظرفیت فوق‌العاده‌ای باشد که متأسفانه تا حالا از آن استفاده اساسی نشده است.
اگر از این منابع موضوعی که شما به بخشی از آن اشاره کردید استفاده می‌شد، به‌طور‌حتم مشهد می‌توانست هم‌اکنون پایگاه اصلی تئاتر رضوی در کشور باشد، ولی برخی شهرهای استان از این ظرفیت‌ها بهتر و بیشتر بهره برده‌اند و نتایج بیشتری هم در تئاترشان کسب کرده‌اند.
بله، واقعا همین‌طور است. برخی مواقع نگاه‌کردن به مضامینی از دور، مجال بیشتری به نویسندگان می‌دهد تا عمیق‌تر به این‌گونه مضامین بپردازند. با این دوری یا نگاهی بیرونی به ماجراداشتن شاید بهتر می‌توانند ماجراهای این شهر را ببینند. شاید مشهدی‌ها گاهی به مشهدی‌بودنشان آن‌قدر عادت می‌کنند که به آنچه اطرافشان می‌گذرد، واقف نیستند، ولی شاید دیگران که با فاصله به مضامین رضوی این شهر می‌پردازند، بهتر از خود آنان بتوانند مشهد و خلق‌وخوی مشهدی‌ها را نشان دهند. ولی همیشه این دغدغه ملی برای تمام آدم‌ها هست که به مضامین مربوط به وجود حرم مطهر تنها امام شیعه در ایران تعلق‌خاطر و علاقه‌ نشان دهند.
به نظر شما چرا به آموزه‌های رضوی به شکل عمیق در آثار نمایشی‌ ما پرداخته نشده و در این رابطه بسیاری از مضامین به سمت موضوعاتی چون شفا یا مسائل روزمره زائران رفته است؟
دو علت اساسی وجود دارد. یک علت به جریان کلی برمی‌گردد که در این زمینه به‌وجود آمده است. زمانی که جوشش نوشتن از خود نویسندگان شروع نمی‌شود و آغاز تولید اثر براساس گفتمان‌های رسمی و تبصره‌شده مدیران فرهنگی است، نمایشنامه‌نویسان به‌جای پژوهش و عمق‌بخشی به مضامین اثرشان، به سطح بسنده می‌کنند، چون کسانی که بخواهند حمایت کنند باید به‌روشنی این نمادها و نشانه‌های شناخته‌شده را در این آثار ببینند. اما علت دوم آن به ماهیت تئاتر دینی برمی‌گردد که متأسفانه هرچند تلاش شده تا برایش همایش و سمیناری برگزار شود، اما در این زمینه خیلی کاوش نشده است.
دین یک تجربه است و ایمان هم یک تجربه غریب که ما هنوز در آثارمان برای تبدیل‌کردن به آن تجربه ایمانی، راهکارهای مناسبی پیدا نکرده‌ایم.
دلیلش چیست؟
به‌طورحتم دلیلش به خود نمایشنامه‌نویسان برمی‌گردد. آن‌ها در آثارشان وقتی می‌خواهند به تجربه‌های دینی و ایمانی بپردازند، ظاهر را بیشتر از باطن تحلیل می‌کنند و بیشتر به‌دنبال این مسائل می‌روند. البته به این نکته می‌توان اضافه کرد که جاذبه‌های عمومی و قشری مضامینی چون شفا برای مردم عام جذاب‌تر است و هنرمندان علاقه‌مندند که از این جاذبه شگفت‌انگیز و حتی فرا واقع‌گرایانه بهره ببرند که این موضوع امر خیلی غریبی است و این غریب‌نمایی، می‌تواند خیلی جذاب باشد. از طرف دیگر تجربیات تکنیکال نمایشنامه‌نویسان هم باید افزایش پیدا کند و تا حدودی راه‌های رفته را مطالعه کنند تا با اتفاقات گذشته بیشتر آشنا شوند. تحقیق هم نکردیم تا ببینیم در دنیا چه تئاترهایی به ویژگی‌های روحانی توجه داشته‌اند و در این زمینه به توفیقاتی رسیده‌اند؟ آیا شیوه‌های آن‌ها به کار ما هم می‌آید؟ در این مسیر خیلی دلی و در واقع موردی و موسمی پرداختیم و در واقع به سمت جریان متداوم پیش‌رونده تکامل‌یافته‌ای نرفتیم.
چون به‌جای برنامه‌ریزی بلند‌مدت، دل خوش تک‌جرقه‌ها و حرکت‌های ناپایدار شدیم.
بله، مقطعی‌بودن یا موسمی‌بودن، یکی از مشکلات نمایشنامه‌نویسی در زمینه‌های رضوی است. باید ضرورت پرداختن با این مضامین درونی قرار بگیرد. فرهنگ را نمی‌شود به آن شکل مهندسی کرد. تولید فرهنگی را هم همین‌طور. بنابراین در این زمینه باید چشم‌انداز تعیین کرد، اما در ابتدا آن چشم‌انداز را باید خوب ترسیم کنیم و در ادامه باید فرصت عملش را خوب فراهم
بکنیم.
آیا در نمایشنامه‌نویسی رضوی و دینی‌ ما این فرصت عمل وجود داشته است؟
تا حدودی نه و این موضوع برمی‌گردد به درک مدیران از آنچه می‌خواهند اتفاق بیفتد. چون آن‌ها بودجه، امکانات و نیز فضاهای نمایشی را در اختیار دارند و تصمیم می‌گیرند که به چه شکلی در اختیار نویسندگان قرار دهند. به طورحتم تصمیم آن‌ها بر این اساس است که بتوانند خروجی‌اش را برای خودشان توجیه کنند. برخی از آن‌ها به‌دلیل ناآگاهی از هنر، تحلیل‌های خیلی عمیق و ژرفی ندارند و همواره این مشکل وجود داشته است. مگر اینکه آن‌ها به هنر و خلاقیت هنرمندان اطمینان کنند و به این اعتقاد برسند که محصول این اعتماد، ضد آن چیزی که فکر می‌کنند قرار نیست عمل کند. در سال‌های گذشته هم در زمینه‌های تئاتر دفاع مقدس یا تئاتر دینی این اتفاق افتاد و بی‌اعتمادی به هنرمندان، این مضامین را به مرز تعطیلی کشاند و به طورحتم این تعطیلی‌ها به‌خاطر بی‌اعتمادی دوطرفه هنرمندان و مدیران خواهد بود.
در پایان نظرتان درباره شورایی‌نوشتن نمایشنامه‌نویسان مشهدی با حضور استادانی چون شما چیست؟
تشکیل شورای نمایشنامه‌نویسان، مصداق شعار «هنر را به خود هنرمندان بسپارید» است؛ یعنی هنرمندان خودشان را داوری کنند.هرچند این شورا یک شکل رسمی دارد، اما در آن یک فضای همراه و همدل برای گفتگو، نقد، نظر و حتی بحث‌وجدل وجود دارد و ما در آنجا همدیگر را کامل می‌کنیم. شکل‌گیری این‌گونه جمع‌ها، نشان از تکامل است که ما در آن، از ایده تا نمایشنامه سفری را با هم انجام می‌دهیم و محصولاتش را هم با یک خرد جمعی پیش می‌بریم. اگر این اتفاق تداوم داشته باشد، می‌تواند هم از لحاظ ویژگی‌های زیباشناختی، هنری، تکنیکال و فنی و هم از لحاظ محتوایی و درون‌مایه نتایج راضی‌کننده‌ای را در عرضه نمایشنامه‌نویسی به‌وجود بیاورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×