تئاتر؛ آزمایشگاه روانی انسانهای جامعه
مشهدتئاتر- دکتر محمّدعلی لطفیمقدّم که از اوّلین فارغالتحصیلان دانشسرای دراماتیک تهران است، مرکز آموزش تئاتر خراسان در مشهد را بینانگذاری نمود. او سالها مدرّس تئاتر بوده و در عرصة نویسندگی، کارگردانی و تولید، کارهای شاخصی را ارائه کرده است وی در بیش از چهار دهه فعّالیّت گستردة تئاتری خود، مسئولیّتهای بسیاری را برعهده داشته است که از آن جمله میتوان به تدریس تئاتر در دانشگاه فردوسی مشهد، ریاست ادارة فرهنگ و هنر گرگان و رشت، معاونت و سرپرست ادارة کلّ فرهنگ و آموزش عالی، سرپرستی نمایش در جشنوارة طوس، داوری در جشنوارههای مختلف و همچنین شورای بازبینی ادارة کلّ فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان اشاره کرد.
در این کتاب دو گفت وگو از این هنرمند منتشر شده که در یکی به فعّالیّت و دغدغههای تئاتری او پرداخته و در دیگری تأسیس مرکز آموزش تئاتر را بهعنوان جریانسازترین اتفّاق در تاریخ تئاتر مشهد مدّنظر قراردادهایم.
آنچه میخوانید مجموع چند گفتوگوی استاد با خبرگزاریها و نشریاتی مانند: سایت «آگاهفیلم» و «شهرآرا» است.
– تئاتر و ارتقاء انسان به سوی قلّة رفیع کرامت انسانی
محمدّعلی لطفیمقدّم در ابتدا، فلسفة تئاتر را ارتقاء انسان بهسوی قلّة رفیع کرامت انسانی دانسته و میگوید: «هنر تئاتر آزمایشگاه روانی انسانهای جامعه است. همانگونه که برای تشخیص دردهای جسمانی خود به آزمایشگاههای تشخیص طبّی روی میآوریم تا ریشههای مرض را شناساییکنیم و سپس با کمک کارشناس(پزشک) به درمان آن بپردازیم، به اعتقاد من در جامعهای که به درستی تئاتر دور از همة محدودیّت ها، دور از همة امر و نهیها، دور از همة كمبودهاي مادی، دور از همة شارلاتانیزمها و… باشد، دقیقاً همان خدمتی را نسبت به روان انجام میدهد که آزمایشگاههای تشخیص طبّی نسبت به جسم انجاممیدهند.»
او در خصوص رسالت تئاتر عنوانمیکند: «ایجاد سدّی نامرئی در جهان است تا از هر نوع نامردمی، از هر نوع خودخواهی و خودمحوری، از هر نوع استبداد و بیعدالتی پیشگیریکند و اگر این نامردمیها وجود دارد، مردم را بر آن واقف کند و بر آن بشوراند.»
این هنرمند با بیان اینکه جایگاه هنر تئاتر در قلّه است، بیانمیکند: «احساس من نسبت به تئاتر بهویژه آنچه در کشور ما وجوددارد، نوعی حسرت است. منابع بیشماری از نمود فرهنگ به صورت مکتوب و شفاهی در کشور ما وجوددارد امّا ما بهدرستی از آنها که سرمایههای کمی هم نیستند، بهرهنمیگیریم.
لطفی ادامهمیدهد: «موضوع تئاتر، انسان است و انسانها در تمام جهان وجوه اشتراکی دارند و تئاتر به همة موضوعاتی که به انسانها مربوطمیشود، میپردازد. طبیعی است که مردم هر جامعه و هر منطقه نیز مسایل خاصّ خود را دارند ولی تئاتری موفّق است مسائلی را مطرح می کند، مربوط به همة انسانها در همة ادوار تاریخ و در همة جهان باشد و چنین است که هنوز آثار بزرگانی چون «آشیل»، «سوفوکل» و «اروپید» در جهان اجرامیشوند و مردم دردها و مسایل خود را در این آثار که پنج قرن قبل از میلاد نگاشته شده، میبینند. تئاتر نباید تاریخ مصرف داشتهباشد.
-آغاز تئاتر با بازیگری در سبزوار
او بعد از ارائة تفکّرات و دیدگاه خود دربارة تئاتر، علّت جذبش به سمت هنر تئاتر را نمیداند: «شاید یک نیروی درونی مرا به این دنیای مقدّس میخواند. گاهی شعر میگفتم ولی هرگز راضی نمیشدم حتّی زمانیکه در دانشکدة هنرهای دراماتیک پذیرفتهشدم، به صورت همزمان در رشتة حقوق دانشگاه تهران هم قبول شدم ولی باز هم تئاتر را انتخابکردم.»
این نویسنده و کارگردان تئاتر مشهد در جواب این پرسش که تئاتر برای شما از چه زمانی شروع شد، میگوید: «کار تئاتر را از سال دوّم دبیرستان زیر نظر استاد حسین صَفیآبادی در سبزوار شروعکردم. او هنرمند متعهّدی بود که خیلی باذوق و پرتلاش برای دیدن تمام برنامههای تئاتر کشور مدام در رفتوآمد بود. تمام معلّمهای دبیرستان را جمع کرده بود و تمرینمیداد. من الفبای تئاتر را از او یاد گرفتم. البته آنزمان بیشتر تئاتر مناسبتی بود و عوایدش برای مستمندان استفاده میشد و اگر قرار بود کمک مالی به جایی شود، ما ترتیب برنامههایش را میدادیم و تمام عواید کارمان در همین راهها مصرف میشد؛ یعنی دراصل تئاتر برایمان هیچ سود مالی نداشت.»
او ادامه میدهد: «کلاس دوّم دبیرستان بودم که ماشاء… وحیدی از پیشکسوتان بزرگ تئاتر ایران در آن زمان یک گروه را به مشهد آورد و دو یا سه روز اقامتداشتند. یادم هست نزدیک روز اجرا یک فرد از آنها دچار مشکل شد و نتوانست نقشش را رویصحنه ببرد و این آغاز زندگی هنری من در بازی بود؛ چراکه بهجای آن فرد انتخابشدم. در اصل از کلاس هشتم پایم به صحنه بازشد. بعدها در تهران«تئاتر پاریس» را زیر نظر«عبّاس تفکری»و «صمد صباحی» بهصورت آماتور اجراکردم همچنین با بازی و کارگردانی در نمایشهایی که از سوی آموزش و پرورش تدارکدیدهمیشد، کار را ادامه دادم. در ادامه هم، بهطور حرفهای وارد تئاتر شدم، هم مینوشتم و هم کارگردانی میکردم.
لطفیمقدّم نداشتن سالن را از مشکلات عمدة تئاتر عنوان میکند: «یکی از خاطراتی که برای همیشه در ذهنم مانده، این است که ما همیشه درگیر گرفتن سالن بودیم. در زمانی مجبور شدم پیش یکی از متموّلین که امور سالن در دست او بود، بروم. وقتی درخواست جا برای تئاتر کردم، جواب منفی شنیدم؛ امّا به هر شکلی که بود، رضایت استاندار را گرفتم و بالاخره برای اجرا به سالن نمایش رفتیم. وقتی آنجا رسیدیم، متوجّه شدیم دورتادور صحنه را گُلکاری کردهاند؛ یعنی یکجوری که تا نصف بدن بازیگران گُل بود و خودشان دیده نمیشدند! به این ترتیب نمایش کنسلشد. بههرحال برنامهریزی کردم و خودم مدّتی مسئول روابطعمومی سالن هلالاحمر شدم تا توانستیم سالن را تعمیرکنیم و برای بچّههای تئاتر یک جای ثابت آمادهکنیم.
-تئاترهای جریانساز از هنرمندان تاثیرگذار
وی در نگاهی به شروع کارش در تئاتر، به یاد گذشته بنیانگذاران و تأثیرگذاران تئاتر مشهد میافتد: «هنرمندان برجستهای از دیرباز در مشهد فعّالیّتهای تئاتری داشتهاند، ولی اغلب کار آنان فصلی و مناسبتی بوده است، بهطور مثال؛ برای کمک به سیلزدگان یا زلزلهزدگان برنامهای را تدارک میدیدند و درآمد آنرا به این امر خیر اختصاص میدادند. اغلب این هنرمندان دبیران آموزش و پرورش بودند. یکی از افراد بسیار مؤثّر، امیرحسین مهرپور بود که با ترجمه و اقتباس آثار خارجی بهویژه«مولیر» و بهروی صحنه بردن این آثار حرکتهای بزرگی در زمینه تئاتر را رهبری کرده است. در مشهد، تئاتر دایمی نیز وجود داشت که آخرین آن«تئاتر گلشن» تا قبل از انقلاب اسلامی دایربود. روانشاد منصور همایونی یکی از دلسوختگان رشته تئاتر از معدود کسانی بود که با ارثیة پدری تئاتر دائمی نادر را دایرکرد.
لطفی مهمترین منبع تاریخی تئاتر را کتاب«سرگذشت نمایش در مشهد» نوشته منصور همایونی عنوانمیکند: این کتاب کوچک سابقة تئاتر مشهد را از سال1290 رهیابیکرده است. در این سالها، کارهای اجرایی فراوانی توسط گروههای آماتوری و بهویژه دانشجویی در مشهد طی سالهای قبل از دهه چهل بهصحنهرفته است که میتوانم به نمایشهای«داشآکل»، «دست بالای دست»، «ستاره و رمضان»، «کتک خورده» و«راضی» بهکارگردانی«منوچهر خادمزاده»، نمایش«اوج» نوشتة«خسرو هشیار»، تئاتر«یکبار دیگر ابوذر» نوشتة«رضا دانشور»، تئاتر«آریا داکاپو» نوشتة«وینسنت میلی» و به کارگردانی«داریوش ارجمند» اشارهکنم. این آثار و نیز نمایشهای«ناگسستنی» و«مادر» که هر دو نوشتة«خسرو هوشیار» و بهکارگردانی«منوچهر خادمزاده» را گروه تئاتر«آپادانا» بین سالهای 1340 و 1348 بهرویصحنهبردند.»
او میافزاید: «گروه تئاتر«پارت» نیز بهسرپرستی«داوود کیانیان»، نمایشهای«مطرود» نوشته و کارگردانیشده توسط داوود کیانیان، نمایش«از پا نیفتادهها» نوشتة«دکتر ساعدی» و کارگردانی «محّمدتقی رفقی» و«ویلنساز کرمونا» نوشتة«فرانسوا کوپه» و کارگردانی داوود کیانیان به صحنهبردند. «روانشاد منصور همایونی» نیز بهعنوان سرپرست و کارگردان گروه تئاتر «آرش»، آثاری جذّاب مانند«مشهدی عباد» و«آرشین مالالان» را بهصحنهبرد که فوقالعاده مورد استقبال مردم قرار گرفت. همچنین در آن سالها گروه تئاتر«میترا» بهسرپرستی«فریدون صلاحی»، «جذام» نوشته «رضا صابری» و کارگردانی«خسرو نیکآموز» را بهصحنهبرد.»
این هنرمند مطرح تئاتر از «روانشاد ماشاءا… وحیدی» یادیمیکند: «او را از سال 1330 میشناختم، که با یک گروه سیّار، نمايش«مکافات» را در شهرستانها به صحنه میبرد و من نیز در آن نقشی داشتم. بعدها هرگاه به اصفهان سفر میکردم کارهای او را در تئاتر اصفهان که با تئاتر ارحام صدر رقابت داشت، دنبالمیکردم. در اوّل انقلاب نیز که او به مشهد آمده بود و من سرپرست ادارة کل بودم، برایش کلاس آموزشی گذاشتم که جوانان را تعلیممیداد و چند اثر کمدی مورد توجّه نیز در تالار هلالاحمر و تالاری در حوزه هنری مشهد بهصحنهبرد.»
این استاد تئاتر مشهد درخصوص تحوّلات تئاتر مشهد میگوید: «توجّه به آموزش علمی تئاتر، انسجام گروهها و رقابت سالم و نیز همکاری مؤثّر با یکدیگر، استقرار گروه در مرکز آموزش تئاتر امکان تمرین در سالنهای کوچک مرکز، تأمین اعتبار هر چند ناچیز برای تهیّة دکور و اکسسوار و دستمزد عوامل، آغاز اعزام گروههای تئاتر به شهرستانهای خراسان و بعد هم به سایر استانها، دعوت از گروههای تئاتر مرکز و اجرای برنامه در مشهد، آمادهکردن یک سالن آمفیتئاتر کوچک در محلّ ادارة کلّ فرهنگ و هنر و یک سالن کوچک در محل مرکز آمفیتئاتر و تئاتر رو باز در حیاط مرکز آموزش تئاتر از مهمترین عوامل تحوّلات تئاتر مشهد در گذشته است.»
لطفی دربارة اجرای تئاترهای مطرح تئاتر تهران در مشهد مطرح میکند: «گروههای تئاتر از وزارت فرهنگ و هنر چندین بار به مشهد اعزام شدند. اجرای تئاترهای«لبخند باشکوه آقای گیل»همچنین «بازرس» و«حسن سنتوری» سبب شد هنرمندان بزرگی چون«علی نصیریان»، «عزتالله انتظامی»، «ایرج راد»، «حسن اسلامی»، «محمّدعلی کشاورز»، «جعفر والی»، «داوود رشیدی»، «محمّدعلی جعفری»، «فخری خوروش» و«تانیا جوهری» به مشهد سفر کنند. در آن سالها دو فیلم سینمایی «آقای هالو» و«گاو» از نوشتههای دکتر غلامحسین ساعدی به کارگردانی داریوش مهرجویی در مشهد اکرانشدهبود و همین موضوع سبب شد که مردم به دیدن کارهای صحنهای این هنرمندان علاقهمند شوند و برای دیدن کار آنان از یکدیگر سبقتبگیرند. حضوراین هنرمندان به مشهد برای هنرمندان مشهدی نیز موقعیّت خوبی را بهوجودآورد که از تجارب هنرمندان قدیمی تئاتر ایران بهرهبگیرند.»
-اجرای تئاترهای مذهبی در اوایل انقلاب اسلامی
دکتر لطفیمقدّم درخصوص وضعیّت و کیفیّت تئاتر مشهد بعد از انقلاب اسلامی اظهار میدارد: «تئاتر مشهد در سالهای اوّلیه انقلاب، شروع خوبی نداشت، اوّل اینکه مراکز آموزشی تئاتر تعطیل شده بود و دیگر اینکه جمعشدن در سالنها با مشکلاتی مواجه بود.»
وی در ادامه عنوان میکند: «از کارهای درخشان در اوایل انقلاب، تئاتر «حجّ ابراهیم» از کمالالدّین غُراب بود که با سنتشکنی در محیطی خاص، همانند: «تئاترهای دیونیزوسی درسالن ورزشی مهران» بهصحنهرفت و با استقبال بینظیری هم مواجهشد. بعدها جشنواره سراسری تئاتر فجر، انگیزة فعّالیّت بسیاری از گروهها شد و خوشبختانه آثار هنرمندان مشهدی مانند: «خانات» و«رامرودیها» در این جشنواره درخششیدند.»
این هنرمند در خصوص تئاترهای مذهبی مشهد در سالهای اوّل پیروزی انقلاب اسلامی میگوید: «هیچگاه تئاتر از مذهب فاصلهنگرفت چون تئاتر و مذهب همزاد هم بودند و هستند. در گهوارة اولیة تئاتر(یونان باستان)، مذهب بود و مذهب. تئاتر بر همین اساس جشن دیونیزوسی به انگیزة مذهبی برپامیشد و محتوای اصلی آن تئاتر بود بنابراین از آنجا که مذهب و تئاتر یک هدفدارند و آن ارتقاء انسان به جایگاه واقعی کرامت انسانی است، بهعقیدة من هر تئاتری که سعیکند در این راه(ارتقاء انسان) حرکتکند، درحقیقت تئاتر مذهبی به شمارمی آید. درهمین راستا نمایش «یکبار دیگر ابوذر» از مهمترین کارهای ماندنی، بحثبرانگیز و اثرگذار در عرصة تئاتر مذهبی مشهد به شمارمیآید که براساس نوشتهای از«روانشاد دکتر علی شریعتی» نوشته شده بود و بهکارگردانی داریوش ارجمند در تالار رازی بهصحنهرفت. بعدها این نمایش در تالار حسینیّة ارشاد تهران اجرا شد و مورد استقبال هم قرارگرفت همچنین تئاتر«باران» اثر داوود کیانیان نیز در زمینة کارهای مذهبی از جایگاه ویژهای برخورداربودهاست ولی بعد از انقلاب باید از دو کار برجستة«جشن خون» و«حج ّابراهیم، حجّ عاشورا» اثر کمالالدّین غُراب یادکرد که بسیار اثرگذاربودند. بازی درخشان روانشاد حسن غُراب و محمّد صفّار در تئاتر«حجّ ابراهیم» بسیار بهدل تماشاگران نشست.»
او ادامه میدهد: «اوایل انقلاب تکرویهایی شد و کارهایی نه در شأن این هنر بهصحنهرفت ولی کمکم همه چیز بهروالعادی خود برگشت و شاهد حضور پرقدرت هنرمندان در جشنوارههای سراسری تئاتر فجر بودیم. تئاتر امروز مشهد به یمن وجود هنرمندانی آگاه و دلسوز رو به تکامل رفت. کانونی بهنام کانون هنرمندان شکلگرفت و موضوعات آموزش تئاتر تا حدودی دوباره احیا شد. گروهها، سر و سامانی گرفتند و در اواخر دهة 70، آمفیتئاتر مجتمع فرهنگی هنری شهید هاشمی نژاد در اختیار اجرای تولیدات گروههای نمایشی قرارگرفت. انجمن نمایش مشهد فعّالگردید در ادامه جشنوارة ملّی تئاتر رضوی شکلگرفت. حرکتهای خوبی در جهاددانشگاهی مشهد به همّت تنی چند از اساتید و به پایمردی کمال الدّین غُراب شروعشد که در همین راستا اجرای موفّق«درد بودن» را شاهدبودیم. در اواخر دهه 80 هم مجموعة تئاترشهر مشهد به امکانات سختافزاری تئاتر اضافهشد و همین موضوع، یکی از عوامل رشد اقتصاد تئاتر در دهه 90 گردید.»
– «تئاتر» و « شهرستان»
از او درباره ترکیب دو واژة«تئاتر» و«شهرستان» و ارتباطش را با تئاتر مشهد میپرسیم که در جواب میگوید: «هرچند تئاتر در تهران پیشرفتش بهتر از شهرستانها بوده و پیشنهادهایی که برای تلویزیون و سینما به بازیگر میشود، بهتر از دیگر جاهاست امّا خوشبختانه در مورد مشهد این لفظ شهرستانیبودن معناییندارد؛ چون وقتی کاری در مشهد تولید میشود، نظر هنرمندان مطرح تهرانی نسبتبه آن همیشه بسیار مثبتاست.»
او دربارة اینکه هنرمندان تئاتر مشهد وقتی به سطح خوبی از موفقیّت میرسند، مهاجرتمیکنند، میگوید: «شاید بهخاطر نیاز مادّی است و در تئاتر وقتی یک هنرپیشه روی صحنه گُل میکند، تهیّهکنندههای بسیاری بهسرعت به سراغش میروند؛ بههرحال از نظر مالی همة اینها، مشکل اقتصادی هنرمند را حلمیکند و باید قبولکنیم که تهران مرکز است و اگر نمایشی در سالنهای تهران اجرا میشود، میبینیم که هیچ سالنی خالی نیست؛ حتّی تئاترهای تختحوضی هم تماشاگر خاص خودش را دارد و خود دانشجویان تئاتر هم الزاماً باید نمایشها را ببینند که همین، خودش بخش وسیعی را پوششمیدهد بهویژه در تهران شنیدیم همانطور که برای برخی از شهربازیها، ارگانهای خاصّی کارمندان خودشان را حمایت مالی میکنند تا از این امکانات بیشتر استفادهکنند، به تئاتر هم بها میدهند و بلیتهای نیمبها بین هنرمندان پخشمیکنند. اگر این موضوع در مشهد هم صورت گیرد، مسلماً ما جذب مخاطب بیشتری خواهیمداشت.»
دکتر لطفی تصریح میکند: «داریوش و انوشیروان ارجمند، رضا کیانیان، مهدی صباغی و حامد بهداد از هنرمندانی بودند که عرصة تئاتر شهرستان برای آنها تنگبود و جلای وطن کردند که بهدلیل داشتن امکانات در تهران هم خیلیخوب درخشیدند. هر چند مشهد و تهران را نمیشود و نباید ازهمجداکرد، امّا موقعیّتهایش را میتوان با هم مقایسه کرد که مسلماً از ایننظر تهران بالاتر است.»
-ضرورت توسعه زیرساختها برای بهره برداری از ظرفیتها
این پیشکسوت تئاتر استان خراسان در ادامه میگوید: «ظرفیتهای تئاتر در مشهد بسیار قابل توجّه است و ضرورتدارد تا در توسعة زیرساختهای تئاتر این شهر جدیّت بیشتری بهخرجدهیم.»
او در اینباره عنوان میکند: «به دنبال جلساتی که به همراهی جمعی از فعّالان تئاتر مشهد با محمّد پژمان(شهردار وقت مشهد) داشتیم، توافقی در زمینۀ ایجاد یک مجموعة وسیع و مجهّز حاصلشد. باتوجّه به پیشنهادهای متعدّدی که درباره مختصات این مرکز ارائه شد، پیشنهاددهندهها کاربریهای گوناگونی برای آن متصوّر بودند که جزئیّات آن در نهایت منوط به تدوین آییننامهای شد تا اینکه درحدّامکان دربرگیرندۀ طیفهای وسیع پیشنهادها باشد. همچنین تا جایی که بنده اطّلاعدارم تعدادی از طرّاحان قدیمی و پرسابقة مشهد برای ارائه نظر کارشناسی در این ارتباط مورد مشورت قرارگرفتند. یکی از مواردی که میبایست در ایجاد چنین مجموعهای در نظر گرفت، بحث مکانیابی مناسب است و در این ارتباط گزینههای متعدّدی تا کنون بررسی شده است. واضح است که مکان این مرکز باید در موقعیّت شهری مناسبی قرار بگیرد تا امکان بهرهبرداری از آن بهحداکثر برسد. امکاناتی چون پارکینگ اختصاصی و دسترسیها با توجّه به خصوصیّات کلانشهری چون مشهد نیز امری ضروری است. با درنظرگرفتن تجربهای که در احداث مراکزی ازایندست داریم میتوان مکانیابی مناسبی را برای این طرح درنظرگرفت. برای نمونه شاهد هستیم که تالار هلالاحمر مشهد با توجّه به اینکه در مرکز شهر واقع شده، بیشتر مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفته است.»
این هنرمند پیشکسوت در پاسخ به اینکه او خود چه ماهیّتی را برای کاربری پردیس و یا مرکز تئاتر مشهد مناسبمیداند، تصریحمیکند: «شخصاً ایجاد یک مجموعة ترکیبی را تحت این عنوان مناسبتر میدانم؛ به این معنی که مجموعۀ مورد نظر تنها به سالنهای تئاتر محدود نشود و در کنار فضاهای مناسب برای اجرای نمایشها، فعّالیّتهای دیگری را هم در زمینة هنرهای نمایشی پوششدهد. به نظر من در پیشبینی ابعاد فعّالیّتهای چنین مجموعهای نباید صرفاً به ایجاد تالارهای نمایش بسندهکنیم. مهمترین فعّالیّتی که باید در چنین مرکزی دردستورکار قراربگیرد، مرکز آموزش و پژوهشهای تئاتری است. حتّی این ظرفیت در مشهد وجود دارد که یک آکادمی و دانشکدة تئاتر را در این شهر پایهریزی کنیم. درحالحاضر رشتة ادبیّات نمایشی در دانشگاه فردوسی مشهد برقرار است و جا دارد در رشتههای دیگر هنرهای نمایشی هم مرکز آموزشی معتبری را ایجاد کنیم. از 44 سال پیش که در مشهد سکونتدارم، بهاتّفاق همکارانم بنای فعّالیّتها را بری آموزش نسلهای جوان علاقهمند به هنرهایشی قراردادهایم و برای نمونه به جرأت میتوانم بگویم در همۀ این سالها، هیچ بازیگری در این شهر روی صحنۀ تئاتر نرفته، مگر اینکه پیش از آن تحت آموزشهای لازم قرارگرفتهباشد.»
این مدرّس پرسابقۀ تئاتر مشهد در پایان سخنانش در خصوص ظرفیّتهایی که ضرورت ایجاد چنین مرکزی را ایجاب میکند، میگوید: «در ظرفیّتهای متعدّد تئاتر مشهد هیچ تردیدی نباید داشت. در چند سال گذشته شاهد راهاندازی چند تماشاخانة خصوصی در این شهر بودهایم که رونق بسیار خوبی هم داشته و جوانهای علاقهمند و فعّال در این مراکز گردهم آمدهاند؛ گویی نهضت تازهای در تئاتر مشهد ایجادشده و این امر بسیار دلگرمکننده است از سوی دیگر تعداد فارغالتحصیلان رشتة تئاتر در مشهد بسیار قابلتوجّه است و ضرورت دارد تا در ایجاد زمینههای لازم برای فعّالیّت آنها بسیار جدیّت به خرج بدهیم.»
منبع: کتاب «تمام استاد» نوشته سید جواد اشکذری
