» گفت‌و‌گو » تئاتر؛ آزمایشگاه روانی انسان‏های جامعه
گفت‌و‌گو - نوستالژی

تئاتر؛ آزمایشگاه روانی انسان‏های جامعه

نوامبر 10, 2025 0

مشهدتئاتر- دکتر محمّد‌علی لطفی‌مقدّم که از اوّلین فارغ‌التحصیلان دانش‌سرای دراماتیک تهران است، مرکز آموزش‌ تئاتر خراسان در مشهد را بینان‌گذاری نمود. او سال‌ها مدرّس تئاتر بوده ‌و در عرصة نویسندگی، کارگردانی و تولید، کارهای شاخصی را ارائه کرده است‌ وی در بیش از چهار دهه فعّالیّت گستردة تئاتری‌ خود، مسئولیّت‌های بسیاری را برعهده‌ داشته‌ است‌ که ‌از‌ آن‌ جمله می‌توان به تدریس تئاتر در دانشگاه فردوسی مشهد، ریاست ادارة فرهنگ و هنر گرگان و رشت، معاونت و سرپرست ادارة کلّ فرهنگ و آموزش عالی، سرپرستی نمایش در جشنوارة طوس، داوری در جشنواره‌های مختلف و همچنین شورای بازبینی ادارة کلّ فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ خراسان اشاره ­کرد.

در این کتاب دو گفت ­وگو از این هنرمند منتشر شده که در یکی به فعّالیّت‌ و دغدغه‌های تئاتری او پرداخته و در دیگری تأسیس مرکز آموزش تئاتر را به‌عنوان جریان‌سازترین اتفّاق در تاریخ تئاتر مشهد مدّنظر قرارداده­ایم.

آنچه می‌خوانید مجموع چند گفت‌و‌گوی استاد با خبرگزاری­ها و نشریاتی مانند: سایت «آگاه‌فیلم» و «شهرآرا» است.

– تئاتر و ارتقاء انسان به سوی قلّة‏ رفیع کرامت انسانی

محمدّعلی لطفی‌مقدّم در ابتدا، فلسفة‏ تئاتر را ارتقاء انسان به‌سوی قلّة رفیع کرامت انسانی دانسته و می‌گوید: «هنر تئاتر آزمایشگاه روانی انسان‏های جامعه است. همان‏گونه که برای تشخیص دردهای جسمانی خود به آزمایشگاه‏های تشخیص طبّی روی­ می‏آوریم تا ریشه‏های مرض را شناسایی­کنیم و سپس با کمک کارشناس(پزشک) به درمان آن بپردازیم، به اعتقاد من در جامعه‏ای که به درستی تئاتر دور از همة‏ محدودیّت‏ ها، دور از همة‏ امر و نهی‏ها، دور از همة‏ كمبودهاي مادی، دور از همة‏ شارلاتانیزم‏ها و… باشد، دقیقاً همان خدمتی را نسبت به روان انجام می‏‏دهد که آزمایشگاه‏های تشخیص طبّی نسبت به جسم انجام­می‏دهند.»

او در خصوص رسالت تئاتر عنوان­می‌کند: «ایجاد سدّی نامرئی در جهان است تا از هر نوع نامردمی، از هر نوع خودخواهی و خودمحوری، از هر نوع استبداد و بی‏عدالتی پیش‏گیری­کند و اگر این نامردمی‏ها وجود دارد، مردم را بر آن واقف کند و بر آن بشوراند.»

این هنرمند با بیان اینکه جایگاه هنر تئاتر در قلّه است، بیان­می­کند: «احساس من نسبت به تئاتر به‏ویژه آنچه در کشور ما وجوددارد، نوعی حسرت است. منابع بی‏شماری از نمود فرهنگ به صورت مکتوب و شفاهی در کشور ما وجوددارد امّا ما به­درستی از آن‏‌ها که سرمایه‏های کمی هم نیستند، بهره­نمی‏گیریم.

لطفی ادامه­می‌دهد: «موضوع تئاتر، انسان است و انسان‏ها در تمام جهان وجوه اشتراکی دارند و تئاتر به همة موضوعاتی که به انسان‏ها مربوط­می‏شود، می‏پردازد. طبیعی است که مردم هر جامعه و هر منطقه نیز مسایل خاصّ خود را دارند ولی تئاتری موفّق است مسائلی را مطرح می‏ کند، مربوط به همة انسان‏ها در همة ادوار تاریخ و در همة‏ جهان باشد و چنین است که هنوز آثار بزرگانی چون «آشیل»، «سوفوکل» و «اروپید» در جهان اجرا­می‏شوند و مردم دردها و مسایل خود را در این آثار که پنج قرن قبل از میلاد نگاشته شده، می‏بینند. تئاتر نباید تاریخ­ مصرف داشته­باشد.

-آغاز تئاتر با بازیگری در سبزوار

او بعد از ارائة تفکّرات و دیدگاه خود دربارة تئاتر، علّت جذبش به‏ سمت هنر تئاتر را نمی‌داند: «شاید یک نیروی درونی مرا به این دنیای مقدّس می‏خواند. گاهی شعر می‏گفتم ولی هرگز راضی نمی‏شدم حتّی زمانی‏که در دانشکدة هنرهای دراماتیک پذیرفته­شدم، به صورت هم‏زمان در رشتة‏ حقوق دانشگاه تهران هم قبول شدم ولی باز هم تئاتر را انتخاب­کردم.»

این نویسنده و کارگردان تئاتر مشهد در جواب این پرسش که تئاتر برای شما از چه زمانی شروع شد، می‌گوید: «کار تئاتر را از سال دوّم دبیرستان زیر نظر استاد حسین صَفی‏آبادی در سبزوار شروع­کردم. او هنرمند متعهّدی بود که خیلی باذوق و پرتلاش برای دیدن تمام برنامه‌های تئاتر کشور مدام در رفت‌وآمد بود. تمام معلّم‌های دبیرستان را جمع کرده بود و تمرین­می‌داد. من الفبای تئاتر را از او یاد گرفتم. البته آن‌زمان بیش­تر تئاتر مناسبتی بود و عوایدش برای مستمندان استفاده می‌شد و اگر قرار بود کمک مالی به جایی شود، ما ترتیب برنامه‌هایش را می‌دادیم و تمام عواید کارمان در همین راه‌ها مصرف می‌شد؛ یعنی دراصل تئاتر برایمان هیچ سود مالی نداشت.»

او ادامه می‌دهد: «کلاس دوّم دبیرستان بودم که ماشاء… وحیدی از پیش‌کسوتان بزرگ تئاتر ایران در آن زمان یک گروه را به مشهد آورد و دو ‌یا سه روز اقامت­داشتند. یادم هست نزدیک روز اجرا یک فرد از آن‌ها دچار مشکل شد و نتوانست نقشش را روی­صحنه ­ببرد و این آغاز زندگی هنری من در بازی بود؛ چراکه به‌جای آن فرد انتخاب­شدم. در اصل از کلاس هشتم پایم به صحنه بازشد. بعدها در تهران«تئاتر پاریس» را زیر نظر«عبّاس تفکری»و «صمد صباحی» به‏صورت آماتور اجراکردم همچنین با بازی و کارگردانی در نمایش‏هایی که از سوی آموزش و پرورش تدارک­دیده­می‏شد، کار را ادامه دادم. در ادامه هم، به‌طور حرفه‌ای وارد تئاتر شدم، هم می‌نوشتم و هم کارگردانی می‌کردم.

لطفی‌مقدّم نداشتن سالن را از مشکلات عمدة تئاتر عنوان می‌کند: «یکی از خاطراتی که برای همیشه در ذهنم مانده، این است که ما همیشه درگیر گرفتن سالن بودیم. در زمانی مجبور شدم پیش یکی از متموّلین که امور سالن در دست او بود، بروم. وقتی درخواست جا برای تئاتر کردم، جواب منفی شنیدم؛ امّا به هر شکلی که بود، رضایت استاندار را گرفتم و بالاخره برای اجرا به سالن نمایش رفتیم. وقتی آنجا رسیدیم، متوجّه شدیم دور‌تادور صحنه را گُل‌کاری کرده‌اند؛ یعنی یک‌جوری که تا نصف بدن بازیگران گُل بود و خودشان دیده نمی‌شدند! به این ترتیب نمایش کنسل­شد. به‌هرحال برنامه‌ریزی کردم و خودم مدّتی مسئول روابط‌عمومی‌ سالن هلال‌احمر شدم تا توانستیم سالن را تعمیرکنیم و برای بچّه‌های تئاتر یک جای ثابت آماده­کنیم.

-تئاترهای جریان‌ساز از هنرمندان تاثیرگذار

وی در نگاهی به شروع کارش در تئاتر، به یاد گذشته بنیان‏گذاران و تأثیرگذاران تئاتر مشهد می‌افتد: «هنرمندان برجسته‏ای از دیرباز در مشهد فعّالیّت‏های تئاتری داشته‏اند، ولی اغلب کار آنان فصلی و مناسبتی بوده است، به‌طور مثال؛ برای کمک به سیل‏‌زدگان یا زلزله‌زدگان برنامه‏ای را تدارک می­دیدند و درآمد آن‏را به این امر خیر اختصاص می‏دادند. اغلب این هنرمندان دبیران آموزش و پرورش بودند. یکی از افراد بسیار مؤثّر، امیرحسین مهرپور بود که با ترجمه و اقتباس آثار خارجی به‏ویژه«مولیر» و به‏روی صحنه بردن این آثار حرکت‏های بزرگی در زمینه‏ تئاتر را رهبری کرده است. در مشهد، تئاتر دایمی نیز وجود داشت که آخرین آن«تئاتر گلشن» تا قبل از انقلاب اسلامی دایربود. روان‏شاد منصور همایونی یکی از دل‏سوختگان رشته تئاتر از معدود کسانی بود که با ارثیة پدری تئاتر دائمی نادر را دایرکرد.

لطفی مهم­ترین منبع تاریخی تئاتر را کتاب«سرگذشت نمایش در مشهد» نوشته منصور همایونی عنوان­می‌کند: این کتاب کوچک سابقة تئاتر مشهد را از سال1290 رهیابی­کرده است. در این سال‌ها، کارهای اجرایی فراوانی توسط گروه‏های آماتوری و به‏ویژه دانشجویی در مشهد طی سال‏های قبل از دهه چهل به‏صحنه­رفته است که می‌توانم به نمایش‏های«داش‏آکل»، «دست بالای دست»، «ستاره و رمضان»، «کتک خورده» و«راضی» به‌کارگردانی«منوچهر خادم‏زاده»، نمایش«اوج» نوشتة‏«خسرو هشیار»، تئاتر«یک‏بار دیگر ابوذر» نوشتة‏«رضا دانشور»، تئاتر«آریا داکاپو» نوشتة‏«وینسنت می‏لی» و به کارگردانی«داریوش ارجمند» اشاره­کنم. این آثار و نیز نمایش‏های«ناگسستنی» و«مادر» که هر دو نوشتة«خسرو هوشیار» و به‌کارگردانی«منوچهر خادم‏زاده» را گروه تئاتر«آپادانا» بین سال‏های 1340 و 1348 به­روی­صحنه­بردند.»

او می‌افزاید: «گروه تئاتر«پارت» نیز به‌سرپرستی«داوود کیانیان»، نمایش‏‏های«مطرود» نوشته ‌و کارگردانی­شده توسط داوود کیانیان، نمایش«از پا نیفتاده‏ها» نوشتة‏«دکتر ساعدی» و کارگردانی «محّمدتقی رفقی» و«ویلن‏ساز کرمونا» نوشتة‏«فرانسوا کوپه» و کارگردانی داوود کیانیان به صحنه­بردند. «روان‏شاد منصور همایونی» نیز به‏عنوان سرپرست و کارگردان گروه تئاتر «آرش»، آثاری جذّاب مانند«مشهدی عباد» و«آرشین مالالان» را به‏صحنه­برد که فوق‏العاده مورد استقبال مردم قرار گرفت. همچنین در آن سال‏ها گروه تئاتر«میترا» به‌سرپرستی«فریدون صلاحی»، «جذام» نوشته‏ «رضا صابری» و کارگردانی«خسرو نیک‏آموز» را به­صحنه­برد.»

این هنرمند مطرح تئاتر از «روان­شاد ­ماشاءا… وحیدی» یادی­می‌کند: «او را از سال 1330 می‏شناختم، که با یک گروه سیّار، نمايش­«مکافات» را در شهرستان‏ها به صحنه می‏برد و من نیز در آن نقشی داشتم. بعدها هرگاه به اصفهان سفر می‏کردم کارهای او را در تئاتر اصفهان که با تئاتر ارحام صدر رقابت داشت، دنبال­می‏کردم. در اوّل انقلاب نیز که او به مشهد آمده بود و من سرپرست ادارة کل بودم، برایش کلاس آموزشی گذاشتم که جوانان را تعلیم­می‏داد و چند اثر کمدی مورد توجّه نیز در تالار هلال‏احمر و تالاری در حوزه هنری مشهد به­صحنه­برد.»

این استاد تئاتر مشهد درخصوص تحوّلات تئاتر مشهد می‌گوید: «توجّه به آموزش علمی تئاتر، انسجام گروه‏ها و رقابت سالم  و نیز همکاری مؤثّر با یکدیگر، استقرار گروه در مرکز آموزش تئاتر امکان تمرین در سالن‏های کوچک مرکز، تأمین اعتبار هر چند ناچیز برای تهیّة دکور و اکسسوار و دستمزد عوامل، آغاز اعزام گروه‏های تئاتر به شهرستان‏های خراسان و بعد هم به سایر استان‏ها، دعوت از گروه‏های تئاتر مرکز و اجرای برنامه در مشهد، آماده‌کردن یک سالن آمفی‏تئاتر کوچک در محلّ ادارة کلّ فرهنگ و هنر و یک سالن کوچک در محل مرکز آمفی­تئاتر و تئاتر رو باز در حیاط مرکز آموزش تئاتر از مهم­ترین عوامل تحوّلات تئاتر مشهد در گذشته است.»

لطفی دربارة اجرای تئاترهای مطرح تئاتر تهران در مشهد مطرح می‌کند: «گروه‏های تئاتر از وزارت فرهنگ و هنر چندین بار به مشهد اعزام شدند. اجرای تئاترهای«لبخند باشکوه آقای گیل»همچنین «بازرس» و«حسن سنتوری» سبب شد هنرمندان بزرگی چون«علی نصیریان»، «عزت‏الله انتظامی»، «ایرج راد»، «حسن اسلامی»، «محمّدعلی کشاورز»، «جعفر والی»، «داوود رشیدی»، «محمّدعلی جعفری»، «فخری خوروش» و«تانیا جوهری» به مشهد سفر کنند. در آن سال‏ها دو فیلم سینمایی «آقای هالو» و«گاو» از نوشته‏های دکتر غلام‏حسین ساعدی به کارگردانی داریوش مهرجویی در مشهد اکران­شده­بود و همین موضوع سبب شد که مردم به دیدن کارهای صحنه‏ای این هنرمندان علاقه‎‏مند شوند و برای دیدن کار آنان از یکدیگر سبقت­بگیرند. حضوراین هنرمندان به مشهد برای هنرمندان مشهدی نیز موقعیّت خوبی را به­وجودآورد که از تجارب هنرمندان قدیمی تئاتر ایران بهره­بگیرند.»

-اجرای تئاترهای مذهبی در اوایل انقلاب اسلامی

دکتر لطفی‌مقدّم درخصوص وضعیّت و کیفیّت تئاتر مشهد بعد از انقلاب اسلامی اظهار می‌دارد: «تئاتر مشهد در سال‏های اوّلیه انقلاب، شروع خوبی نداشت، اوّل اینکه مراکز آموزشی تئاتر تعطیل شده بود و دیگر اینکه جمع­شدن در سالن‏ها با مشکلاتی مواجه بود.»

وی در ادامه عنوان می‌کند: «از کارهای درخشان در اوایل انقلاب، تئاتر «حجّ ابراهیم» از کمال‏الدّین غُراب بود که با سنت‌شکنی در محیطی خاص، همانند: «تئاترهای دیونیزوسی درسالن ورزشی مهران» به­صحنه­رفت و با استقبال بی‏نظیری هم مواجه­شد. بعدها جشنواره سراسری تئاتر فجر، انگیزة فعّالیّت بسیاری از گروه‏ها شد و خوشبختانه آثار هنرمندان مشهدی مانند: «خانات» و«رامرودی‏ها» در این جشنواره درخششیدند.»

این هنرمند در خصوص تئاترهای مذهبی مشهد در سال‌های اوّل پیروزی انقلاب اسلامی می‌گوید: «هیچ‎گاه تئاتر از مذهب فاصله­نگرفت چون تئاتر و مذهب هم‏زاد هم بودند و هستند. در گهوارة‏ اولیة تئاتر(یونان باستان)، مذهب بود و مذهب. تئاتر بر همین اساس جشن دیونیزوسی به انگیزة مذهبی برپامی‏شد و محتوای اصلی آن تئاتر بود بنابراین از آنجا که مذهب و تئاتر یک هدف­دارند و آن ارتقاء انسان به جایگاه واقعی کرامت انسانی است، به‏عقیدة‏ من هر تئاتری که سعی­کند در این راه(ارتقاء انسان) حرکت­کند، درحقیقت تئاتر مذهبی به‏ شمارمی‏ آید. درهمین­ راستا نمایش «یک‏بار دیگر ابوذر» از مهم­ترین کارهای ماندنی، بحث‌برانگیز و اثرگذار در عرصة تئاتر مذهبی مشهد به­ شمار­می‌آید که براساس نوشته‏ای از«روان‏شاد دکتر علی شریعتی» نوشته ­شده ­بود و به‌کارگردانی داریوش ارجمند در تالار رازی به­صحنه­رفت. بعدها این نمایش در تالار حسینیّة ارشاد تهران اجرا شد و مورد استقبال هم قرارگرفت همچنین تئاتر«باران» اثر داوود کیانیان نیز در زمینة کارهای مذهبی از جایگاه ویژه‏ای برخورداربوده­است ولی بعد از انقلاب باید از دو کار برجستة«جشن خون» و«حج ّابراهیم، حجّ عاشورا» اثر کمال‏الدّین غُراب یادکرد که بسیار اثرگذاربودند. بازی درخشان روان­شاد حسن غُراب و محمّد صفّار در  تئاتر«حجّ ابراهیم» بسیار به­دل تماشاگران نشست.»

او ادامه می‌دهد: «اوایل انقلاب تک‏روی‏هایی شد و کارهایی نه در شأن این هنر به­صحنه­رفت ولی کم‏کم همه ‏چیز به­روال­عادی خود برگشت و شاهد حضور پرقدرت هنرمندان در جشنواره‏های سراسری تئاتر فجر بودیم. تئاتر امروز مشهد به یمن وجود هنرمندانی آگاه و دلسوز رو به تکامل رفت. کانونی به‏نام کانون هنرمندان شکل­گرفت و موضوعات آموزش تئاتر تا حدودی دوباره احیا شد. گروه‏ها، سر و سامانی گرفتند و در اواخر دهة 70، آمفی‌تئاتر مجتمع فرهنگی هنری شهید هاشمی‏ نژاد در اختیار اجرای تولیدات گروه‏های نمایشی قرارگرفت. انجمن نمایش مشهد فعّال­گردید در ادامه جشنوارة ملّی تئاتر رضوی شکل­گرفت. حرکت‏های خوبی در جهاددانشگاهی مشهد به همّت تنی چند از اساتید و به پای‏مردی کمال ‏الدّین غُراب شروع­شد که در همین راستا اجرای موفّق«درد بودن» را شاهدبودیم. در اواخر دهه 80 هم مجموعة تئاترشهر مشهد به امکانات سخت‌افزاری تئاتر اضافه­شد و همین موضوع، یکی از عوامل رشد اقتصاد تئاتر در دهه 90 گردید.»

– «تئاتر» و « شهرستان»

از او درباره ترکیب دو واژة«تئاتر» و«شهرستان» و ارتباطش را با تئاتر مشهد می‌پرسیم که در جواب می‌گوید: «هرچند تئاتر در تهران پیشرفتش بهتر از شهرستان‌ها بوده و پیشنهاد‌هایی که برای تلویزیون و سینما به بازیگر می‌شود، بهتر از دیگر جاهاست امّا خوشبختانه در ‌مورد مشهد این لفظ شهرستانی‌بودن معنایی­ندارد؛ چون وقتی کاری در مشهد تولید می‌شود، نظر هنرمندان مطرح تهرانی نسبت­به آن همیشه بسیار مثبت­است.»

او دربارة اینکه هنرمندان تئاتر مشهد وقتی به سطح خوبی از موفقیّت می‌رسند، مهاجرت­می‌کنند، می‌گوید: «شاید به‌خاطر نیاز مادّی است و در تئاتر وقتی یک هنرپیشه روی صحنه گُل­ می‌کند، تهیّه‌کننده‌های بسیاری به‌سرعت به­ سراغش می‌روند؛ به‌هرحال از نظر مالی همة این‌ها، مشکل اقتصادی هنرمند را حل­می‌کند و باید قبول­کنیم که تهران مرکز است و اگر نمایشی در سالن‌های تهران اجرا می‌شود، می‌بینیم که هیچ سالنی خالی نیست؛ حتّی تئاترهای تخت‌حوضی هم تماشاگر خاص خودش را دارد و خود دانشجویان تئاتر هم الزاماً باید نمایش‌ها را ببینند که همین، خودش ‌بخش وسیعی را پوشش­می‌دهد به‌ویژه در تهران شنیدیم همان‌طور که برای برخی از شهربازی‌ها، ارگان‌های خاصّی کارمندان خودشان را حمایت مالی می‌کنند تا از این امکانات بیش­تر استفاده­کنند، به تئاتر هم بها می‌دهند و بلیت‌های نیم‌بها بین هنرمندان پخش­می‌کنند. اگر این موضوع در مشهد هم صورت گیرد، مسلماً ما جذب مخاطب بیش­تری خواهیم­داشت.»

دکتر لطفی تصریح می‌کند: «داریوش و انوشیروان ارجمند، رضا کیانیان، مهدی صباغی و حامد بهداد از هنرمندانی بودند که عرصة‏ تئاتر شهرستان برای آن‏ها تنگ­بود و جلای وطن کردند که به‌دلیل داشتن امکانات در تهران هم خیلی­­خوب درخشیدند. هر چند مشهد و تهران را نمی‌شود و نباید ازهم­جداکرد، امّا موقعیّت‌هایش را می‌توان با هم مقایسه کرد که مسلماً از این­نظر تهران بالاتر است.»

-ضرورت توسعه زیرساخت‌ها برای بهره برداری از ظرفیت‌ها

این پیشکسوت تئاتر استان خراسان در ادامه می‌گوید: «ظرفیت‌های تئاتر در مشهد بسیار قابل توجّه است و ضرورت­دارد تا در توسعة زیرساخت‌های تئاتر این شهر جدیّت بیش­تری به­خرج­دهیم.»

او در این‌باره عنوان می‌کند: «به دنبال جلساتی که به همراهی جمعی از فعّالان تئاتر مشهد با محمّد پژمان(شهردار وقت مشهد) داشتیم، توافقی در زمینۀ ایجاد یک مجموعة وسیع و مجهّز حاصل­شد. باتوجّه به پیشنهادهای متعدّدی که درباره مختصات این مرکز ارائه شد، پیشنهاددهنده‌ها کاربری‌های گوناگونی برای آن متصوّر بودند که جزئیّات آن در نهایت منوط به تدوین آیین‌نامه‌ای شد تا اینکه درحدّامکان دربرگیرندۀ طیف‌های وسیع پیشنهادها باشد. همچنین تا جایی که بنده اطّلاع­دارم تعدادی از طرّاحان قدیمی و پرسابقة مشهد برای ارائه نظر کارشناسی در این ارتباط مورد مشورت قرارگرفتند. یکی از مواردی که می‌بایست در ایجاد چنین مجموعه‌ای در نظر گرفت، بحث مکان‌یابی مناسب است و در این ارتباط گزینه‌های متعدّدی تا کنون بررسی شده است. واضح است که مکان این مرکز باید در موقعیّت شهری مناسبی قرار بگیرد تا امکان بهره‌برداری از آن به­حداکثر برسد. امکاناتی چون پارکینگ اختصاصی و دسترسی‌ها با توجّه به خصوصیّات کلان­شهری چون مشهد نیز امری ضروری است. با درنظرگرفتن تجربه‌ای که در احداث مراکزی ازاین­دست داریم می‌توان مکان‌یابی مناسبی را برای این طرح درنظرگرفت. برای نمونه شاهد هستیم که تالار هلال‌احمر مشهد با توجّه به اینکه در مرکز شهر واقع شده، بیشتر مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفته است.»

این هنرمند پیشکسوت در پاسخ به اینکه او خود چه ماهیّتی را برای کاربری پردیس و یا مرکز تئاتر مشهد مناسب­می‌داند، تصریح­می‌کند: «شخصاً ایجاد یک مجموعة ترکیبی را تحت این عنوان مناسب‌تر می‌دانم؛ به این معنی که مجموعۀ مورد نظر تنها به سالن‌های تئاتر محدود نشود و در کنار فضاهای مناسب برای اجرای نمایش‌ها، فعّالیّت‌های دیگری را هم در زمینة هنرهای نمایشی پوشش­دهد. به نظر من در پیش‌بینی ابعاد فعّالیّت‌های چنین مجموعه‌ای نباید صرفاً به ایجاد تالارهای نمایش بسنده­کنیم. مهم‌ترین فعّالیّتی که باید در چنین مرکزی دردستورکار قراربگیرد، مرکز آموزش و پژوهش‌های تئاتری است. حتّی این ظرفیت در مشهد وجود دارد که یک آکادمی و دانشکدة تئاتر را در این شهر پایه‌ریزی کنیم. درحال­حاضر رشتة ادبیّات نمایشی در دانشگاه فردوسی مشهد برقرار است و جا دارد در رشته‌های دیگر هنرهای نمایشی هم مرکز آموزشی معتبری را ایجاد کنیم. از 44 سال پیش که در مشهد سکونت­دارم، به­اتّفاق همکارانم بنای فعّالیّت‌ها را بری آموزش نسل‌های جوان علاقه‌مند به هنرهایشی قرارداده‌ایم و برای نمونه به جرأت می‌توانم ­بگویم در همۀ این سال‌ها، هیچ بازیگری در این شهر روی صحنۀ تئاتر نرفته، مگر اینکه پیش از آن تحت آموزش‌های لازم قرارگرفته­باشد.»

این مدرّس پرسابقۀ تئاتر مشهد در پایان سخنانش در خصوص ظرفیّت‌هایی که ضرورت ایجاد چنین مرکزی را ایجاب می‌کند، می‌گوید: «در ظرفیّت‌های متعدّد تئاتر مشهد هیچ تردیدی نباید داشت. در چند سال گذشته شاهد راه‌اندازی چند تماشاخانة خصوصی در این شهر بوده‌ایم که رونق بسیار خوبی هم داشته و جوان‌های علاقه‌مند و فعّال در این مراکز گردهم آمده‌اند؛ گویی نهضت تازه‌ای در تئاتر مشهد ایجادشده و این امر بسیار دلگرم‌کننده است از سوی دیگر تعداد فارغ‌التحصیلان رشتة تئاتر در مشهد بسیار قابل­توجّه است و ضرورت دارد تا در ایجاد زمینه‌های لازم برای فعّالیّت آن‌ها بسیار جدیّت به­ خرج ­بدهیم.»

منبع: کتاب «تمام استاد» نوشته سید جواد اشکذری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×