» تئاتر مشهد » سقف تئاتر مشهد کوتاه است
تئاتر مشهد - گفت‌و‌گو - نوستالژی

سقف تئاتر مشهد کوتاه است

نوامبر 9, 2025 0

مشهد تئاتر- سروش طاهري از بازيگران برتر و تواناي تئاتر مشهد است. او هرچند از عمر تمام فعالیت‌های حرفه‌ای تئاتری‌اش بیشتر از 12 سال نمی‌گذرد ولی در همین مدت، نمایش‌های بسیاری را مانند «عاشقستان»، را بازی کرده و افتخارات بی‌شماری نیز کسب کرده است. کسب رتبه اول بازیگری مرد در جشنواره‌های معتبر کشوری چون بانوان، ماه (در دو دوره) دانشگاهیان و منطقه‌ای کشور، او را در حافظه تاریخ تئاتر مشهد ماندگار کرده است. از مهمترین افتخارات سروش طاهری، تمجید عزت ا…. انتظامی، آقای بازیگری سینما و تئاتر از بازی‌های درخشان این هنرمند جوان، در تالار اندیشه تهران به‌شمار می‌آید.

او حدود یک‌سال است که تدریس آموزش بازیگری، کارگردانی تئاتر و خیلی چیزهای مهم دیگر مانند کانون گرم خانواده‌اش را کنار گذاشته و به سودای پیشرفت به پایتخت سفر کرده است و هم‌اکنون در حال بازی در چند نمایش با کارگردانان بزرگ تئاتر کشور مانند دکتر قطب‌الدین صادقی است.

آنچه مي‌خوانيد گپ و گفت يك ساعته ما با سروش طاهري، يار تازه مهاجرت كرده تئاتر مشهد است:

-از هنر ذاتي تا حافظه عاطفي

پرسش اول اين گفتگو را به بحث ذاتي و يا اكتسابي بودن بازيگري اختصاص مي‌دهيم.

سال‌هاست همه متفكرين تئاتري و كساني كه درباره بازيگري نظرپردازي مي‌كنند، بر اين نظرند كه آيا بازيگري در ذات بازيگر است و يا هركسي با آموزش مي‌تواند بازيگر شود. آنچه من آموختم اين است كه همه ما در زندگي عادي و روزمره خودمان بازيگرم. از لحظه‌اي كه به دنيا مي‌آييم، شروع مي‌كنيم به خاله‌ بازي. همه ما خاله بازي كرديم و يا در آرزوي كودكي خودمان، نقش‌های معلم و دكتر را بازي كرده‌ايم و جالب اين جاست كه در همان بازي‌ها، يك نفر نقش ليدر را بازي مي‌كند و ديگران را هدايت مي‌كند كه در حقيقت او همان كارگردان است.

و در شما هم همين‌طور بود؟

من هم از اين قائده مستثنا نبودم و با توجه به اين‌كه پدرم هنرمند تئاتر بوده، بازيگري در خون و ذات من وجود داشته است.

يعني معتقديد كه بازيگري ذاتي است؟

بله ممكن است ذاتي باشد اما 2 نكته ديگري هم است كه بازيگري آدم‌ها را تكميل مي‌كند. يك، آموزش‌هايي آكادميك و دوره‌هاي ويژه‌اي كه يك بازيگر بايد با اساتيد مختلف ببيند و دوم حافظه عاطفي آدم‌هاست.

همه بازيگران داراي اين حافظه عاطفي هستند؟

تمام بازيگران موفق اين حافظه عاطفي غني را دارند. يعني ترس را تجربه كرده‌اند. غم و شادي را تجربه كرده‌اند و تمام حس‌هاي مختلفي كه در بازيگري استفاده مي‌شود، را به‌صورت غني و قوي تجربه كرده‌اند. من آدم‌هاي بسياري در كلاس‌هاي بازيگري ديده‌ام كه تاكنون ترس را به‌صورت عميق تجربه نكرده است و يا تجربه آن را نداشته که كسي بخواهد با او حمله كند و او در يك شرايط رعب و وحشت قرار گيرد. در نتيجه او كه تجربه‌هاي كمي در بسترهاي مختلف حسي داشته، داراي حافظه عاطفي ضعيفي است.

شما به عنوان يك بازيگر توانا تا چقدر از اين حافظه برخورداريد؟

من در زندگي سختي‌هاي زيادي كشيدم ولي اين موضوع عاطفه بسيار غني به من داده است. بنابراين وقتي بخواهم در عرصه بازيگري‌ام از حسي استفاده كنم، آن حس را كامل مي‌شناسم.‌

-احساس، تعامل، انتخاب و در نهایت تجربه

بهتر است از خصايص شخصي و دروني يك بازيگري چون شما خارج بشويم و به جنبه‌های بيروني‌ آن هم توجه كنيم. شرايط حاكم بر تئاتر شهرستان، به خصوص مشهد چگونه است که سروش طاهري در يك مسير طولاني بتواند به يك بازيگري تا حدودي كامل برسد؟

من به آنچه مي‌خواستم برسم، 6 ساله رسيدم و از سال86 تا سال 89 كه در آن سال براي هميشه به تهران رفتم، تكرار همان 6 سال گذشته بود. من در سال 86 به آنچه در تئاتر شهرم مي‌خواستم برسم، رسيدم. ولی حرف شما هم قبول دارم که اگر شرایط مهیاتر بود من زودتر از این‌ها رشد می‌کردم.

چه شرایطی؟ چه فضایی بر تئاتر مشهد حاکم بود و یا هنوز هست؟

در تئاتر شهرستان، به ویژه مشهد، همه‌چيز بيشتر براساس احساس است تا تعامل. از ارتباط احساس آدم‌ها گرفته تا نوع تئاتر كاركردن‌شان. من در عرصه بازیگری‌ام سعی کردم هر چيزي مرا راضي نكند و همواره دوست داشتم با همه هنرمندان كار كنم و از هركدام چيزي‌هايي ياد بگيرم. هركسي شیوه كاري دارد كه به من مي‌آموزد. من تقريبا به غير از يكي يا دو نفر با تمام كارگردانان تئاتر كاركردم.

شايد نقطه ضعف هم باشد، چون در كارنامه تئاتري شما كارهاي ضعيف كه به اجرا نرسيد، هم وجود دارد.

بله، ولي براي من تجربه به شمار مي‌آيند و هيچ اشكالي هم ندارد. شايد در انبوهي از كارهايي كه بازي كرده‌ام، چند كار ضعيف هم وجود داشته باشد. به‌طور مثال من با كيوان صباغ 8‌نمايش كاركردم كه شايد يكي يا دو تا از آن‌ها هم ناموفق بوده‌اند ولي تئاترهاي موفق هم با او زياد داشته‌ام.

چرا؟

چون در همه آن‌ها توانسته‌ام بازي خاص خودم را ارائه كنم و موفق هم بوده‌ام و فقط بحث جشنواره‌اش نبوده و مخاطب عام هم از آن استقبال كرده‌اند و منتقدان هم آن‌را دوست داشته‌اند. كار كردن با آدم‌هاي مختلف براي من بازيگر، اين امكان را فراهم كرد كه در نقش‌هاي متفاوتي ظاهر بشوم و شيوه فكري و اجرايي آدم‌هاي مختلف را تجربه بكنم. اين موضوع براي من كوله‌بار عظيمي از تجربه را برايم داشته است و از هركدام از آن‌ها هم چيزهاي بسیاری آموختم.

من هيچ‌گاه درگير احساسات نشدم. چون هستند برخي كه مي‌گويند من فقط با فلان كارگردان كار مي‌كنم. چون فقط فلاني است که قدرت و جايگاه مرا مي‌فهمد ولی من اين نوع تفکر را نمي‌پسندم.

چون معتقديد اين بازيگر است كه مي‌تواند جايگاه  خودش را تثبيت ‌كند.

بله، كاملا. يعني من بازيگر در كاري بازي نمي‌كنم كه تشخص داشته باشد، چون معتقدم اين منم كه بايد به آن كار تشخص بدهم. يعني مي‌گويند فلاني بازيگر در اين كار بازي مي‌كند. آن وقت اگر كارگردان بزرگي باشد اين دو در كنار هم، به هم شخصیت مي‌دهند.

من معتقدم بازيگر نبايد صبر كند كه كاري به او پيشنهاد بدهند كه به او جايگاه اجتماعي بدهد. چه فايده‌اي دارد كه او مدام يك چيز را تكرار كند. بنابراين بازيگر بايد بتواند نقش‌هاي مختلف را تجربه بكند و پتانسيل دروني خودش را به تماشاگر و جامعه تئاتري معرفي بكند.

تو در اين يك دهه بازيگري‌ات، به تكرار نرسيدي؟

هرگز.

برخي معتقدند كه برخي از نقش‌هايي كه بازي كردي، خيلي نزديك به هم هستند؟

بله برخي آن نقش‌ها شايد نزديك به هم باشند، اما دليل ندارد بازي‌ام، نزديك به هم باشد.

شما نباید نقش‌های نزديك به‌هم را انتخاب می‌کردید. مديريت بازيگر بر خودش، يعني همين.

اين ممكن است ايراد من باشد كه نقش‌هايي را كه انتخاب كرده‌ام نزديك به هم بوده اما ببنيد سقف تئاتر شهرستان كوتاه است. چون نقش‌هايي كه به بازيگر پيشنهاد مي‌شود اندك هستند و اگر هم زياد باشند، آن‌قدر تنوع ندارند كه بازيگر بتواند به راحتي همه ويژگي‌هاي يك نقش را در نظر بگيرد و دست به انتخاب بزند. شما در تئاتر خراسان مجبور هستيد كه انتخاب بشويد. من از يك سال‌هايي واقعا انتخاب مي‌كردم كه چه نقشي انتخاب كنم و با چه كارگرداني كار كنم ولي گاهي من نقشي كه در گذشته نزديك به آن‌را كار مي‌كردم را انتخاب مي‌كردم و چون چون كسي ديگر در آن زمان كار تئاتر نمي‌كرد مجبور بودم آن‌را بازي كنم و در ريزه‌كاري‌ها خلاقيت خودم را نشان دهم.

– تنگ کوچک تئاتر مشهد، سقف بلند تئاتر پایتخت

يكي از دلايلي كه از مشهد رفتيد، خوردن سرتان به سقف آن بود؟

بله، سقف تئاتر شهرستان كوتاه است. تئاتر مشهد مانند تنگ کوچکی است كه در آن 30 ماهي شناورند. من اين موضوع را از زماني كه به تهران رفتم و در تئاتر پايتخت فعاليت مي‌كنم، فهميدم. چون هر چه در آنجا مي‌پرم سرم به سقف نمي‌خورد.

و اين شايد يك نشانه باشد كه زودتر از اين‌ها بايد به پايتخت مي‌رفتيد؟

بله خيلي‌ها اين را گفتند كه بايد 5 سال قبل مي‌رفتم ولي من به اين موضوع اعتقاد نداشتم و اين‌قدر در مشهد ايستادم تا يك چيزي در تئاتر شهرم بشوم و به سقف آن برسم و بعد بروم. در آن زماني كه در مشهد تئاتر كار مي‌كردم، سرم به سقف تئاتر شهرم مي‌خورد و احساس كردم چيزي نيست كه بخواهم آن‌را كشف كنم.

گاهي مهاجرت مي‌تواند پديده بدي هم نباشد ولي دليلي هم ندارد كه يك بازيگر تئاتر شهرش را فراموش كند.

من هميشه مي‌گويم كه يك شهرستاني هستم و به اين موضوع افتخار مي‌كنم. چون در تئاتر اين شهر بزرگ شدم. كساني كه فعاليت حرفه‌اي تئاتر مي‌كنند، موفقند ولي آن‌هايي كه مي‌خواهند تازه شروع كنند، بايد به شهرستان بيايند و 7، 8 سال فعاليت كنند و تجربه بي‌اندوزند.

يعني شما بر اين نظريد كه يك بازيگر اگر بخواهد موفق‌ شود، در ابتدا بايد با كارگردان درجه چندي كه در تئاتر شهرستان هستند، فعاليت كنند؟ به نوعي تئاتر مشهد از هنرمند درجه يك؟

معلوم است كه كارگردانان تئاتر شهرستان قابل مقايسه با كارگرداني دكتر رفيعي، دكتر قطب‌الدين صادقي، محمد رحمانيان و يا محمد يعقوبي نيست ولي در سطح پايين‌تر از اين حرفه‌اي‌ها تئاتر شهرستان و تئاتر مشهد بسيار قدرتمند‌تر از تئاتر پايتخت مي‌باشد. من بازيگراني مي‌بينم كه تهراني هستند و 10 سال سابقه بازي در تئاتر را دارند اما انگشت كوچك خيلي از دوستان من در تئاتر مشهد نمي‌شوند. هرگز اقتدار تئاتري‌هاي ما را ندارند، بچه‌هاي تئاتر مشهد مثل فولاد آبديده‌اند و در شرايط سخت كار كرده‌اند و همين شرايط سخت از آنان مهره‌هاي قدرمندي ساخته است كه هركدام از آن‌ها اگر پايشان را به تهران بگذارند، براي به رسيدن به تئاتر حرفه‌اي خيلي فاصله‌كمتري را طي مي‌كنند.

چرا معتقديد كه يك بازيگر براي موفقيت بايد فعاليتش را از شهرستان‌ها آغاز كند؟

براي اينكه آموزش ببيند. منظورم آموزش غيرمستقيم است. يعني ابتدا برخورد با آدم‌ها را ياد بگيرند. دوم در شرايط سخت كار تئاتر كردن و سوم، بياموزند كه در تنگ با 30، 35 ماهي غذا جور كنند.

حالا كه به تئاتر تهران پيوستيد فكر مي‌كنيد در دريا داريد شنا مي‌كنيد؟

از وقتي به تهران رفته‌ام، احساس مي‌كنم يك ماهي كوچولو هستم كه در اقيانوس افتادم كه هرچه شنا مي‌كنم خسته‌تر مي‌شوم.

آخرين سوال، چقدر طول مي‌كشد كه سرت به سقف بازيگر تئاتر تهران بخورد؟

من فكر مي‌كنم سر عزت‌ا… انتظامي هم به سقف تئاتر تهران نخورده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×